<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087</id><updated>2011-10-02T09:01:56.411-07:00</updated><category term='کيوس گوران اوريمي'/><category term='مجید توکلی'/><category term='حزب مشارکت ایران اسلامی ; مجاهدین انقلاب اسلامی'/><category term='احمد باطبی'/><category term='نوروز ،  مجید توکلی'/><category term='کدیور'/><category term='خاتمی'/><category term='سکولارسم'/><category term='سکولاریسم ; لائیسیته'/><category term='شعار'/><category term='apply،Technology Alert List،دانشجویان ایرانی،دانشگاه های آمریکا'/><category term='حسن عباسی، لاست،تحلیل،سریال لاست'/><category term='&quot;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&quot;،&quot;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&quot;'/><category term='۱۸ تیر ۷۸'/><category term='کروبی'/><category term='فقه شیعه، جنایت'/><category term='ابوالحسن خوشرو'/><category term='بیست و دوم بهمن'/><category term='سروش'/><category term='لائیسیته'/><category term='توهین'/><category term='دروغ'/><title type='text'>ایران مهر (IranMehr)</title><subtitle type='html'>راستی و مهر و محبت فسانه شد   قول و شرافت همگی از میانه شد    از پی دزدی، وطن و دین    بهانه شد دیده تر کن</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>52</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-1519313141593041603</id><published>2011-03-09T08:29:00.000-08:00</published><updated>2011-03-09T08:34:03.011-08:00</updated><title type='text'>پایان</title><content type='html'>به گمانم به اندازه کافی گفته ام، دیگر هنگام خاموشی و گوش سپردن است. می روم تا شاید بیشتر بدانم، اندکی صبورتر شوم، تا شاید چند گره ای از زبان و قلمم بگشایم، تا شاید بهتر شوم...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگر در این وبلاگ، &lt;a href="http://friendfeed.com/iranmehr1comrade"&gt;فرندفید&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://donbaleh.com/users/comrade"&gt;دنباله&lt;/a&gt;، &lt;a href="http://balatarin.com/users/comrade"&gt;بالاترین&lt;/a&gt;(البته چند ماهی است که آنجا نیستم)،ایمیلها و یکی دو جای دیگر نخواهم بود.این حسابها را اما پاک نمی کنم.برای غلبه بر وسوسه احتمالی بازگشت، از &lt;a href="http://anddisheh.wordpress.com/2010/12/14/end/"&gt;این ایده&lt;/a&gt; بهره می گیرم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپاس از رفیقانی که از آنها چیزها آموختم و پوزش از آنهایی که با زبان و قلمم آنها را آزردم. بدرود و &lt;b&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=dqhjc7WdBs8&amp;feature=related"&gt;پاینده ایران نازنین&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-1519313141593041603?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/1519313141593041603/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=1519313141593041603&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1519313141593041603'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1519313141593041603'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/03/blog-post_09.html' title='پایان'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-179514783576012212</id><published>2011-03-01T17:00:00.000-08:00</published><updated>2011-03-02T06:25:42.967-08:00</updated><title type='text'>برون رفت از گفتگوهای فرسایشی و حرکت به سمت تدوین استراتژی مبارزه به ویژه تظاهرات های خیابانی</title><content type='html'>کوتاه سخن آنکه چگونه از شدت این همه گفتگوی فرسایشی جناحها و دیدگاههای گوناگون خلاصی یابیم؟با به نتایج عملی نرسیدن این روش تظاهرات های خیابانی که برگزیده ایم، چه کنیم؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نخست&lt;/b&gt; آنکه باید دانست یک دسته از گفتگوها باید به طور مستمر و همیشگی درباره خطراتی که آینده جنبش به ویژه بعد از پیروزی را  تهدید میکند، به ناگزیر ادامه یابند و  کار نظری بر روی آنها انجام شود. یک کار نظری خوب و مستند و نه تنها جمله های یک خطی و احساسی و غیره. حذف این گفتگوها اشتباهی اساسی است. گفتگوهایی در مورد آینده ایران،نظام آینده ایران، جایگاه حقوق بشر، سکولاریسم(هدف اولی بسیاری &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_13.html"&gt;لائیسیته&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; است )، مذهب، احزاب و گروههای درون جمهوروی اسلامی، اپوزیسیون، پیشینه افراد، "امام" و انقلاب و غیره. در هنگام گفتگوها باید بسیار دقت شود که به هیچ وجه حساب احزاب و گروهها با جوان سبزی که در خیابان به زیر باتوم هست، یکی نشود و با او که هسته و مغز تمام این گفتگوهست، با نهایت احترام و منطقی برخورد شود. توصیه من به همه ما این است که پشتیبان حرکت سبز مردممان باشیم، بر گونه و بازوی جوانی که زیر باتوم حق را فریاد میزند بوسه زنیم و در عین حال بدانیم که بیان خواسته های خود به طور گویا نه تنها تضعیف نهال جنبش سبز نیست، بلکه تکیه و کمکی برای این نهال است مگر اینکه بخواهیم این جنبش را تنها به یک نوع دیدگاه فرو بکاهیم و سپس همه را ملزم به پیروی از آن کنیم.که بله در آنصورت نداشتن "وحدت کلمه "و "پیرو مطلق نبودن" و "ذوب" نشدن ،تضعیف خواهد بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دوم&lt;/b&gt; آنکه دسته دیگری از گفتگوها باید درباره طرح و هدف استراتژی مبارزه باشد. همه ما به اشتباه تا کنون در مورد این بخش ضعیف عمل کردیم. برای نمونه گروههایی مثل اصلاح طلبان چون کج دار و مریز با مطالبات و تظاهرات و شعارهای مردم برخورد میکند و نمی خواهند خواسته ها رادیکالی و خارج از کنترل آنها و چارچوب جمهوری اسلامی شود، نه خود نتیجه ای به دست می آورند و نه این جنبش تا به کنون. آنها هم که مخالفند، برای مقابله با این شرایط تنها به گفتگوهای نظری روی آورده، خیابانها را فراموش میکنند. نتیجه این همه آن شده که جمهوری اسلامی در این دو سال یک سانت هم عقب نرفته ولو اینکه بسیار  زخم خورده باشد. البته حتمن دچار ریزش، ضعف و زخمهای عمیق شده اما داستان عقب نشینی یا دادن امتیاز چیز دیگر است. عقب نشینی یا دادن امتیازی از جنس همان که در مثلن مصر از طرف دولت با آغاز اعتراضات رخ داد و به صورت نمایی رشد کرد تا رژیم از هم پاشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فشرده آنکه برای پرداختن به دسته دوم گفتگوها و اندیشیدن درباره روشها و استراتژی  مبارزه و تظاهرات های خیابانی چند پیشنهاد کوچک دارم: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۱-&lt;/b&gt;احزاب درون جمهوری اسلامی نظیر اصلاح طلبان از امام و خانواده امام و آیت الله ها و آرمان انقلاب و غیره دست بر نمی دارند.از طرف دیگر برخی گروههای اپوزیسیون هم از خواست مردم جدا افتاده اند.  از سوی دیگر برای خیلی ها به ویژه گروه بزرگی از جوانها اینها قابل قبول نیست. پس برای اینکه از شر گفتگوی فرسایشی درباره برخی افراد نظیر امام و آرمان انقلاب و خانواده امام و اینها راحت شویم، پیشنهاد من این است که در این مرحله از کنار این افراد رد شویم و بگذریم به این معنی که میتوان از کنار این افراد در این مرحله که هنوز جنبش به هیچ کدام از خواسته های خود نرسیده، گذشت یعنی نه حذف و نه رجوع به آنها و نظرات آنها و رسیدگی حتمی به پیشینه همه ما پس از استقرار دموکراسی. این نه حذف و نه رجوع در این مرحله یک توافق دو جانبه هست که اگر کسی نقض کرد باید  واکنش نشان داد. &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_27.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; در مورد این پیشنهاد بیشتر گفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۲-&lt;/b&gt; پیشنهاد دوم در مورد پیوستگی تظاهرات هست و روشن کردن استراتژی مبارزه خیابانی. نظرم این است که بی برنامگی، تکرار اشتباهات، جوزدگی، خفه کردن انتقاد به بهانه اتحاد، شفاف نبودن اینکه کف خواسته های تظاهرات امروز چیست، این که چه کار میخواهیم بکنیم، مشخص نبودن مسیر و جزییات، برنامه چیست، اگه نقشه اول به تعبیری نگرفت آنگاه پلن ب چیست، فردای اعتراضات میخواهیم چه کار کنیم و در مورد اسیران و کشته شدگان چه پیش بینی انجام داده ایم. با این روش و با دادن هزینه های زیاد، هر بار جوانهای فعال بیشتری از دست می روند و به زودی یک یاس، سرخوردگی و بی عملی شدید به سراغ جامعه خواهد آمد.تمامی اشکالات این جنبش به خاطر نقض همین بند است وگرنه تا کنون با تظاهرات میلیونی خرداد،عاشورا و .. باید دهها گام جمهوری اسلامی را پس میزدیم یا آنکه شاهد اقبال را به تمامی در آغوش کشیده بودیم!  کار اساسی و مدون و هماهنگی در این زمینه بسیار کم است اگر نگوییم هیچ است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۳-&lt;/b&gt; در مورد روز  تظاهرات که باید چند روز باشد و نه ماهانه یا هفتگی، یک گزینه پیش رو چهارشنبه سوری (برای مثال از سه شنبه تا پنجشنبه) هست. &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_24.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; درباره طرح "چند روز شامل چهار شنبه سوری سبز"  بیشتر گفتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۴-&lt;/b&gt; در مورد مکان اولیه و هسته اولیه تظاهرات، به گمان من هدف اولیه قرار دادن میدان آزادی اشتباه هست.این پیشنهاد من هست: &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/03/blog-post.html"&gt;به چنین منطقه ای در تهران فکر کنید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۵-&lt;/b&gt; در مورد روشهای سپاه و بسیج ووزارت اطلاعات برای بر هم زدن هسته اولیه تظاهرات، انتهای &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/03/blog-post.html"&gt;این مطلبی که پیشتر نوشتم&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; را ببینید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۶-&lt;/b&gt; در مورد اینکه خشونت چیست، مبارزه بدون خشونت چیست و دفاع از خود کدام است، در &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_22.html"&gt;این مطلب&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; توضیح داده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;۷- &lt;/b&gt;چرا در کنار همه شعارهایمان، فریادمان را به گوشه کارمندان ، کارگران ،زحمتکشان، معلمین و ... نرسانیم؟ چرا نگرانیمان برای آنها را نشان ندهیم و بیش از پیش ابراز نکنیم؟ که ایرانی برای همه میخواهیم، که دل نگران یکی از بزرگترین مشکلات مردم فقیر این آب و خاک ثروتمند هستیم. گرانی،فقر،فحشا،بیکاری،وطن فروشی و دزدی پول نفت و واگذاری آب و خاک و غارت منابع ایران توسط سپاهیان را بیش از پیش فریاد کنیم. می توان به هم میهنان بلوچ و کرد و لر و ترک و آذری و فارس و گیلک و مازندرانی و ... بیش از پیش نشان دهیم که دل نگران خستگیهای آنانیم. نشان دهیم که ایرانی برای همه میخواهیم.به شخصه بالاترین آرزوی من ایرانیست که در آن قوم فارس برای ستاندن حق مردم کرد چون سپند روی آتش بالا و پایین پرد و هم میهن ترک من دوشادوش خواسته های خود، پیگیر خواسته های ایرانی بلوچ باشد و همگی پیگیر خواسته های یکدیگر و ایران را برای همه بخواهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال هر کسی میتواند چیزی بر این چند مورد بیافزاید، هر کدام را  بیشتر باز کند، اشتباهات را رفع کند و یا اینکه دوباره از نو طرح خود را بنویسد. اما پیشنهاد اساسی من این است که این مسیر را برگزینیم و مطالب اینچنینی را بیشتر بنویسیم. ما به یک راه سوم نیاز داریم. کسانی دارند کشته میشوند و نتیجه ای به دست نمی آید. این دیگر باید خط قرمز همه باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پاینده ایران &lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-179514783576012212?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/179514783576012212/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=179514783576012212&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/179514783576012212'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/179514783576012212'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/03/blog-post_01.html' title='برون رفت از گفتگوهای فرسایشی و حرکت به سمت تدوین استراتژی مبارزه به ویژه تظاهرات های خیابانی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-294121293708455665</id><published>2011-03-01T15:54:00.000-08:00</published><updated>2011-03-01T18:07:00.500-08:00</updated><title type='text'>به چنین منطقه ای در تهران فکر کنید</title><content type='html'>به چنین منطقه ای در تهران فکر کنید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منطقه ای شامل سه یا چهار میدون کوچک که با خیابانهای نسبتن کوتاه به یک میدون متوسط ختم میشن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-میدونهای کوچک حدود ۲ تا ۳ هزار و میدون متوسط ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر گنجایش داره. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- این خیابانهای نسبتن کوتاه بین این میدونهای کوچک و آن میدون متوسط، بیشتر از دو کیلومتر نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- تمام این خیابانها با فرعی هایی به هم وصل هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- این خیابانها پر از برجها یا خانه ها یا مغازه ها هستند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵-میدون متوسط، محل تلاقی چندین منطقه تهران و یا خیابان بزرگ و مهم است که بستن آن با یک شتاب نمایی، سبب ایجاد یک نقطه کور بزرگ میشه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶- ایده ال است اگر در این منطقه مراکزی مانند پاساژها، بیمارستان و دانشگاه باشد و پاسگاه نیروی انتظامی و بسیج و سپاه کم باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷-اون میدون متوسط آشکارا آزادی نیست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من چنین منطقه ای یک نقطه ایده ال برای تشکیل هسته تظاهرات ها هست چون به نظر من پیشنهاد امتحان پس داده تجمع در میدان آزادی،اشتباه هست و جای تجدید نظر داره.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;روش برهم زدن آهسته اولیه تظاهرات ها توسط سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(در تظاهرات ها)"همیشه ابتدا یه هسته تشکیل میشه و به سرعت شروع به رشد می کنه و از چند ده نفر به چند سد نفر و چند هزار نفر می رسه . تمام دستور العمل های اطلاعاتی میگن که اولین اقدام باید در دست گرفتن هسته آن تجمع در حال شکل گیری و در غیر این صورت نابودی اون باشه . اما اولویت اصلی در دست گرفتن هسته تجمع است . بسیاری (این بسیاری منظورم اکثریت نیست ، منظورم تجمع هایی که واواک موفق به نفوذ میشه) از کسانی که وسط مردم شعار می دن دقیقا کارشناس واواک هستند. به این طریق و به راحتی هم شعار های داده شده توسط اون گروه کنترل میشه، هم مسیر راهپیمایی به شکلی هدایت میشه که دو هسته به همدیگه نپیوندند و گسترشش محدود بشه."[1] &lt;br /&gt;پس به هوش باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته: &lt;/b&gt; &lt;br /&gt;[1]این نظر کاربری به نام &lt;a href="http://balatarin.com/users/_fox_"&gt;فاکس&lt;/a&gt; در بالاترین است که گفتگوهای زیادی در مورد هوویت او انجام شده است!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-294121293708455665?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/294121293708455665/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=294121293708455665&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/294121293708455665'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/294121293708455665'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/03/blog-post.html' title='به چنین منطقه ای در تهران فکر کنید'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-1403639380104182643</id><published>2011-02-27T12:32:00.000-08:00</published><updated>2011-02-27T12:45:24.122-08:00</updated><title type='text'>"سیاسی کاری" و "عمل گرایی" که موافق حقوق بشر و اخلاق انسانی نیست، در نهایت بسیار زیانبار خواهد بود.</title><content type='html'>زمانی که یوسف صانعی دادستان کل انقلاب  در سیاهترین سالهای ایران معاصر (۶۱ تا ۶۴) بود این جمله معروف بود که "نام دو نفر لرزه بر اندام منافقين و ضد انقلاب مي‌اندازد: اول آيت الله خلخالي و دوم آيت الله صانعي" و این جمله خود او نیز معروف بود که:" ضدانقلاب بايد آن قدر از شما بترسد كه عكس شما را ببيند فرار كند و اگر اين جور شد ، مسلمان صددرصد هستيد". این همه تعریف وتمجید و رجوع به نظرات فردی مانند او، با چنین پیشینه ای که آشکارا "جنایت" بخشی از آن است، یک خطای آشکار و یک انحراف عمیق است که اگر جلوی آن گرفته نشود، به فاجعه بزرگتر می انجامد. این چنین حمایتها و بزرگ کردنها و رجوع کردنها به نظرات افرادی نظیر این فرد "شاید" از دیدگاه کسی نظیر یک "سیاسی کار" پذیرفته باشد و از آن تعبیر به "عمل گرا" بودن کند، اما یقینن از نظر اخلاقی، انسانی و حقوق بشر، کاریست بسیار نابهنجار که اگر از سر تعمد و آگاهانه باشد رنگ "خیانت" به خود می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که همه حق تغییر دارند و دادن این حق به دیگران اولین درس دموکراسی است. اما اگر کسی مدعی تغییر است باید بداند که پذیرش اشتباهات گذشته و اقرار به آن اشتباهات، دوری از اشتباهات گذشته، تلاش در جهت جبران آن اشتباهات به خصوص وقتی یک کشور از آن اشتباهات صدمه دیده و بویژه وقتی افراد و شاکیان خصوصی خسران زاده وجود دارند و سرانجام پرداخت جریمه و هزینه و پاسخگویی در برابر آن اشتباهات، بخشی از روند یک تغییر مثبت است وگرنه به یقین می توان گفت فردی که ادعای تغییر دارد اما این پیش نیازها را به هیچ می گیرد، یا معنای تغییر مثبت را نفهمیده و در نتیجه ادعایی پوچ و بی مقدار دارد و یا آنکه با کلاشی و دورویی و با ادعای دروغین تغییر، می خواهد افراد بیشتری را به اشتباه بیاندازد و جرمی جدید را به اشتباهات پیشین بیافزاید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به آنها هم که از سر سیاسی کاری و عملگرا بودن رو به سوی عمده کردن، تعریف و تمجید و رجوع به نظرات شخصی مانند  یوسف صانعی میکنند نیز این تذکر را میدهم که حتی با معیارهای آنها، از عمل سیاسی که سبب ریزش و از دست دادن طرفدارانی میشود باید پرهیز کرد. بسیاری افراد با دیدن این همه رجوع و محور قرار دادن نظرات و آرای فردی چون  یوسف صانعی  به درستی نگران شده و خود را از حرکت یا جنبشی که حتی چنین فردی هم میتواند عضو آن باشد، دور خواهند کرد فردی که آشکارا باید در صورت برقراری یک حکومت دموکراتیک در ایران، پاسخگوی جنایاتی باشد که زیر نظر او انجام شده  است و یا دست کم با اطلاع و هماهنگی او بوده است. اگر هم"سیاسی کاری" و "عمل گرایی" وجود داشته باشد، میتواند گذشتن از کنار این فرد در این مرحله که هنوز جنبش به هیچ کدام از خواسته های خود نرسیده، باشد یعنی نه حذف و نه رجوع به نظرات او. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این داستان قابل تعمیم به برخی افراد دیگری هم که آنها را منسوب به جنبش سبز میدانند، نیز هست. خیانت آشکار و کنار رفتن پرده ها و آشکار شدن دیدگاههای فرد حقیر با پیشینه ای پر از تباهی و جنایت چون رفسنجانی در کمتر از یک سال، هشداری است برای همه ما که اشتباهی  را به هزار زبان تکرار نکنیم. راه خطا به هدف غلط میرسد ولو اینکه  هزار بار تکرار شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته جای یاداوری دارد که &lt;b&gt;این سکه روی دومی هم دارد&lt;/b&gt; که آن اینست که باید فردی را که راه تغییر را به درستی می پیماید و با اقرار به اشتباهات پیشین هزینه های آن را به تمامی می پردازد، با آغوش باز پذیرفت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-1403639380104182643?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/1403639380104182643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=1403639380104182643&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1403639380104182643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1403639380104182643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_27.html' title='&quot;سیاسی کاری&quot; و &quot;عمل گرایی&quot; که موافق حقوق بشر و اخلاق انسانی نیست، در نهایت بسیار زیانبار خواهد بود.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-5552650204633796372</id><published>2011-02-24T09:32:00.000-08:00</published><updated>2011-02-24T10:20:09.347-08:00</updated><title type='text'>تظاهرات هفتگی،با فاصله و پراکنده: تاکتیک اشتباه جنبش سبز که باید مورد بازبینی قرار گیرد.</title><content type='html'>تظاهرات هفتگی نه تنها شاید به جواب نرسد بلکه با دادن هزینه های زیاد، هر بار جوانهای فعال بیشتری از دست می روند و پس از مدتی یک یاس، سرخوردگی و بی عملی شدید به سراغ جامعه خواهد آمد.  تا کنون هیچ کدام از این هزینه دادنها و اعتراضات پراکنده سبب نشده که جمهوری اسلامی عقب نشینی کند یا امتیازی به مردم دهد هرچند اینکار به قیمت رسوایی و ضعف او تمام شده باشد. ناگفته پیداست که گرچه این اعتراضات پراکنده سبب شده تا رژیم جمهوری اسلامی دچار ریزش، ضعف و زخمهای عمیق شود اما داستان عقب نشینی یا دادن امتیاز چیز دیگری است. عقب نشینی یا دادن امتیازی از جنس همان که در مثلن مصر از طرف دولت با آغاز اعتراضات رخ داد و به صورت نمایی رشد کرد تا رژیم از هم پاشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کاش این فراخوانی های دو سال اخیر به جای چند ساعت از یک روز، دست کم دو یا سه روز را شامل می شد(به خوبی می دانم که گفتنش آسان است اما تنها راه ممکن همین است) و برنامه هر روز هم معلوم می شد و برنامه روزهای بعدش هم شفاف می شد. این که چه کار میخواهیم بکنیم، برنامه چیست، اگه نقشه اول به تعبیری نگرفت آنگاه  پلن ب چیست، فردای اعتراضات میخواهیم چه  کار کنیم به ویژه در مورد کسانی که احتمالن دستگیر یا شاید بدبختانه کشته شوند، خواسته هایمان چیست و بسیاری چیزهای دیگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می توان از همین الان برای وقتی دیگر اینچنین برنامه ریزی را آغاز کرد و این بار همه این موارد را از قبل شفاف کرد. مثلن در مورد روز، چند وقت دیگر چهارشنبه سوری است پس:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- زمان به اندازه کافی هست برای تبلیغ و نفس تازه کردن و ... &lt;br /&gt;۲- تجربه نشان داده که همیشه چهارشنبه سوری بیشتر از یک روز (یعنی چهارشنبه تنها) طول میکشد و معمولا دست کم از سه شنبه تا پنجشنبه ادامه دارد و این تداوم بسیار حیاتی هست و می توان با برنامه ریزی و هماهنگی و آگاهی رسانی به مردم، آنها را در خیابانها نگاه داشت.&lt;br /&gt;۳-یک مناسبت بسیار فراگیر هست و هر ایرانی از هر قومی و نژادی و مذهبی با آن موافق بوده و قابل ضبط کردن توسط رژیم یا گروههای درون جمهوری اسلامی نیست(البته یقینن اونها از این پیشنهاد استقبال چندانی نمیکنن و سنگ اندازی می کنند همچنان که پارسال هیچ کدوم از این گروهها حتی یک بیاینیه بی رنگ و بی بو هم برای چهارشنبه سوری ندادند).&lt;br /&gt;۴- دامنه آن به تمام استانها و شهرها و حتی روستاهای کوچک می رسد و این بسیار عالی بوده ضمن آنکه از همین الان و پیشاپیش حضور چند سد هزار نفری مردم در شهری مثل تهران در چنین روزی "تضمین شده" هست. &lt;br /&gt;۵-به دلیل گستردگی و نیاز به نگاه داشتن نیروهای سرکوب در همه شهرها توسط جمهوری اسلامی، رژیم فرصت و توانایی انتقال همه نیروهایش را به تهران نخواهد داشت.&lt;br /&gt;۶-خود به خود و به علت ذات این آیین، مردم جسورتر خواهند بود و نیروهای سرکوب دست به عصاتر&lt;br /&gt;۷-به دلیل نزدیکی به نوروز و کج دار و مریز بودن کار همه ادارات و نهادها، سازماندهی و &lt;br /&gt;هماهنگی نیروهای سرکوب برای حکومت مشکل تر هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می توان از محیط هایی نظیر فرندفید آغاز به نوشتن یک طرح "هفته سبز چهارشنبه سوری"کرد(میدانم این نام کمی عجیب است. می توان نام دیگری هم برگزید که روی چند روزه بودن اعتراضات تاکید کند)، جزییات را نوشت، اهداف و این که چه میخواهیم و چه کار باید کرد را شفاف کرد، برنامه چند روزه آن و روزها و میدانها را تدوین کرد و با مشارکت همه به ویژه آنها که سابقه دارتر، آگاه تر و دارای برد بیشتری هستند، اشکالات را رفع  و سپس به وسیله فیسبوک، ایمیل ها، وبسایتهای رسمی، اس ام اس، پوسترها، وبلاگها، مقالات، رسانه ها و جاهایی مثل ریشه ها، بالاترین، دنباله، آزادگی و بسیاری روشهای دیگر آن را منتشر کرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-5552650204633796372?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/5552650204633796372/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=5552650204633796372&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5552650204633796372'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5552650204633796372'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_24.html' title='تظاهرات هفتگی،با فاصله و پراکنده: تاکتیک اشتباه جنبش سبز که باید مورد بازبینی قرار گیرد.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-5046511268759397676</id><published>2011-02-22T08:12:00.000-08:00</published><updated>2011-03-02T05:51:08.294-08:00</updated><title type='text'>سخنی کوتاه در مورد مقوله خشونت در جنبش سبز: از خشونت باید پرهیز کرد اما خشونت چیست؟</title><content type='html'>خشونت چیست؟ رفتار خشن چیست؟ خشن کیست؟ مرز رفتار خشن و غیرخشن چیست؟ اندازه ها و وزنه های آن چیست؟ ثابت است یا پویا؟ چه کسی آن را تعریف می کند؟ دفاع از خود جایز است؟ تفاوت دفاع از خود با خشونت در چیست؟ بسته به تفسیرها، آیا یک شعار "مرگ بر..." هم شامل سطحی از خشونت نیست؟ و دهها سوال دیگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مورد خشونت باید گفت که ‎ دیدگاه های گوناگون داریم. از جمله در جنبش سبزبه گمان من، سه برخورد متفاوت با پدیده خشونت داریم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دیدگاه نخست&lt;/b&gt; همواره و در هر شرایطی خشونت را دوای هر درد می داند و تنها راه پیروزی این جنبش را هم این می داند. تا کنون با آنکه این دیدگاه در جنبش سبز کم رنگ بوده و طرفداران اندکی داشته، اما وجود داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دیدگاه دوم&lt;/b&gt; از این جمله بسیار کلی سود میبرد که "با خشونت مخالفم". به گمان من تاکنون این دیدگاه و گفتمان غالب آنچه که جنبش سبز خوانده میشود، بوده آنچنان که به درستی این جنبش را جنبشی دور از خشونت نامیده اند. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که این نگاه با یک تعریف مبهم، چند پهلو و بسیار کدر از "خشونت"، دامنه های آن تعریف مبهم را به آسانی حتی تا مقوله "دفاع از خود" هم می گسترد. گرچه ضعف در تحلیل یکی از دلآیل چنین نگاهی است اما نباید از نقش بسیار پررنگ کسانی که نه از سر خیرخواهی و صلح طلبی بلکه از سر ریاکاری و برای بیمه قدرت حاکم به چنین تعریف شلخته و بی در و پیکری از مقوله "خشونت" و "دفاع" دامن میزنند را هم از یاد برد. این همه تاختن به "خشونت و ترویج خشونت" بدون ارایه تعریفی از آن در این دو سال اخیر، تنها ناشی از خرد گرایی و پختگی در جامعه نسبتن احساساتی ما نیست بلکه سوء استفاده این افراد از این فضاهای کدر و تعاریف نامفهوم به منظور رسیدن به یک "تضمین امنیتی"برای جمهوری اسلامی از طرف جنبش سبز،  بسیار آشکار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دیدگاه سوم&lt;/b&gt; که ضمن دوری از "خشونت و ترویج خشونت" تا جای ممکن، می خواهد به قدرت حاکم بفهماند که همه گزینه ها بر روی میز است ‎و‎ "تضمین امنیتی" ‎در کار نیست. این نگاه ابتدا خشونت را از مقوله "دفاع از خود" که آنرا نه تنها مشروع بلکه حق خود میدانند، جدا میکند و سپس تلاش میکند تا تعاریف را شفاف کند تا نتوان هر عملی را به آسانی به مقوله خشونت "چسباند". این نگاه تاکنون کم رنگترین نگاه بوده است اما به گمان من دستیابی به این طرز نگاه که نیاز به دیدن تصویر بزرگتر را دارد و مشکل است، بسیار ارزشمند خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز پس از ۳۲ سال و بن بست بیشتر روشها، دیگر جملات کلی مانند "خشونت بد است "‎همانقدر قالبی است که "خشونت خوب است" سطحی و بی پایه است و نیاز به تعریف آشکار و دور از ابهام این مفاهیم هستیم تا برخی با سوء استفاده یا کج فهمی نتوانند عمل جوانی را که مقابل باتوم جمهوری اسلامی می ایستاد را حمل بر خشونت کنند. کوتاه سخن آنکه اگر این دیدگاه ها را تفکیک نکنیم، به نتیجه درستی نخواهیم رسید و بازار سواستفاده ها و هدر رفتن تلاشها و خونها داغ خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جین شارپ مبتکر ایده مبارزه بدون خشونت چنین می گوید:عمل غير خشونت آميز عبارت است از نحوه انجام يك عمل سياسى/ اجتماعى براى به دست آوردن قدرت در يك مبارزه بدون به كار گيرى خشونت فيزيكى و خشونت فيزيكى يعنى كتك زدن و يا كشتن مامورين سركوب. &lt;b&gt;دفاع از خود و آسيب زدن به تاسيسات و ساختمانهاى دولتى عمل خشونت آميز محسوب نمي شود.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پا نوشته:&lt;br /&gt;درباره مبارزه بدون خشونت از جین شارپ میتوانید به این دو کتاب او رجوع کنید: &lt;b&gt;&lt;a href="http://www.aeinstein.org/selfLiberation.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;&lt;a href="http://cssnd.com/AntiCoup_Farsi%281%29.pdf"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-5046511268759397676?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/5046511268759397676/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=5046511268759397676&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5046511268759397676'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5046511268759397676'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post_22.html' title='سخنی کوتاه در مورد مقوله خشونت در جنبش سبز: از خشونت باید پرهیز کرد اما خشونت چیست؟'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-1411873735412650833</id><published>2011-02-11T06:24:00.000-08:00</published><updated>2011-02-24T10:42:03.613-08:00</updated><title type='text'>خانه ام آتش گرفتست.</title><content type='html'>خانه ام آتش گرفتست و یکی افتاده در این کنج خانه، همو که یک تنه به اندازه سد کس اخبار این آتش را می پراکند و پر تلاشترین مرد این میانه نام گرفته اما شوربختانه چون شبزده ای نور را می جوید و بیدار کردن او و  آنان که به دور خویش گرد آورده و به اتفاق هم زیر آتش می دمند، بسی مشکل است. دیگری خزیده در کنجی دیگر همو که بهترین طنازان نام گرفته اما در بی ادبی گشاده ترین دستها را دارد. آن دیگری افتان و خیزان از سویی دیگر می رود همو که مدعی قانونگراییست از برای خاموشی آتش اما سرانجام کار آشکار می شود که در اوج بیشرمی از قانون گریزترین کسان بوده. گروهی دیگر خفته میان این دود و آتش در آن سوی دورتر، فیلسوفانی بیرون از دایره زمان و مکان که از بالاترین نقطه با پوزخندی بر لب به همه می نگرند اما شوربختانه آنقدر بالا رفته اند که از همه کس به سطح نزدیکترند. دیگری ایستاده به تمامی در میانه این غوغا، نفت را نشان میدهد برای خاموشی آتش. دیگرانی آسیمه سر، پراکنده و آشفته در این گوشه و آن گوشه اما دریغ که از نادانسته های همانان است که آتش دم به دم بیشتر زبانه می گیرد و من تازه پس از این همه دود و آتش و غبار و شیون درمی یابم که نادانی من هیچ کمی از آن دیگران نداشته، جدا از آنان نبودم که خود پاره ای بودم از این درد، اخگری از آن آتش. آتشی جان سوز. پاینده دل ریش آن اندک کسانی که در این هیاهوی، پی خاموشی این آتشند. همانها که آخرین امید این خانه اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پی نوشت:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;شرح ندارد!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-1411873735412650833?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/1411873735412650833/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=1411873735412650833&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1411873735412650833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1411873735412650833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='خانه ام آتش گرفتست.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-2873179364604190235</id><published>2011-01-31T05:31:00.000-08:00</published><updated>2011-01-31T05:50:51.417-08:00</updated><title type='text'>شاهکار جدید بی.بی.سی فارسی: تحریف، سانسور، دستکاری و تغییر اخبار مربوط به تظاهرات مردم افغانستان در حمایت از مردم ایران</title><content type='html'>بی.بی.سی فارسی در مطلبی دروغین به نام &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/01/110129_k02-kabul-anti-iran-demo.shtml"&gt;تظاهرات ضدایرانی&lt;/a&gt; اینگونه می نماید که مردم افغانستان بر ضد ایران و مردم ایران به اعتراض برخاسته اند. چند عکس از حمایت مردم افغان از مردم ایران و بیزاری آنها از حکومت جمهوری اسلامی در زیر آمده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa8oO_aq6I/AAAAAAAAACk/TsyGx8ebYK8/s1600/jan29-Afqanistan-Herat-9.jpg" imageanchor="1" style="margin-left:1em; margin-right:1em"&gt;&lt;img border="0" height="181" width="320" src="http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa8oO_aq6I/AAAAAAAAACk/TsyGx8ebYK8/s320/jan29-Afqanistan-Herat-9.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa8vg8jZ-I/AAAAAAAAACs/EB18FNThRMk/s1600/jan29-Afqanistan-Herat-10%2B-%2BCopy.jpg" imageanchor="1" style="margin-left:1em; margin-right:1em"&gt;&lt;img border="0" height="181" width="320" src="http://2.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa8vg8jZ-I/AAAAAAAAACs/EB18FNThRMk/s320/jan29-Afqanistan-Herat-10%2B-%2BCopy.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=SnF8D8D5SJY&amp;feature=player_embedded"&gt;این کلیپ&lt;/a&gt; یا &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&amp;v=q-lzL8zPQoM"&gt;این یکی&lt;/a&gt; را هم ببینید. این همه حمایت از ایران و ایرانی از سوی مردم افغانستان که با آنکه خود مشکلاتی دارند،اما ما را از یاد نبرده اند و این همه زبونی از سوی برخی که تلاش می کنند این حمایتها را ضد ایرانی جا بزنند، نشانه چیست؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این عکس در سایت بی بی سی فارسی را نیز با اصل آن مقایسه کنید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa6IJaVtOI/AAAAAAAAACc/sDXUCj0oUro/s1600/110129124409_anti-iran-demo-kabul%2B-%2BCopy.gif" imageanchor="1" style="margin-left:1em; margin-right:1em"&gt;&lt;img border="0" height="170" width="226" src="http://2.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa6IJaVtOI/AAAAAAAAACc/sDXUCj0oUro/s320/110129124409_anti-iran-demo-kabul%2B-%2BCopy.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa4oxlBOLI/AAAAAAAAACU/3KMf60syKqI/s1600/jan29-Afqanistan-Herat-11%2B-%2BCopy.jpg" imageanchor="1" style="margin-left:1em; margin-right:1em"&gt;&lt;img border="0" height="181" width="320" src="http://1.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa4oxlBOLI/AAAAAAAAACU/3KMf60syKqI/s320/jan29-Afqanistan-Herat-11%2B-%2BCopy.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;درود بر مردم شریف افغانستان و پوزش از برخی رفتارهای زشتی که با آنها داشته ایم.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;عکسها از &lt;a href="http://fuadroshan.blogspot.com/2011/01/blog-post_30.html"&gt;این وبلاگ&lt;/a&gt;  است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-2873179364604190235?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/2873179364604190235/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=2873179364604190235&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2873179364604190235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2873179364604190235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/01/blog-post_31.html' title='شاهکار جدید بی.بی.سی فارسی: تحریف، سانسور، دستکاری و تغییر اخبار مربوط به تظاهرات مردم افغانستان در حمایت از مردم ایران'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/TUa8oO_aq6I/AAAAAAAAACk/TsyGx8ebYK8/s72-c/jan29-Afqanistan-Herat-9.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8521303320977784105</id><published>2011-01-27T08:48:00.000-08:00</published><updated>2011-01-27T14:32:00.351-08:00</updated><title type='text'>ترجمانی از شیدایی ها و شکستهای ما: این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.</title><content type='html'>ترجمه  کاملن آزاد &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=iHWKuhX1ZLU&amp;feature=player_embedded"&gt;این ترانه&lt;/a&gt; را در ادامه آوردم. حال و هوای اصلی این ترانه به میزان ترجمه ای که در پی می آید ادبی نیست.همچنین به هیچ روی هدفم ترجمه واژه به واژه نبوده و تنها کوشش کردم تا در این ترجمه کاملن آزاد به چارچوب متن ترانه وفادار بمانم. متن انگلیسی ترانه را در &lt;a href="http://www.lyrics007.com/Abba%20Lyrics/The%20Winner%20Takes%20It%20All%20Lyrics.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt; می توانید بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***************************************************************************&lt;br /&gt;مرا سر سخن گفتن نیست،&lt;br /&gt;سخن از آنچه که بین ما رفته.&lt;br /&gt;هر چند که مرا می آزارد،&lt;br /&gt;اما دیگر اینک به تاریخ پیوسته.&lt;br /&gt;دیگر تمام کارت هایم را بازی کرده ام.&lt;br /&gt;تو نیز چنین کرده ای.&lt;br /&gt;بیش از این سخنی نیست. &lt;br /&gt;این بازی را تک خال دیگری نمانده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.&lt;br /&gt;و بازنده؛ ناچیز و خرد،&lt;br /&gt;ایستاده بر کنار فاتح خویش،&lt;br /&gt;زیرا که این به تمامی سرنوشت اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;زمانی در آغوش تو بودم.&lt;br /&gt;می اندیشیدم که از آن من است.&lt;br /&gt;بر خود باورانده بودم که این چنین است.&lt;br /&gt;برای خویشتن پناهی، که آشیانه ای از آن ساخته بودم.&lt;br /&gt;باورم بود که آنجا نیرومند خواهم بود.&lt;br /&gt;اما چه نادان بودم.&lt;br /&gt;و بازی خورده تقدیر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;خدایان، نشسته بر آن بالاها، شاید که تاسی بیاندازند.&lt;br /&gt;هم آنان که اندیشه های سرمازده شان به سردی یخ است.&lt;br /&gt;و در همان هنگام کسی اینجا، این پایین، یاری را از کف می دهد.&lt;br /&gt;این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.&lt;br /&gt;و بازنده را جز از  سقوط چاره ای نیست.&lt;br /&gt;بله به همین سادگیست، به همین روشنی.&lt;br /&gt;پس من دیگر چرا شکوه کنم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;اما آخر برایم بگو آیا او نیز آنگونه که من می بوسیدمت، تو را می بوسد؟&lt;br /&gt;یا آنگاه که تو را می خواند، همان حسی را دارد که من ندایت می دادم؟&lt;br /&gt;"باید" جایی در ژرفای وجودت بدانی،&lt;br /&gt;که دلتنگت هستم،&lt;br /&gt;اما چه می توانم بگویم؟&lt;br /&gt;تقدیر را باید گردن نهاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;داوران تصمیمی می گیرند.&lt;br /&gt;و چون منی باید گردن نهد.&lt;br /&gt;تماشاگران پرده ای چون این،&lt;br /&gt;همیشه ناچیز وخرد باقی می مانند.&lt;br /&gt;در حالیکه بازی باز از نو، از سر گرفته می شود.&lt;br /&gt;این بار معشوقه ای یا که رفیقه ای،&lt;br /&gt;از گونه خرد یا که درشت،&lt;br /&gt;و باز این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;**********&lt;br /&gt;مرا سر سخن گفتن نیست،&lt;br /&gt;اگر این تو را می آزارد.&lt;br /&gt;می فهمم که آمده ای تا دستانم را به نشانه بدرود بفشاری،&lt;br /&gt;پس پوزش می خواهم اگر این حس بدی را در تو بر می انگیزد،&lt;br /&gt;که مرا اینگونه می بینی،&lt;br /&gt;آشفته و بی اختیار.&lt;br /&gt;اما آخر خودت میدانی که،&lt;br /&gt;این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست،&lt;br /&gt;و این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***************************************************************************&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پانوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در ترجمه این ترانه از &lt;b&gt;&lt;a href="http://balamusics.wordpress.com/2010/09/17/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D9%90-%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B1/"&gt;این منبع&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; استفاده برده ام.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8521303320977784105?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8521303320977784105/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8521303320977784105&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8521303320977784105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8521303320977784105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/01/blog-post_27.html' title='ترجمانی از شیدایی ها و شکستهای ما: این برنده است که در این میانه همه چیز از آن اوست.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7850531143287579676</id><published>2011-01-14T14:37:00.001-08:00</published><updated>2011-01-15T08:52:29.948-08:00</updated><title type='text'>آدم‌های پلید را دوست دارم.</title><content type='html'>آدم‌های پلید را دوست دارم. همان‌ها که بدیهایمان را در سایه سار پلیدیهایشان پنهان می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان دیوهایی که در پناهشان بر اشتباهاتمان نقاب می افکنیم و چون فرشته رخ بر می گیریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پلشتهایی که همیشه همین دور و برها، با ما و از ما هستند. آماده اند که از آنها دیوهای پلیدی بسازیم. برای همه ما و به تعداد همه ما هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما از آنهاست که هویت می گیریم. با آنان است که خطاهایمان را می پوشانیم وخود را در اوج پاکی و سادگی می یابیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دورویی های ما بدون آنها بسی باورناپذیر است و بی مشتری. نقابهای ما از آنان است که جان می گیرد.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در آیینه آدم‌های پلید باید ساعت‌ها نگریست که "آیینه خود" رواترین آیینه ها برای نگریستن است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدمهای پلید درونمان را دوست بداریم و از آنها نگریزیم اگر شهامت پذیرش پلیدیهایمان و آزادگی رهایی از کمندشان را داریم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7850531143287579676?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7850531143287579676/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7850531143287579676&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7850531143287579676'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7850531143287579676'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='آدم‌های پلید را دوست دارم.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4975305978564853941</id><published>2011-01-04T08:09:00.000-08:00</published><updated>2011-01-04T08:23:31.661-08:00</updated><title type='text'>تمرینی برای تحلیل یک فیلم کوتاه: El Empleo (Employment) by S.B. Grasso</title><content type='html'>مرا حتا نمی توان یک بیننده حرفه ای فیلم نامید. اینجا تنها تلاش کردم تا نخستین مشق احتمالن پرغلطم را&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=19xP1887bWY"&gt; درباره یک فیلم کوتاه پررمز و راز بنویسم&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شغل و کاربری هر کس آنچنان چیرگی بر هویت و فردیت فرد دارد که هیچ کس در فیلم "نام" ندارد بلکه "مورد استفاده" دارد. شخص اول فیلم پیش و بیش از هرچیز یک "کارمند" است تا جاناتان یا لوکاس یا آنا یا ...، خیابانها بی نامند، اشخاص بی نامند، در "اداره" بر روی قفسه وسائل "فردی" هرکس که واجب ترین جا برای درج نام است هیچ نام یا حتا شماره ای وجود ندارد( ۶:۱۵). این قانون نانوشته یک استثنا هم دارد پشت درب اتاق رییس یک نام وجود دارد(۴:۲۳) رییسی که او را نمی بینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تمیزی بین "مورد استفاده" افراد از "خود افراد" نیست آنچنان که نقشهایی مانند صورتک درون ساعت(۰:۳۰)، آواژور، آینه، دستی که لوستر را از بالاگرفته(۲:۰۲)، تاکسی، چراغهای راهنمایی و ... آنچنان با فرد یکی و این همانی است که یکی بدون دیگری بی معناست. تمام "خرده ریز"های دیگر نظیر آدمهایی که به عنوان رخت آویز، میز، صندلی، چراغ راهنمایی، تاکسی، پادری و ... استفاده می شوند، کاربری خاصی برای آقای کارمند دارند و در ارتباط با شغل او تعریف می شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فضاهای خاکستری و سرد، صورتکهای بی روح، بی نیازی به کلام، زوال احساس و ... یادآور این حقیقت است که در جهان فیلم دیرزمانیست که هرچه که دربرابر یا دست کم مزاحم شغل و کار و نقش است، نابود شده اند.همه بی نیاز از سخن هستند. گفتگویی نیست، جدالی نیست اما همدلی هم نیست، اعتراضی نیست اما رضایتی هم نیست، ناخشنودی نیست همچنان که خوشنودی و یا لبخندی هم نیست، اصلن هیچ چیزی نیست. تنها این هیچ است که به سد زبان در سخن است. هیچ و دیگر هیچ.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صدای سکوت در فیلم بسیار مهیب و وهم مانند است و تنها صدایی که صدای سکوت مهیب را گاهی می شکند صدای گامهاست. صدای گامهایی که در همه جای فیلم هست. حتا در اوج همهمه شهر که در دور دست و در حاشیه شنیده می شود(۲:۵۰)، این صدای گامهای تاکسی(!) است که در متن است. صدای نفسهای کارمند پایان جهان ناخوشایند فیلم است(۵.۱۵). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جرات آواژوری که در آخرین ثانیه ها و بیرون از فیلم (۶:۰۵) نمی خواهد آن چیزی باشد که تعریف شده زیبا و امید بخش است. کاش از این نغمه های ناجور بیشتر در این جهان بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4975305978564853941?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4975305978564853941/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4975305978564853941&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4975305978564853941'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4975305978564853941'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2011/01/el-empleo-employment-by-sb-grasso.html' title='تمرینی برای تحلیل یک فیلم کوتاه: El Empleo (Employment) by S.B. Grasso'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-529440040320495639</id><published>2010-12-23T07:45:00.000-08:00</published><updated>2010-12-23T08:00:25.542-08:00</updated><title type='text'>اتا ترانه قدیمی مازرونی</title><content type='html'>اینتا آهنگ ره &lt;a href="http://www.muziboo.com/mazandarani/music/music-mazandarani/"&gt;اینجه&lt;/a&gt; توندنی گوش هاکنین. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند تا بنده اینجه نویسمبه: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Ta keh veseh teh dayen inti biboo&lt;br /&gt;Teh dast pineh o ling masht tali biboo&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Veshoon dim enar teti biboo&lt;br /&gt;Teh dim payiz chardeh vari biboo&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Teh rez rez khoonesh meh del bandeh&lt;br /&gt;Teh mis hakerdeh dast mesl kooh belendeh&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخ مه جان یار ته بلاره، کجه دری که دل ته سرخ دیم انار گل رنگ وسه تنگه:-(&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-529440040320495639?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/529440040320495639/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=529440040320495639&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/529440040320495639'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/529440040320495639'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/12/blog-post_23.html' title='اتا ترانه قدیمی مازرونی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4036966830519122497</id><published>2010-12-19T09:52:00.000-08:00</published><updated>2010-12-19T09:59:46.600-08:00</updated><title type='text'>چگونه یک فاشیست تبدیل به بالاترین سانسورچی می شود</title><content type='html'>سانسور عمل کنترل سخن و انواع دیگر بیان و ابراز وجود انسان‌ها است. انگیزه و بهانه واضح برای انجام سانسور ایجاد ثبات در جامعه یا بهبود وضعیت آن به گونه‌ای است که سیطره یک نهاد یا دولت برامور را محقق کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معمولاً واژه سانسور در مواردی که در محیط‌های عمومی واقع شوند، به کار می‌رود و در رسمی‌ترین وجه آن به شکل سرکوب اندیشه توسط تهدیدهای قانونی و جرم‌انگاری آن‌ها محقق می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین معمولاً بحث راجع به سانسور شامل ابزارهای کمتر رسمی کنترل عواطف، توسط محروم کردن چندین اندیشه از وسایل ارتباط جمعی نیز، می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه که سانسور می‌شود، می‌تواند از کلمات خاص تا کل مفهوم تغییر کند که ممکن است تحت تأثیر نظام ارزشی قرار داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عده‌ای ممکن است صحت سیاسی مفرط را نوعی محدودیت بدانند که ازجانب جامعه به فرد تحمیل می‌شود (ونه از طریق دولت‌ها) که اگر این پدیده به اوج خود برسد به پدیده خود سانسوری تبدیل خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقاله ای در مورد سانسور و اینکه چگونه از دل تفکرات فاشیستی بالاترین سانسورچی بیرون می آید که میتوانید از &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخوانید:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4036966830519122497?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4036966830519122497/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4036966830519122497&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4036966830519122497'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4036966830519122497'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/12/blog-post_19.html' title='چگونه یک فاشیست تبدیل به بالاترین سانسورچی می شود'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4188580614622258992</id><published>2010-12-15T05:36:00.000-08:00</published><updated>2010-12-15T07:15:57.269-08:00</updated><title type='text'>نقدهای شایسته گذشتن!</title><content type='html'>داوری نقد، داوری ارزشی و ارزشی نگری، نقد سازنده و آفتهای ناگزیر و یا قابل پرهیز آن دستمایه این نوشته کوتاه خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بخش نخست:&lt;/b&gt; داوری نقدها در حضور مفاهیمی چون "داوری ارزشی" و "ارزشی نگری" &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا میتوان برای داوری نقدهای گوناگون معیارها، قوانین و ارزشهایی تعریف کنیم که "تا جای ممکن" مطلق باشد(چه آنکه "مطلق" کامل غیر ممکن و حتی شاید قابل تعریف هم نباشد)؟ ارزشها، معیارها، فاکتورها، اصول، بن پایه ها و چارچوبهایی که مستقل از افراد، جریانها، جنبشها، تحولها، انقلابها، حوادث و مواردی از این دست باشد و سپس به داوری این نقدها بر اساس آن ارزشها و معیارها بنشینیم. نتایج حاصل از داوری برآمده از این روش، متناسب با آنکه چقدر موفق باشیم که ارزشها، بن پایه ها و چارچوبهایی مستقل از زمان و مکان و فضا تعریف کنیم، بسی ارزشمند و ماندگار است و ما را بی نیاز از تکرار برخی تجربه ها میکند. به نظر میرسد تا اینجا مشکل چندانی نیست و بسیار کسان بر روی این مفاهیم و منطق توافق دارند.اما در عمل چگونه می توان در دام "داوری ارزشی" نیفتیم وقتی که (خود آگاه یا ناخود آگاه) دارای ویژگی "ارزشی نگری" هستیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بخش دوم:&lt;/b&gt; ایران و تلاشهای کم فایده برای دستیابی به "داوری ارزشی" به جای "ارزشی نگری". چرا؟  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر گفتگو را محدود به یک فضای سه بعدی متشکل از "ایران و ایرانی و زمان معاصر" کنیم، آنگاه این سوال پیش می آید که پس چرا با وجود توافق بر سر چنین مفاهیمی و منطقی که در بخش پیش گفته شد، آنها تا حدود زیادی در ایران ابتر می مانند؟&lt;br /&gt;دلایل زیادی اینجا وجود دارد.در سه گانه "ایران و ایرانی و زمان معاصر"، به دلایلی نظیر شکل نگرفتن نهادهای اجتماعی مستقل از "قدرت" رسمی، آن ارزشها و بن پایه ها که برای داوری برشمردیم، درست تعریف نمی شود و همیشه با تغییر "قدرت حاکم" در تغییر است و سپس به علت تنیدگی نهادهای اجتماعی(بر آمده از مردم) و قدرت رسمی(نظیر دولتها و رژیمها)، این تغییرات در "ارزشهای داوری" آبشار وار از بالا به پایین در جامعه تسری می یابد و رفته رفته افراد، جریانها و نهادهای اجتماعی قدرت تبیین و تعریف آن ارزشها و مفاهیم به طور مستقل را آنچنان از دست می دهند که یا بدون آن قدرت رسمی و حاکم قادر به چنین کاری نمی شوند و یا آنکه برای تعریف آن مفاهیم، ناخود آگاه یا خودآگاه به نادرستی چاره را آن می بینند که برای تبیین و تعریف این ارزشها و مفاهیم ابتدا باید به ساختن چنان قدرت حاکمی اقدام کرد(البته قدرت حاکمی از نوع جدید آن و طبیعتن هم با ساختن یک رهبر جدید!).&lt;br /&gt;اما سطحی نگریست اگر این مشکل را تنها در پیوند با ایران ببینیم.  به گمان من پیچیدگیهای این مشکل تنها مختص ایران نیست و آن فضای سه بعدی "ایران و ایرانی و زمان معاصر" بخش کوچکی از فضای بزرگتر "تمام جهان و بشریت و همه زمانها" است چنان که تعیین "ارزشهای داوری" بیشتر وقت ها خود یکی از مناقشه آمیز ترین مسائل بشریت، تاریخ و داوری بوده و با تقریب خوبی میتوان گفت اساس برخوردها و اختلافات بشر از اینجاست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بخش سوم:&lt;/b&gt; چگونه دیدگاهی را برگزینیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اصل این مفاهیم کمتر کسی اختلاف نظر دارد اما چالش از آنجا آغاز می شود که میخواهیم قانونی در این مورد بنویسیم و چارچوبی را به طور دقیق مشخص کنیم. به گمان من به خاطر این چالشها و دشواریها در تعیین آن چارچوبها و قوانین، جدا از تئوری و در عمل به نظر میرسد کار چندانی نمی توان کرد. تنها نقدی می تواند آینده را به درستی بسازد که برخلاف دیگر نقدها عمیق، علمی، همه جانبه و دور از احساس و حب و بغض باشد اما چون همیشه نمی توان به کنه نیت و تعلق خاطرهای افراد پی برد و هستند کسانی که میخواهند علمی، همه جانبه و با نیت خوب بنویسند اما شاید نوشته نهایی آنها چندان اینگونه از آب در نیاید، به گمان من باید "تلاش" کنیم تا یک ضریب مدارا و سهل گیری را در آن جملات محکم و اساسی گفته شده ضرب کنم و از این نقدها هم حمایت کنم از مابقی موارد هم که آنها را سطحی می بینم بگذریم یا چیزی در نقد آنها می نویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بخش چهارم:&lt;/b&gt; در "عمل" چه کنیم؟ &lt;br /&gt;پس در "عمل" و در تقابل با دو پایه شوم استبداد امروز ایران یعنی  جمهوری اسلامی و ناراستیها و خرافات اسلامی چه کنیم؟ &lt;br /&gt;باید از کنار برخی نقدها گذشت، برخی دیگر را با نقدی دیگر پاسخ گفت و در مورد برخی دیگر که با معیارهای ما سازگار است(معیارهایی که از این فرد تا آن فرد متفاوت است)، تلاش کنیم که آن نقدها را اصل بگیریم، در انتشار بیشتر آنها بکوشیم، تقویتشان کنیم و چیزهایی از این دست. در مبارزه با جمهوری اسلامی و ناراستیها و خرافات اسلامی تنها به نوشتن نباید بسنده کرد بلکه باید باید دانست که سخنان، مقالات و نقدهایی هم هستند که شایسته گذشتن و حتی پرهیزند(&lt;b&gt;نه حذف&lt;/b&gt;).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;بخش پنجم:&lt;/b&gt;سخنان، مقالات و نقدهای شایسته گذشتن و پرهیز کدامند؟&lt;br /&gt;انتقاد تلخ و گزنده است و زبان تند و تابوشکنی از برخی مفاهیم گاهی نیازیست اساسی اما به کارگیری مناسب زبان تند و تابو شکنی هم کاریست نه در عهده هر کسی از اینرو به گمان من نباید دو دسته نقد را گسترش داد(&lt;i&gt;و همزمان به دلایل از پیش گفته شده، نباید آنها را حذف کرد&lt;/i&gt;):&lt;br /&gt;&lt;i&gt; نقدهای سیاسی که شایسته پرهیزند:&lt;/i&gt; جمهوری اسلامی آنچنان غرق در تباهیست که با یک بیان منطقی از هر زاویه ای می توان به بنای از پای بست ویران آن پرداخت و آنرا محکوم کرد اما گاهی افرادی با دیدگاههای سیاسی و به بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی، دیکتاتوری مذهبی، سیستم فاشیستی، کشتار مردم، نابودی ایران و ... بدترین روش ممکن را برگزیده و با قصد تخریب و یا با نیت درست اما از سر کم خردی، دست به یک  دفاع قلابی و بسیار سطحی، کم مایه و زرد از مفاهیم نیکی چون دموکراسی، سکولاریسم و مبارزه با جمهوری می زنند و با ترتیب دادن یک دفاع بد به همراه ناسزاهای رکیک، شور خالی از منطق، سستی مفرط در تحلیل و رفتار و گفتار سبب می شوند نداهای خردمندانه، متین و استوار بیش از پیش در هیاهوی غوغاها به حاشیه رود. این روند به ویژه در محیطی که آشکارا مشکلات و بیماریهایی دارد و همواره هم عده ای با هزاران بهانه در پی خاموشی نقد و نقادی هستند، چون سم مهلک است.&lt;br /&gt;&lt;i&gt; نقدهای مذهبی که شایسته پرهیزند:&lt;/i&gt; از سوی دیگر دین اسلام آنچنان خطاهای اساسی دارد که به راحتی دهها مورد برای تحقیق و کنکاش و نوشتن مقاله در آن می توان پیدا کرد با منابع بیشمار اما بسیار پیش می آیدکه به نقد هایی از اسلام و مذهب روبرو هستیم که عمق کافی را ندارند، علمی نیستند اما در محیطهای علمی ارائه می شوند، کم مایه و همراه با ناسزاهای رکیک بی حاصل هستند و سرانجام به دلیل همین اشکالات اساسی نه تنها خود چیزی بدست نمی آورند بلکه ورای آن نتیجه عکس می دهند و تلاش آنها که با هزار زحمت و با دانش و کلام متین در پی روشنگری و زدودن خرافات هستند را خدشه دار می کنند.&lt;br /&gt;شایسته تاکید است که تنها نقدی می تواند آینده را به درستی بسازد که برخلاف دیگر نقدها عمیق، علمی، همه جانبه و دور از احساس و حب و بغض و با کلامی متین و استوار باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;۱-با نام کاربری comrade در بالاترین عضو هستم. این نوشته شاید اندکی هم بتواند به کار پاسخ گفتن احتمالی به برخی مشکلات نه چندان کم شمار آن محیط تبدار هم بیاید؛ به ویژه گفتگوهای اخیر که بر سر اسلام در گرفته است اما این نوشته در دفاع از تصمیم بالاترین در حمایت از مذهب، ایجاد پرسشنامه های غیر علمی و بسیار سطحی، بستن حسابها،پاسخگو نبودن و نداشتن زبان مناسب گفتگو از سوی مدیریت، تفسیر پذیر بودن و شفاف نبودن قوانین، خودرایی، دخالت در محتوا و تولید محتوا و چیزهایی از این دست که به شدت با آن مخالف و بالاتر از آن بیزارم، نیست.&lt;br /&gt;در محیط بالاترین من &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2008/11/4/1439357"&gt;این مقاله&lt;/a&gt; را یک مثال برای نقد روشنگرانه بر اسلام میدانم و برای نمونه بسیاری از مقاله های &lt;a href="http://balatarin.com/users/jooyandeh/links/submitted"&gt;این کاربر&lt;/a&gt; را سازنده میدانم.    &lt;br /&gt;۲- &lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/05/blog-post_19.html"&gt;نظراتی درباره اینکه توهین چیست.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;۳- از کامنتهای که &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/11/9/2250480"&gt;پای این لینک&lt;/a&gt; نوشته بودم، در نوشتن این مطلب کوتاه بهره بردم.&lt;br /&gt;۴- &lt;b&gt;همان گونه که در نوشته گفته شده مراد از "پرهیز" از نقدی به هیچ وجه حذف نیست بلکه کمک نکردن به گسترش یافتن دیدگاه آن می باشد.&lt;/b&gt;   &lt;br /&gt;۵- ناگفته پیداست که اینها تنها دیدگاههای نگارنده است و امکان ناراستی و خلل در آن است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4188580614622258992?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4188580614622258992/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4188580614622258992&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4188580614622258992'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4188580614622258992'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/12/blog-post.html' title='نقدهای شایسته گذشتن!'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-6617409746683362044</id><published>2010-11-30T04:24:00.000-08:00</published><updated>2010-11-30T04:24:56.559-08:00</updated><title type='text'>وقتی همه دیواریم</title><content type='html'>دیشب پس از یک هفته ناچار به دلیلی سری به اکانت بالاترینم زدم. به قسمت صفحه شخصی و دعوت نامه ها هم نگاهی می اندازم. بیشتر کاربرانی که برایشان دعوتنامه فرستاده ام، به علت ساختن چند ایدی حسابشان بسته شده و مابقی هم تقریبا غیر فعال هستند!&lt;br /&gt;به ایمیل هایم سر میزنم تا درخواست دعوتنامه های که به دستم رسیده بود را دوباره ببینم. اینها متن آن درخواستها است:  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-&lt;blockquote&gt;با سلام من ... دانشجوی  کارشناسی ارشد  سال اول  رشته کامپیوتر می باشم چند وقتی است که دنبال دعوتنامه برای بالاترین هستم شما را خدا اگر می توانید کمکم کنید باور کنید دیگه دارم نومید می شوم با سپاس فراوان.&lt;/blockquote&gt;-&lt;blockquote&gt;با سلام ...هستم چند وقتی است بس به ایمیل زدم نومید شدم و اصلا نمی دانم آیا برای شما ایمیل دادم یا نه ولی شما را خدا اگر دعوت نامه داریدزحمتش را بکشید  یا بنده را به افرادی که دعوتنامه می دهند معرفی کنید با سپاس فراوان&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;-&lt;blockquote&gt;با سلام نمی دانم برای شما ایمیل زدم یا نه ولی باور کنید بس دنبال دعوتنامه گشتم خسته شدم شما را خدا کمکم کنيد با تشکر &lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;و....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و من هم مانند همیشه بی گفت  وگو پاسخ مثبت دادم. این چنین است که اساسی ترین پایه زندگی گروهی از هم می پاشد.&lt;br /&gt;نوشتن این مثال را مفیدتر از آن مقاله سیاسی که در ذهنم بود، یافتم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من راه تو را بسته&lt;br /&gt;تو راه مرا بسته&lt;br /&gt;امید رهایی نیست&lt;br /&gt;وقتی همه دیواریم&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-6617409746683362044?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/6617409746683362044/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=6617409746683362044&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6617409746683362044'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6617409746683362044'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/11/blog-post_30.html' title='وقتی همه دیواریم'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8619048431224411099</id><published>2010-11-11T03:20:00.000-08:00</published><updated>2010-11-11T03:57:09.482-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='&quot;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&quot;،&quot;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&quot;'/><title type='text'>شرم بر سه تروریست: حزب الله، القاعده، جمهوری اسلامی</title><content type='html'>&lt;a href="http://video.moqawama.org/details.php?cid=1&amp;linkid=511"&gt;ویدویی از نصرالله از حزب الله لبنان&lt;/a&gt; منتشر شده که او در آن یکسره هویت ایران و ایرانی را انکار می کند و از ناتمام ماندن تلاش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی در سال گذشته بسی اظهار خوشحالی می کند.هدف این نوشته نگاهی مجدد به مواضع دو گروه در درون جمهوری اسلامی نسبت به این گروه تروریستی به ویژه واکنش آنها به شعار فراگیر  و گسترده مردم در سال گذشته یعنی « نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» است.     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از هر چیز باید گفت که دولتها و ملت های اسراییل و فلسطین درگیر خشونت دوطرفه نابهنجاری گشته اند که شوربختانه دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد به ویژه آنکه گروههائی تند رو و تروریستی فلسطینی همواره با فراهم کردن سوخت آتش این خشونتها ادامه آن را تضمین می کنند. گروههایی مخربی که شوربختانه حمایت های همه جانبه و آشکار جمهوری اسلامی از آنهاهزینه های زیادی برای مردم میهنمان به بر آورده است.از آن سو در لبنان،گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی که گستره فعالیت های نابخردانه شان تنها به حرکت های تروریستی محدود نبوده بلکه تا کمک به رژیم جمهوری اسلامی در کشتار و شکنجه و سرکوب هم میهنانمان هم می رسد،آتش این خشونتها را بیشتر دامن میزنند و متقابلا به بروی کار آمدن گروهاهی تند رو و نابخرد مشابه در اسراییل کمک می کنند.شوربختانه در این بخش هم حمایت های آشکار و غیر قانونی جمهوری اسلامی از این گروههای لبنانی هزینه های زیادی برای مردم میهنمان و ایران به بار آورده است.این هزینه ها که سی سال است بر ما تحمیل میشود و امروز به ویژه در زمانی که ایران ما دست به گریبان فقر و بیکاری و مشکلات کمر شکن است، به اوج رسیده و سبب شده تا مردم در اعتراضات یک سال اخیر شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را سر دهند شعاری که هرکسی که ذره ای با فضای جامعه آشنا باشد می داند که هدف آن تکذیب محنت و مشقت سایر ملتها توسط ملت محنت دیده ما نبوده بلکه می خواهد تا ضمن پای فشردن بر این حقیقت قدیمی که "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است "،پایان دخالت پر هزینه جمهوری اسلامی در امور فلسطین و لبنان را هم به چشم ببیند چیزی که از قضا به سود مردم فلسطین و لبنان و اسراییل و همه منطقه هم خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از ابزارهای سخن گفتن جمعی وقتی که حزب و روزنامه و مدیا در اختیار نداشته باشید و با حکومتی فاشیستی روبرو باشید،&lt;b&gt;"شعار"&lt;/b&gt; است. در هنگام اعتراضات،هنگامی که در داخل مردم شعارهایی نظیر" استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، دو گروه به شدت با آن مخالفت کردند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;گروه اول&lt;/b&gt; خود سران حکومت جمهوری اسلامی بود تا آنجا که &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=uaXpc6GMlD4"&gt;خامنه ای به شدت به آن تاخت&lt;/a&gt; و نصرالله از حزب الله لبنان نیز این شعار را &lt;a href="http://www.iranianuk.com/article.php?id=44600"&gt;دارای اثرات منفی زیادی برای حزب الله&lt;/a&gt; دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;گروه دومی&lt;/b&gt; که به شدت با این دو شعار به مخالفت برخاستند، اصلاح طلبان و نیز آقایان موسوی و کروبی بوده اند تا آنجا که آقای موسوی برخلاف آنکه گاهی خود یا اطرافیان ایشان او را "همراه " و نه "رهبر" جنبش سبزمی خوانند ،این بار آشکارا و تمام قد در نقش یک رهبر تمام عیار این دو شعار را ممنوع دانسته و حتا محدوده و چارچوب شعارها و خواسته های آتی جنبش سبز را با صدور یک بیانیه جدید و با پای فشردن بر جمله ای قدیمی از خمینی یعنی "&lt;b&gt;جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر&lt;/b&gt;" مشخص کردند، جمله ای که کمترین میزان سنخیت را با خواسته های غالب مردم و شعاردهندگان داشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین آقای کروبی در &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=2lyPHipVKeQ"&gt;بیانیه تصویری که پس از ۱۳ آبان دادند&lt;/a&gt; بیان کردند که یکی از هدفهای ایشان برای همراهی مردم در قسمتی از مسیر این بود که &lt;b&gt;مواظب باشند شعار انحرافی داده نشود&lt;/b&gt;(که منظورشان همان شعارهایی نظیر " استقلال آزادی جمهوری ایرانی"(۳) و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" می باشد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنان &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096280.php"&gt;افرادی نظیر مهاجرانی&lt;/a&gt; هم در این مورد و نیز &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/7609"&gt;بی ادبیهای آشکار خاتمی در واکنش به این شعار&lt;/a&gt; در آن جمله معروف که "&lt;b&gt;حالا بر فرض کسي و جرياني و گروه کوچکي، غلطي کرده&lt;/b&gt; ..." نیز در نوع خود جالب بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این واکنشها از واکنشهای اندکی قدیمیتر گرفته نظیر  &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=xcTpmFLlank"&gt;دروغگویی و تحریف آشکار کدیور در مورد این شعار&lt;/a&gt; (۲) تا کمی جدیدتر نظیر&lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/07/23/klm-35219"&gt;نامه نویسی محمدرضا خاتمی از سوی مردم ایران برای نصرالله &lt;/a&gt;از حزب الله لبنان و تا پیشنهادهای عجیب بی ارتباط برای تغییر این شعار که دائم از سوی این گروه ها نو به نو می شود(&lt;a href="http://masihalinejad.com/?p=2816"&gt;نظیر پیشنهاد مسیح علی نژاد&lt;/a&gt;)، آشکار میکند که با توجه شدت واکنشها به شعارهایی نظیر "&lt;b&gt;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&lt;/b&gt;" و "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" باید این شعار را ورای خطوط قرمز آن دو گروه گفته شده دانست، &lt;b&gt;چیزی که آشکارا در تقابل با خواست مردم قرار دارد&lt;/b&gt; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دو گروه پیشتر گفته شده که با این شعار مخالفت می کنند، میپرسم که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نخست:&lt;/b&gt; وقتی هم میهنان ما تا این حد در فشارند، تجهیز مالی، نظامی، اطلاعتی و سیساسی و .. چند گروه در فلسطین و لبنان به چه معناست(از بحث میزان محبوبیت این گروه ها در کشورشان و اینکه چه میزان کل ملتشان را نمایندگی می کنند میگذرم)؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دوم:&lt;/b&gt; آیا اگر کارشکنیهای جمهوری اسلامی نباشد، امید آنکه هم آنها و هم ما روزهای بهتری در پیش رو داشته باشیم، نیست ؟ آیا پایان دخالت پر هزینه جمهوری اسلامی در امور فلسطین و لبنان و سوریه و اسراییل، به سود مردم ایران و فلسطین و لبنان و اسراییل و همه منطقه نخواهد بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;سوم:&lt;/b&gt; برای مردم یقینی شده که این گروه های فلسطینیان یا لبنانی خیر خواه ما نیستند. در طول هشت سال جنگ که "عرصه بر شیران عالم تنگ بود" و فوج فوج جوانان ما پرپر می شدند، آنها در مقابل ما می جنگیدند، میکشتند، تجاوز میکردند. تمامی کشورهای اعرابی جز یکی بر علیه ما جنگیدند و از نزدیک به سی کشور عربی در زندانهای ما اسیر از جنگ عراق بود و سرانجام برای یکی از شریرترین انسانها یعنی صدام شمع روشن می کنند و شعارهای فاشیستی و توهین آمیز او در مورد ایرانیان را تکرار میکنند. یا روا نیست اعتراضی به این کارها و پیشینه های ناپاک کنید؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;چهارم:&lt;/b&gt; از آن طرف امروز در اوج سرکوب مردم، حزب الله با گسیل نیرو دوش به دوش جمهوری اسلامی در سرکوب مردم ما در جنایات دست دارد. همین امروز در اوج فشار بر ما،مردم لبنان جزء ۳ کشور اسلامی با بیشترین در صد موافقان تحریمهای بیشتر علیه ایران هستند.این در حالیست که تقریبا از همه کشورهای آزاده جهان در طول یک سال صدای همدلی با مردم ایران،ولو کم رمق،شنیده شده است. آیا شما چیزی از بیش از ۳۰ کشور عربی به ویژه لبنان و فلسطین به یاد دارید؟ در مقابل این همه بی ادبی مردم با بزرگواری و دور از توهین تنها با این شعار خواستار پایان دخالت در امور فلسطین و لبنان و الویت به منافع میهن خودمان شده اند. چرا از این صدا حمایت نمی کنید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پنجم:&lt;/b&gt; بخشی از این برداشت نادرست شما از آنجا می آید که شعار را تا به انتها نمی گویید. این شعار "نه غزه نه لبنان" نیست بلکه "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" است. فدای جان برای ایران از سوی یک ایرانی نه گفتن به انسانیت و دیگران نیست. پس چرا برداشتهای ناصواب خود را به پای این شعار می نویسید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;ششم:&lt;/b&gt; آزار انسانها در همه جا محکوم است؛ از جمله ستم و آزار گاه و بیگاه ارتش اسراییل به فلسطینیها یا بیخردی گروه های تروریستی فلسطینی. کسی که حقیقتن به انسانها به شکل ابزارهای قدرت و بازی نگاه نمی کند، ظلم را در همه جا محکوم میکند. هرچند سازمانهای حقوق بشری هم همیشه ولو به شکل ناکافی این ندانم کاری هر دو طرف اسراییل -فلسطین را محکوم کرده اند، اما آنچه برای من نیز جای شگفتی دارد آن است که هیچ گاه در ۳۱ سال گذشته گوش ما از بسیاری از افراد دو گروه قبلی نشنید که جنایات رژیم اسلامی در قتل و کشتار و اعدام دسته جمعی زندانیان و جنگ هشت ساله و دزدی و چپاول(که بیشتر آنها در آن دست دارند) را محکوم کنند و جملگی گروه های درون جمهوری اسلامی بر آن صحه می گذراند، جلاد های زندانیان آن روزهای سیاه نظیر لاجوردی را "سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگزار مردم"(۴) می خوانند، بر راه امام خود پای می فشارند و حفظ چنین رژیم فاسدی را اصل می گیرند. اینها خود بزرگترین دلیل بر آن است که این سخنان نه از سر انسان دوستی بلکه سوء استفاده از زجر و مشکلات انسانهای دیگر برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود و نیز البته آموزه های مذهبی است که بی شک باید آنرا کثیفترین نوع بازی قدرت نامید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;هفتم:&lt;/b&gt; تحریف واقعیات و شعارهای مردم به ویژه وقتی که مردم برای تثبیت آن حقیقت ها خون داده باشند، بازی با کلمات و شعارها، بافتن دروغی جدید و نسبت دادن آن به مردم، شیوه آزاد مردان نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و سر انجام از مردم میهنم میپرسم &lt;b&gt;آیا یکی از جدی ترین سیاه روزیهای خاورمیانه امروز، وجود گروههای تروریستی نظیر حزب الله، القاعده و جمهوری اسلامی نیست؟&lt;/b&gt;سه گروه تروریستی که از قضا ارتباطهای آشکار و پنهان فراوانی هم با یکدیگر هم دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(۱): این نوشته بازنویسی &lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/06/blog-post_23.html"&gt;نوشته ای قدیمیتر از همین وبلاگ&lt;/a&gt; است و عجیب آنکه ما آنچنان گرفتار یک چرخه ایم که این سخنها کهنه نمی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(۲): کدیور هنوز هم پوزش نمی خواهد و یا  آن دروغ را به تمامی اصلاح نمی کند.&lt;a href="http://masihalinejad.com/?p=2816"&gt;از جمله اینکه میگوید&lt;/a&gt;: باید اشاره می کردم &lt;b&gt;شعار بخش دیگری از مردم&lt;/b&gt; « نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران بوده است». &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(۳): از سوی دیگر مردم در برابر معجون تهی از معنی "جمهوری اسلامی"، که امروز بعد از ۳۱ سال براستی دیوی مهیب از آن سر برآورده(چنان که دیر باورترین افراد هم آن را آشکارا به چشم می بینند)، واکنشی نشان داده اند و "جمهوری ایرانی "سر داده اند. نه از آن رو که ترم و واژه "جمهوری ایرانی" مطابق با آخرین کتابها و مقالات و مطالعات علوم سیاسی و یا دقیقترین نکته سنجیهای علوم اجتماعی است بلکه بدان سبب که آخرین دغدغه حکومت کنونی "جمهوری اسلامی" را "ایران" و "ایرانی" دیده اند و هر چه از او دیده اند، پیگیری اهداف و ایدوئولوژی های ناپاک حکومت "جمهوری اسلامی" بوده و نه ایران و ایرانی.هم از این رو خواستار استقلال و آزادی و داشتن میهنی که به راستی متعلق به جمهور مردم ایران است (و نه تنها از آن خودیهای هم سفره ای) شده و یکسره در واکنش به "جمهوری اسلامی" شعار "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" سر داده اند که البته اساس حکومت کنونی را زیر سوال می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(۴): این جمله از محممد خاتمیست!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8619048431224411099?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8619048431224411099/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8619048431224411099&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8619048431224411099'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8619048431224411099'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/11/blog-post.html' title='شرم بر سه تروریست: حزب الله، القاعده، جمهوری اسلامی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7384873786749724789</id><published>2010-10-19T19:55:00.000-07:00</published><updated>2010-10-20T06:01:10.604-07:00</updated><title type='text'>آیا پیرامون و مرزهای چیزی می تواند بی نهایت ولی درون آن محدود باشد‎؟ معرفی شکلی با مساحت محدود اما محیط نامحدود</title><content type='html'>به نظر شما رابطه محدود و نامحدود چیست؟ آیا به گمان شما چیزی محدود می تواند دامنه ای نا محدود داشته باشد؟ یا آنکه پیرامون چیزی می تواند بی نهایت باشد اما درون آن محدود و با اندازه ای مشخص  باشد‎؟ آیا مفهومی با دامنه و مرزهای نامحدود، می تواند درونی محدود و بسیار کوچک داشته باشد؟ بالاخره آیا می توانید شکلی بکشید که مساحت آن محدود اما محیط آن نامحدود باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند شاید سوالات ناشیانه ای به نظر برسد،اما پاسخ بله است! میتوان چنین شکلی کشید. برف دانه کخ(&lt;b&gt;Koch snowflake&lt;/b&gt;)  محیطی بینهایت اما مساحتی محدود دارد. &lt;b&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Koch_snowflake"&gt;در این لینک&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; به خوبی طرز ایجاد چنین شکلی شرح داده شده است و می توانید به آن رجوع کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیار فشرده باید بگویم که برف دانه کخ را میتوان با رسم یک مثلت فراکتال و تقسیم متوالی ضلع های این مثلت تاn گام بدست آورد(برای یک n به اندازه کافی بزرگ یا به اصطلاح وقتی n به سمت بی نهایت میل می کند).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که در لینک توضیح داده شده است، اگر مساحت چنین مثلتی را در گام اول s0 و محیط آن را باp0  نشان دهیم، آنگاه محیط و مساحت یک  برف دانه کخ (که همانطور که گفته شد از تقسیم متوالی ضلع های این مثلت بدست می آید،)  پس از n گام تکرار و با میل n به سمت بی نهایت، برابر است با:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;b&gt;برای دیدن فرمول و شکل برف دانه کخ بر روی &lt;a href="http://img529.imageshack.us/f/87960801.png/"&gt;این لینک&lt;/a&gt; یا &lt;a href="http://oi52.tinypic.com/2rc2yao.jpg"&gt;این لینک&lt;/a&gt; کلیک کنید. &lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;که آشکار است محیط آن بی نهایت و مساحت آن یک عدد مشخص و محدود است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از این مساله چه نتیجه ای می گیرید؟ &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;برای دست یافتن به توضیح  کامل تر می توانید از &lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Koch_snowflake"&gt;همان لینک که در ابتدا اشاره کردم&lt;/a&gt;،آغاز کنید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7384873786749724789?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7384873786749724789/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7384873786749724789&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7384873786749724789'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7384873786749724789'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_19.html' title='آیا پیرامون و مرزهای چیزی می تواند بی نهایت ولی درون آن محدود باشد‎؟ معرفی شکلی با مساحت محدود اما محیط نامحدود'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-592634778083013321</id><published>2010-10-18T09:54:00.000-07:00</published><updated>2010-10-18T10:24:26.527-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کروبی'/><title type='text'>مساله اول سخنان آقای کروبی و واکنشها به آن، مساله دوم کاریکاتور: در آمیختن مفاهیم مستقل و نتیجه گیریهای یک سویه</title><content type='html'>آقای کروبی &lt;a href="http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20101016010130.html"&gt;در مصاحبه جدیدی که داشته&lt;/a&gt; به برخی نکات اشاره کرده که آشکارا با واقعیاتهای موجود فاصله دارد.از جمله اینکه او و خمینی چيزی از اعدام‌های ۶۷ نمي‌دانستند و کماکان هم نمي‌داند(!).آنچنان که مورد انتظار است، بسیاری از افراد در برابر این سخنان که آنها را درست ندیده اند، واکنش نشان دادند. از جمه این موارد فراوان یکی هم &lt;a href="http://khodnevis.org/index.php?news=9511"&gt;کاریکاتوری&lt;/a&gt; از یک کاریکاتوریست و نویسنده به نام نیک آهنگ بوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نکته اول: فروکاستن همه انتقادها به چند کاریکاتور&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان من در اینجا با دو مساله طرفیم: یکی صحبتهای مستقل آقای کروبی و دیگری نظرات یکی از منتقدین و کاریکاتورهایش.  آنچه که موجب شگفتی است است در هم آمیختن این دومساله ،نتیجه های نادرست و فروکاستن همه چیز به چند کاریکاتور است.&lt;br /&gt;کار نادرستی که انجام شده، این است که افرادی با تحلیل اشتباه، کل مساله صحبتهای آقای کروبی را به کاریکاتور، جنجال درباره کارتون و کاریکاتور، پیشینه منتقدین و چیزهای بیربط و سطحی نظیر این می کاهند و تلاش میکنند از این زاویه همزمان پاسخ هر دو مساله را بدهند و در این راه گاهی حتی متوسل به منطق سستی نظیر این که "چون فلان کاریکاتوریست از روی نیت شر، بد دلی، تضعیف کردن و چیزهایی از این دست می نویسد، پس انتقاد ها هم وارد نیست" استفاده می کنند.&lt;br /&gt;از اینکه معیار برخی برای تعیین نقد خوب از بد، درست از نادرست، مغرضانه(!) از غیر مغرضانه(!!) و چیزهایی از این دست به جز تشخیص خود آنها، خود را محور گرفتن و نظر دیگری را بر نتافتن چه چیز دیگری میتواند باشد، می گذرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من کارشناس مسائل نیک آهنگ نیستم، تایید کننده همه آثار او نیستم،(به گمان من) برخی کارهای نیک آهنگ ضعیف است و ... اما به درست یا غلط با برخی از مفاهیمی که پشت کاریکاتورهای او است نظیر آنکه این جنبش خطاهایی دارد، موسوی و کروبی قابل نقدند و خطاهایی داشته اند، اصلاح طلبان با جمهوری اسلامی تفاوت ماهوی ندارند و نکاتی از این دست هم نظرم ومصلحت سنجیهای نابجا را هم بر نمی تابم. پس از کارتونهای او گذشته،با من،کسانی مانند من و اولی تر از همه، با این اندیشه ها و انتقادها چه باید کرد؟ گیرم که او ساکت شد با کسانی که این انتقادات را دارند چه کنیم؟ باز به سراغ نفر بعدی برویم؟  به جای پرداختن به تک تک منتقدین( که به درست یا غلط انتقادی می کنند) و صرف انرژی فراوان، بهتر نیست به اصل انتقاد پرداخت؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گیریم که کسی کاریکاتوری در مورد سخنان کروبی مبنی بر آنکه او و امامش چيزی از اعدام‌های ۶۷ نمي‌دانستند و کماکان هم نمي‌داند(!) نکشد، با ملتی که به این کشتارها و موارد این چنین انتقاد دارد، چه میخواهیم بکنیم؟ کشتار ۶۷ چند هزار کشته داشت، اما با جنگی که صد ها هزار کشته داد چه باید کرد؟ با سایر کشتارها، جنایتهای خمینی، جنایتهای جمهوری اسلامی، دلدادگیهای برخی به یک امام ناپاک و چیزهایی از این دست چه می کنیم؟ با سوالی که هنوز برجاست و کسان دیگری باز پیدا خواهند شد که نو به نو آن را مطرح کنند چه می کنیم؟ با این اندیشه ای که پرسش دارد چه میکنیم؟ &lt;b&gt;کارتونیست را محکوم نکنیم. منتقد را رها کنیم. به نویسنده نپردازیم. دست از سر قلم برداریم. به خود نقد، خود مقاله و خود اثر بپردازم. تا به کی فحش و ناسزا و تروریست خواندن کسی که به درست یا نادرست نقدی دارد؟&lt;/b&gt; بیش از این علاقه مند به ادامه این چنین گفتگوهایی و فرو کاستن عمدی این انتقادها به چند کاریکاتور و یا یک شخص خاص نیستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;همزمان انتقاد داشتن به سخن آقای کروبی و هل ندادن او به دامان جمهوری اسلامی &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;آقای کروبی کمتر از این و آن ادعای رهبری داشته و بیشتر به کار این جنبش آمده و شفاف تر و صادق تر بوده.من موافق تضعیف آقای کروبی نیستم به ویژه آنکه ایشان بر خلاف دیگران در این نزدیک به دو سال کم پیش آمده که ترمز این جنبش شوند و ورای آن در مواردی که اندک هم نبوده، شجاعت و صداقت به خرج داده. کمتر هم با ادبیات امامی نمک بر زخم مردم پا شیده(بر خلاف این مصاحبه البته).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان یک از دهها میلیون ایرانی با اینکه بر خلاف آقای کروبی قائل به جدایی نهاد دین و دولت هستم، به حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ولایت فقیهی هیچ اعتقادی ندارم، در پی اصلاح بیهوده و بازتولید جمهوری اسلامی نیستم بلکه در پی بر اندازی آن هستم و اختلافات جدی از این دست با او دارم، اما باز هم به احترام آن کارها که کرده اند، همان میزان برای من کافیست که موافق قطع حمایت از او نباشم و با هل دادن او به سمت جمهوری اسلامی به شدت مخالف باشم(تا زمانی که که این رویه را ادامه دهد). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دوم که اساسی است آن است که اما از طرف دیگر موافق آنهایی که با سخنانی نظیر"الان وقتش نیست، تضعیف نکن، باشه بعد از شکست جمهوری اسلامی، این انتقادها خواسته جمهوری اسلامیه، کیهان خیلی خوشحال شد، جمهوری اسلامی سوء استفاده میکنه، غیر منصفانه هست، سازنده نیست، تخریب نکن، کار رژیمه" و بهانه های اینچنینی نیتی جز حمله و حذف و انگ و ... ندارند، هم مخالفم.آن هم در کشوری که نشان داده اگر کمی غفلت کنید بسیاری قابلیت تبدیل شدن به یک دیکتاتور را دارند. اگر از همه این مسائل بگذریم و هیچ نگوییم دیگر پس چرا میخواهیم جمهوری اسلامی را بر اندازیم؟ اصلن دیگر چه می ماند و به چه اعتراض دارید که دائم از سر مصلحت دعوت به سکوت در همه موارد می کنید؟ مگر اینجا جای شوخی و بازیست که با لاپوشانی مسائل حل شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من معذورات آقای کروبی را میفهمم، از او هم نمی خواهم در همه جبهه ها بجنگد. اگر نمیتواند به چنین پرسشی پاسخ دهد، بسیار خوب دست کم "سکوت" کند(در همین مصاحبه به سوال آخر پاسخ نگفت و کمتر کسی هم در مورد آن چند و چون کرده) و &lt;b&gt;به طور شفاف "قول" دهد در "اولین فرصت" در این باره "آشکارا و به تمامی"&lt;/b&gt; سخن بگوید. به سهم خود، من همین میزان را برای آنکه از این مقطع بگذریم کافی میدانم. اما دروغ گفتن در مورد چنین جنایتی به هیچ عنوان قابل قبول نیست و اینکه بگوید "چيزی از اعدام‌های ۶۷ نمي‌دانستم" بد است و زشت تر از آن این است که بگوید "هنوز هم نمی دانم".پیوسته از امام گفتن، در حالی که عموم مردم دیگر چنان قاتلی را شناخته اند، جز صدمه به خود گوینده و اشتباهی از جانب خود او (و نه من و ما) نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اتحاد داشتن، حامی کسی بودن، حل مشکلات و ... هیچ گاه به معنی خود سانسوری و ذوب در دیگران شدن و همرنگ جمعیت گشتن و خواسته های خود را به آینده موهوم پاس دادن نیست. بخش بزرگی از این چند گام پیش آمدن و اصلاح برخی مواضع نادرست و ضد مردمی سابق که در آقای کروبی می بینیم، مدیون فشار همین انتقاد ها بوده که سبب شده امروز مرز بین مردم و حکومت مشخص تر شود و کار بر او که میخواهد همزمان عضو جمهوری اسلامی باشد و هم در جبهه مردم باشد، سخت گردد. یعنی &lt;b&gt;اساسی ترین گام برای روشن بودن فضا و هدفها و به هرز و انحراف نرفتن خونهای ریخته شده و تلاشهای مردم در آینده&lt;/b&gt;.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-592634778083013321?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/592634778083013321/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=592634778083013321&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/592634778083013321'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/592634778083013321'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_18.html' title='مساله اول سخنان آقای کروبی و واکنشها به آن، مساله دوم کاریکاتور: در آمیختن مفاهیم مستقل و نتیجه گیریهای یک سویه'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-1884621906012474671</id><published>2010-10-13T09:41:00.000-07:00</published><updated>2010-10-19T08:37:19.046-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حزب مشارکت ایران اسلامی ; مجاهدین انقلاب اسلامی'/><title type='text'>نگاهی به اساسنامه دو حزب مشارکت ایران اسلامی و مجاهدین انقلاب اسلامی</title><content type='html'>چند هفته پیش اخباری در مورد انحلال احزاب مشارکت ایران اسلامی و مجاهدین انقلاب اسلامی منتشر شد که خیلی زود و اندکی زمانی پس از آن، شعبه بیست و هفتم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران اعلام کرد &lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/07/13/klm-34064"&gt;تصمیم کمیسیون برای توفیف پروانه فعالیت حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و دستور توقف همه فعالیتهای حزبی، ابطال شده است&lt;/a&gt;.سر و صدایی از سوی اصلاح طلبان برخاست و&lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/07/14/klm-34087"&gt; سایت کلمه آن را افتضاحی برای محسنی اژه‌ای خواند&lt;/a&gt; و آقای &lt;a href="http://tahavolesabz.com/item/8203"&gt;تاجزاده فرمان عضوگیری این دو حزب را صادر کردند&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این سی و اندی سال پس از جمهوری اسلامی، بسیاری از احزاب که دست کم مرامنامه ای با گرایشات میهن دوستانه و دموکرات داشته اند، در ایران تعطیل و اعضای آنها به زندانها افتاده، شکنجه شده، اعدام  گشتند، طی قتلهای زنجیره ای کشته شده اند و یا جلای وطن کرده اند. از این رو میتوان گفت که این حکم به خودی خود نشان می دهد که این دو حزب برخلاف آن احزاب دست کم بیرون چارچوب جمهوری اسلامی نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این گمان به یقین میرسد وقتی که به اساسنامه این دو سازمان نظری بیافکنیم.آنجا که میتوان دریافت که اصولا این دو حزب چیزی جدای جمهوری اسلامی نیستند که اینچنین مهر تایید بر ادامه کار از سوی حکومت دیکتاتوری اسلامی گرفته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://norooznews.ir/page/11"&gt;با نگاهی به اساسنامه مشارکت ایران اسلامی میبینیم که:&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;ماده 3: هدف&lt;br /&gt;ایجاد زمینه مناسب برای مشارکت ملت ایران در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی که منجر به دخالت مستقیم آنان در سرنوشت سیاسی نشان می‌گرددبه منظور حفظ دستاوردهای انقلاب عظیم اسلامی و تداوم آرمانهای حضرت امام خمینی (ره)&lt;/blockquote&gt;آیا به راستی این هدف چیزی جز همان جمهوری اسلامی کنونی است؟ آیا می دانید که یک ایرانی چگونه میتواند در این حزب مورد تایید جمهوری اسلامی عضو شود؟&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;ماده 26: شرایط عضویت&lt;br /&gt;۱- تابعیت جمهوری اسلامی ایران.&lt;br /&gt;۲- اعتقاد به دین مبین اسلام و التزام به احکام آن&lt;br /&gt;۳- تعهد به دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و نطام جمهوری اسلامی ایران&lt;br /&gt;۴- التزام به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تقید به فعالیت در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.&lt;br /&gt;...&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که فرم های جمهوری اسلامی را پر میکنیم چیزی جز این شرایط را میبینیم؟ آیا میتوان تعیین کرد که با چنین اساسنامه و هدف و شرایط عضویتی، در این جنگ درونی بین جناح های درون گروهی جمهوری اسلامی کدامیک "افتضاح" تر از دیگری است؟ برای من شهروند ساده ایرانی بیرون از قدرت که از جمهوری اسلامی تنها مرگ و شکنجه و دیکتاتوری و بر باد دادن وطن دیدم، چه تفاوتی بین اهداف این حزب با جمهوری اسلامی است که آقای تاجزاده مرا به عضویت در آن میخواند؟ آقای تاجزاده به سهم خودم، به عنوان یک ایرانی از ۸۰ میلیون ایرانی، از این اساسنامه و هدف و شرایط عضویت آن متنفر و بیزارم و تفاوتی بین آن با خود جمهوری اسلامی نمی بینم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&amp;UID=36347"&gt;با نگاهی به اساسنامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي میبینیم که:&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;*سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از وحدت هفت گروه سياسي معتقد به رهبري امام­خميني، كه در سال‌هاي پيش از انقلاب، معتقد به مبارزه مسلحانه با رژيم شاهنشاهي بودند تشكيل شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*مرام نامه­ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي:سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران تشكيلات عقيدتي – سياسي علني است كه با اعتقاد به مكتب حيات­بخش و ضرورت اجتهاد زنده و زمان­شناس در تطبيق خلاق مكتب با نيازهاي هر مرحله از زمان و مقتضيات آن و با تأكيد بر معارف اسلامي و منبعث از وحي كه نمايندگان آن فقها، حكما، و عرفاي بزرگ اسلامي مي‌باشند، بر اساس اصول مندرج در مرامنامه و در چارچوب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با پذيرش اصل ولايت فقيه براي تحقق اهداف زير تلاش مي‌كنند:&lt;br /&gt;الف: پاسداري از اصول، ارزش‌ها، آرمان‌ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي كه از جمله­ی آن نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي مي‌باشد.&lt;br /&gt;ب: تداوم، گسترش و تعميق انقلاب اسلامي در ايران و جهان.&lt;br /&gt;ج: رشد و ارتقاء سطح آگاهي­هاي عقيدتي- سياسي و تعالي اخلاقي و معنوي توده‌هاي مردم و سازماندهي و بسيج آنها به منظور شركت فعال و واقعي در امور انقلاب، جامعه و سرنوشت خويش.&lt;br /&gt;د: تحقق جامعه‌اي آباد، آزاد، مستقل و عاري از ستم، استثمار، استضعاف، شرك و نفاق.&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;از مردم کشورم میپرسم تنها با خواندن این دو بند، چیزی جز همین جمهوری اسلامی کنونی در ذهن شما می آید؟  پس به گمان شما چرا آقای تاجزاده، سایت هایی نظیر کلمه و "اصلاح طلبان" در بازی جناحهای فاسد درون جمهوری اسلامی میخواهد از گرده های خسته و خونهای ریخته شده، باز هم سواری بگیرند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پانوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بهزاد نبوی در توضیح اساسنامه مجاهدین انقلاب اسلامی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نامه بهزاد نبوی به هاشمی رفسنجانی در مورخ ۵/۱۲/۱۳۷۱ : بلافاصله پس از آزادی از زندان و هم زمان با پيروزی انقلاب، «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی» را تأسيس کرديم. نقش ‏سازمان مذکور در مبارزه با حرکتهای تجزيه طلبانه در کردستان و سيستان و بلوچستان در اوايل انقلاب، مبارزه بی امان با منافقين، ليبرالها، بنی صدر، گروههای ضد انقلاب چپ و راست، مارکسيست و سلطنت طلب،....&lt;br /&gt;پيشگامان اصلاحات صفحه  ۲۸۸&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-1884621906012474671?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/1884621906012474671/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=1884621906012474671&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1884621906012474671'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1884621906012474671'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_5564.html' title='نگاهی به اساسنامه دو حزب مشارکت ایران اسلامی و مجاهدین انقلاب اسلامی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8911263177491858568</id><published>2010-10-13T04:28:00.000-07:00</published><updated>2010-12-21T03:58:46.845-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سکولاریسم ; لائیسیته'/><title type='text'>مقدمه ای بسیار کوتاه بر تفاوتهای  سکولاریسم و لائیسیته</title><content type='html'>پیش از هر چیز شایسته است که از قول کتاب لائیسیته چیست نوشته شیدان وثیق این نکته هم گفته شود که &lt;b&gt;بخشی از این اختلاف از آنجا ناشی میشود که درغرب و نیز در زادگاه این بحث ها(فرانسه) هم گفتگوها ادامه دارد و برداشتهابه تمامی یکسان نیست&lt;/b&gt; و از اینرو تعبیر، پیچیدگیها، قبض و بسطهای نادرست و اختلافهایی بر سر مفهوم سکولاریسم و لائیسیته به چشم می خورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیار خلاصه باید بگویم که در بحث های آکادمیک و یا دقیق سیاسی سکولاریسم به معنی جدایی نهاد دولت از دین نیست بلکه لائیسیته هست که این معنا را میدهد.فشرده آنکه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱- در بحث های سیاسی دولت = قوه مقننه+قضاییه+اجراییه ولی حکومت =قوه اجراییه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- شاید با وجود سکولاریسم به جدایی نهاد دولت از دین برسیم اما خود سکولاریسم به معنی جدایی نهاد دولت از دین نیست و دنبال چنین چیزی هم نیست. سکولاریسم که در کنش با کلیسای پروتستان قوام یافته، تنها میگوید که همکاری یا ارتباط یا همفکری بین دولت و کلیسا (نماینده نهاد مذهب) متناسب با شرایط امروز متحول شود.&lt;br /&gt;لائیسیته چیست نوشته شیدان وثیق:&lt;b&gt;در سکولاریزم، بحثی از «لائیک»، «لائیسیزاسیون» و «جدایی دولت و کلیساها» در میان نیست. «تحول» دولت، کلیسا و جامعه به سوی «خروج» از زیر سلطه ی دین (و دین سالاری)، تدریجی، تواما و با حفظ پیوندهای مختلفی میان دولت و کلیسا انجام می پذیرد.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- جدایی نهاد دولت از نهاد دین از دل لائیسیته که در مواجه با کلیسای کاتولیک پدید آمده، بیرون میاید.لائیسیته دو شرط اساسی دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) نهاد دولت(قوه مقننه+قضاییه+اجراییه ) باید از نهاد مذهب، دین، کلیسا جدا باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) نهاد دولت در مقابل مذاهب گوناگون بیطرف هست یعنی نه تلاشی در جهت تقویتشان میکند و نه تضعیف.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;که نتیجه آن میشود که نهاد دولت از نهاد مذهب جدا باشد،دولت نسبت به عقاید وجدانی و ادیان مختلف بیطرف باشد و تلاشی در جهت تضعیف یا تقویتشان نکند،مذهب قانون گذاری حکومتی نکند هرچند که فرد مذهبی ضمن حفظ آزادانه مذهب خویش می تواند مانند همه فعالیت سیاسی و حزبی کند،همه فارغ از هر مرام و عقیده مذهبی و غیر مذهبی محترم باشند،مذهبی بودن سبب رجحان برخی بر دیگران در برابر قانون نباشد و چیزهایی از این دست.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- تفاوتهای نظری این دو مفهوم آشکار است تاآنجا که تعبیری نظیر این بسیار معروف گشته که: &lt;b&gt;سکولاریسم آن "دین قانونگذار" و "دین حکومتی" را که  لائیسیته از در به زحمت بیرون انداخته، از پنجره دوباره وارد دولت و حاکمیت می کند.&lt;/b&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵- اما اگر جدای از بحث نظری چند فرق "عملی" یک دولت سکولار با یه دولت لاییک را با مثال بخواهم بگویم میتوان از امور اساسی مثال آورد نظیر آنکه بر خلاف سکولاریسم که کلیسا یا مسجد یا نهاد مذهبی میتواند انجام و اداره برخی امور را در دولت سکولار در دست بگیرد(مانند ثبت احوال و شناسنامه و مرگ و امور مذهبی در بعضی کشوری اروپایی ) و بخشی از دولت باشد و یا حتی با تفاهم دولت در برخی حوزه ها قوانین مذهبی لحاظ شود، اما در دولت لاییک چنین چیزی نداریم یا آنکه مثالهای روزمره را بیان کرد نظیر آنکه یک "روحانی"(دینکار) در یک دولت سکولار میتواند با لباس روحانی کاندید ریاست جمهوری شود(و از مزایای احتمالی آن با این روش بهره مند شود) در حالی که در انتخابات دولت لاییک استفاده از نمادهای اینچنین و مزایا آن پذیرفته نیست و باید کاندید مورد نظر ابتدا آن لباس یا نماد مذهبی را مانند بقیه کاندیداها از تن بدر کند.یا مثلن یک خانم با روبنده در سر کار نمیتواند کارمند یک دولت لاییک باشد اما کارمند یک دولت سکولار میتواند باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶- مفهوم لائیسیته &lt;b&gt;در برابر&lt;/b&gt; دستگاه واحد و با قدرت متمرکز کلیسای کاتولیک سر بر آورده یعنی یک دستگاه کلیسایی نظیر دستگاه مذهبی تشییع در ایران مشتمل بر حوزه، مسجد ، منبر ،"روحانی"،مراجع تقلید، رساله، قوانین مذهبی، متولی دین، فصل الخطاب دینی(!) و ... اما بر خلاف مفهوم لاییسیته،مفهوم سکولاریسیون بیشتر&lt;b&gt;در بر هم کنش&lt;/b&gt;،فعل و انفعال و بده بستان کلیسای پروتستان با دولت موجود معنی  یافت و رخ نمود.&lt;b&gt;از اینرو در الگوی مناسب دولت آینده ایران، پایبندی به لائیسیته باید لحاظ شود و نه سکولاریسیون&lt;/b&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷ -نکته بعدی آنکه از&lt;b&gt; دل مفهوم لائیسیته و سکولاریسم به تنهایی همه چیز به در نمی آید&lt;/b&gt;.برای نمونه مفاهیمی مانند برابری حقوقی زنان و مردان، رسیدگی به حقوق همه اقوام، روشهای اقتصادی اداره جامعه و خیلی چیز های دیگر.لائیسیته یا سکولاریسم موافق یا مخالف این مفاهیم نداریم. به بیان دیگرلائیسیته و سکولاریسم هر دو در برابر این مفاهیم خاموش هستند و اصولا چیزی در این موارد نمی گویند و ادعایی ندارند چون اصولا بیشتر مفاهیم سلبی هستند تا ایجابی به ویژه لائیسیته.از این رو مهم است که بدانیم که هر جامعه در کنار پایبندی به این مفاهیم نیاز به ابزارهایی دیگر دارد.&lt;b&gt;از اینرو مفهومی نظیر لائیسیته نه به تنهایی که در پیوند با دست کم دو ابزار "دموکراسی" و "اصل گردش آزادانه اطلاعات و آموزش مردم" است که نهایتن سبب میشود تا یک جامعه در مسیر درست خود قرار بگیرد&lt;/b&gt;.     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۸-  به گمان من از آنچه که گفته شد اینطور بر می آید که پایبندی به مفهوم لائیسیته در اداره یک دولت نتایجی دارد از جمله آنکه سبب میشود تا نهاد دولت از نهاد مذهب جدا باشد،دولت نسبت به عقاید وجدانی و ادیان مختلف بیطرف باشد و تلاشی در جهت تضعیف یا تقویتشان نکند،مذهب قانون گذاری حکومتی نکند &lt;b&gt;هرچند که فرد مذهبی ضمن حفظ آزادانه مذهب خویش می تواند مانند همه فعالیت سیاسی و حزبی کند&lt;/b&gt;، همه فارغ از هر مرام و عقیده مذهبی و غیر مذهبی محترم باشند،مذهبی بودن سبب رجحان برخی بر دیگران در برابر قانون نباشد و چیزهایی از این دست و &lt;b&gt;اینها به هیچ وجه آرمانها و خواسته های یک حزب سیاسی و تنها یک ایده یا نظر خاص یا ایسم خاص نیستند که بتوان آنها را به رای گذشت تا ببینیم چارچوب این مفهوم رای می اورد یا نه&lt;/b&gt; و ما برای نمونه بیاییم و رای دهیم که آیا "شیعیان از سنیها برترند " یا "یک بهایی، یهودی یا بی خدا را دارای حقوق انسانی بدانی" یا "جامعه را بر اساس اعتقادات مذهبی تنها یک گروه از مردم اداره کنیم"(برای نمونه در کشور ما شیعیان دوازده امامی برای سایر انواع شیعیان، بی دینها،سنیها، یهودی ها، زرتشتیها، مسیحیها و ...) یا چیزهایی ناصوابی از این دست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۹ - &lt;b&gt;لائیسیته وسکولاریسم؛ مقاومت در برابر ترجمه:&lt;/b&gt; در لائیسیته چیست نوشته شیدان وثیق، صفحه ۲۹ تا ۳۳ ،درباره مشکل ترجمه واژه های لاییک و لائیسیته و سکولار و سکولاریسم و .. در زبانهای جهان(نظیر انگلیسی،اسپانیایی،پرتقالی،ایتالیایی،روسی،آلمانی(با یک شبه استثنا البته!)،عربی و فارسی) توضیح داده شده است. به گمان من راه حل به جای ترجمه آن است که همه جا وقتی این واژه های جدید برای مردم را ذکر می کنیم، در دو جمله معنی آن را هم بگوییم چون هیچ چیز آسان به دست نمی آید وگرنه تنها یک واژه ترجمه شده که به احتمال قریب به یقین دقیق هم نیست، به تنهایی کاری از پیش نمی برد جز آنکه هر کسی از ظن خود یارش شود و سرانجام یک مفهوم شتر گاو پلنگ از درون آن به در آید که هیچ نسبتی به مفهوم اولیه ندارد. شاهد آن هم شوربختانه ما هستیم که در بی توجهی و بی دقتی در به کار گرفتن واژه ها و مفاهیم سابقه دار هستیم و برای نمونه همین الان هم این کار را با این واژه های لائیسیته و سکولاریسم انجام داده ایم.&lt;b&gt; پیشنهاد من این است که هر جا برای نمونه می گوییم لائیسیته در دو خط توضیح دهیم که یعنی یک: نهاد دولت(قوه مقننه+قضاییه+اجراییه) باید از نهاد مذهب و دین جدا باشد و دو: نهاد دولت در مقابل مذاهب گوناگون بیطرف هست یعنی نه تلاشی در جهت تقویتشان میکند و نه تضعیف.&lt;/b&gt; به اندازه یک دقیقه زحمت بیشتری میطلبد اما بسی نتایج بهتری دارد از تنها جایگزینی نادقیق یک واژه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۰ -از &lt;b&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/"&gt;این منبع&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; درباره لائیسیته وسکولاریسم بیشتر بخوانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشتن در این مورد برای افرادی نظیر من که نیازمند دانستن بیشترند از طرف دوستانی که آگاه و اندیشمند هستند، بسیار مفید خواهد بود.چنین بادا!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;از آنجا که من نیز تا چند وقت پیش متوجه تفاوت بین ایندو مفهوم نبودم و به سهم خود نقشی در این اشتباه داشته ام، گمان کردم علیرغم دانش ناکافی، باید اشاره ای ولو کوتاه به آن داشته باشم. بحث های &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/7/21/2128445"&gt;اینجا&lt;/a&gt; (لینکی از &lt;a href="http://anddisheh.wordpress.com"&gt;اندیشه&lt;/a&gt; گرامی )آغازی برای این بود که دریابم متوجه این دو مفهوم نیستم از جمله نظر های &lt;a href="http://balatarin.com/users/polarbear"&gt;plarbear&lt;/a&gt; عزیز زیر آن لینک.خواندن نظرات آقای &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2009/7/26/1674878"&gt;olad&lt;/a&gt; و چند مطلب ارزشمند از &lt;a href="http://balatarin.com/users/majnoun"&gt;majnoun&lt;/a&gt; گرامی نظیر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/2008/11/23/%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%87/"&gt;عبور از سکولاریسم به لائیسیته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/2008/10/19/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%AB%DB%8C/"&gt;نقد سکولاریسم نظریه پردازان ایرانی (به ویژه نوگرایان دینی)- شیدان وثیق&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/2008/10/16/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%84%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%AB%DB%8C%D9%82/"&gt;تعریف لائیسیته – شیدان وثیق&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/2008/09/30/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87-%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C/"&gt;سکولاریسم اسلامی؟!&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://majnown.wordpress.com/"&gt;لاییسیته وسکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و سرانجام کتاب &lt;b&gt;&lt;a href="http://www.4shared.com/get/G7k8H87c/Laicite_chist.html"&gt;لائیسیته چیست نوشته شیدان وثیق&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; کمک کرد تا کمی بهتر متوجه این دو مفهوم شوم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8911263177491858568?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8911263177491858568/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8911263177491858568&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8911263177491858568'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8911263177491858568'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_13.html' title='مقدمه ای بسیار کوتاه بر تفاوتهای  سکولاریسم و لائیسیته'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-5391948432081241271</id><published>2010-10-12T09:36:00.000-07:00</published><updated>2010-10-28T05:45:14.173-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سروش'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خاتمی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کدیور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سکولارسم'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='لائیسیته'/><title type='text'>برهم کنش بین سکولارها و لائیک ها از یک سو و نو اندیشان دینی از سوی دیگر؛ تلاشی برای یافتن یک حلقه مفقوده</title><content type='html'>&lt;b&gt;چکیده:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;روند سکولاریزیسیون و لائیسیزاسیون در یک جامعه،آنچنان که غرب آن را طی کرده و ادامه میدهد، نه تنها نیازمند اندیشمندان سکولار از یک سو و نو اندیشان دینی از سوی دیگر است بلکه به نوعی بر هم کنش بین آنها نیز نیاز دارد. ضعف در مبانی نظری بین سکولارها و نو اندیشان به همراه فقدان این تعامل سبب کندی این روند خواهد شد. تعامل و برهم کنشی که شاید همان حلقه مفقوده زنجیره حرکت به سمت این روند باشد.در اینجا تلاش کرده ام متناسب با دانش ناکافی و توان اندک خود کمی این مساله را باز کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;معرفی:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.shahrvand.com/?p=9181"&gt;مقاله ای با نام &lt;b&gt;"نگاهی به “دمکراسی دینی” آقای سروش"&lt;/b&gt; از&lt;b&gt;"حسن آقا میرزا"&lt;/b&gt; که به نقد سخنان سروش پرداخته&lt;/a&gt;، دستمایه این پست خواهد بود. به طور خلاصه پیش از ورود به بحث باید بگویم که با نویسنده این مقاله موافقم و با انتقاداتی که او به درستی به سخنان سروش وارده دانسته هم داستان هستم تنها سعی دارم تا دو نکته را به آن بیافزایم.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نکته نخست:سکولاریسم و لائیسیته&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;دو ترکیب در سخن سروش زیاد به کار رفته یکی "دموکراسی دینی" و دومی "سکولاریسم سیاسی"(که از قضا آقای حسن آقا میرزا هم بر روی این یکی صحه گذاشته).&lt;br /&gt;نخستین پرسشی که از درون دو واژه "سکولاریسم سیاسی" برای من بیرون می آید، این است که ما چند گونه سکولاریسم داریم که اینجا در مورد نوع "سیاسی" آن سخن گفته می شود؟(به گمان من) این چنین "ترکیبی" نمیتواند درست باشد به ویژه اگر قول آنها که در مورد سکولاریسم و لائیسیته بیشتر میدانند را بپذیریم، دیگر هم آقای سروش و هم نویسنده مطلب هر دو در مورد این واژه ها به اشتباه افتاده اند. در نوشته "&lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_13.html"&gt;مقدمه ای کوتاه بر تفاوتهای  سکولاریسم و لائیسیته&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;"، تلاش کردم تا اندکی درباره این دو مفهوم سخن بگویم و برای مطالعه بیشتر منابعی معرفی کنم که میتوان به آن رجوع  کرد.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نکته دوم:ترکیب نادرست "دموکراسی دینی"&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;از مطالب نظری در مورد سکولاریسم که بگذریم، با نویسنده در مورد "دموکراسی دینی"همدلم. مذهبی بودن نظیر مسلمان بودن با اسلام گرا بودن متفاوت است.تنها به فکر ملت و میهن بودن و منافع ملی را بر هر چیز دیگر محترم تر، مقدم تر،مشروع تر و سودمند تر دانستن گاهی آشکارا در تضاد با اسلام گرا(و نه مسلمان) بودن قرار می گیرد که خواهان لحاظ کردن برداشتها، پنداشتها و منافع مذهبی دوشادوش منافع ملی است و تلاش میکند تا "قانونی که منافات با قوانین قطعی دینی دارد به تصویب نرسد" و از این جهت سبب می شود هر دو از دست بروند. جمهوری اسلامی صورت به اوج رسیده همین منطق است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نکته سوم:تعامل و برهم کنش بین سکولارها و لائیک ها از یک سو و نو اندیشان دینی از سوی دیگر &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;اما نکته ای اینجا باقی می ماند که به نظر من کمتر در مورد آن حرفی گفته می شود. ما در اسلام چیزی نظیر قدرت انباشته، متمرکز، اساسی،فصل الخطاب(!) و تا حدود زیادی بی رقیب نظیر کلیسای کاتولیک در گذشته را نداریم(نیروی مقابل لائیسیته) و در عوض  با دهها نوع اسلام با بردهای متفاوت طرفیم(به گمان من در کشور ما البته اندکی وضع بهتر است). از این رو به نظرم بر همه ما که به دنبال سکولاریسم(و حتی خواسته درست و ورای آن یعنی لائیسیته) در ایران آشفته امروز هستیم، واجب است که ضمن نوشتن مقالاتی اینچنین و گوشزد کردن خطاهای امثال سروش و بستن راه انحراف در نطفه،موازی با آن، گوشه چشمی هم به آن نحله های فکری مذهبی که قرابت بیشتری با سکولاریسم و لائیسیته دارند هم داشته باشیم و منتظر جریان مذهبی نباشیم و خود در مورد تفاوت این جریانهای فکری مذهبی و تمییز دادن آنها هم گامی بر داریم (یعنی بال دوم فرایند سکولاریزیسون و لائیسیزم که کمتر به آن پرداخته شده). نتیجه این حرف که شاید در نگاه اول بسیار نظری و در خلاء به نظر برسد آن است که شاید پر بیراه نباشد که گاهی طرفداران سکولاریسم و لائیسیته، از بین آنها که خود را "روشنفکر دینی" می خوانند(به گمان من البته ترکیب نادرستی است)، &lt;b&gt;به اندیشه او که دست کم تا حدودی نزدیکی بیشتری با سکولاریزیسون و لائیسیزم دارد و پیشروتر است، بپردازند و آن اندیشه را "اصل" بگیرند، تبدیل به مبنا و مرجع کنند، در برابر دیگران و سایر اندیشه های مذهبی آنرا "عمده" کنند، به آن اصالت ببخشند و آنرا رسمی کنند تا به این روند کمک گردد&lt;/b&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها برای نمونه میتوان از ۱-سروش، ۲-کدیور و ۳-خاتمی نام برد که دستی در سیاست و قدرت را دارند یا داشتند.باز تنها برای نمونه از بین همین جمع که نام بردم، میتوان با تحلیل گفته هایشان به چنین دیدی رسید که آن رویه و روندی که اشاره کردم، باید روی طرز فکر و اندیشه کدام یک از آنها انجام شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنانکه از بین آنها شخصی مانند خاتمی به روشنی میگوید:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sokotegharn.blog.af/2010/01/19/%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%D8%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C/"&gt;اصلاحاتی که ما می‌گوییم، از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری می‌کند.اصلاحات می خواهد شرایطی که باعث استقرار سکولاریسم می شود، به وجود نیاید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;به بیان دیگر یک صف بندی و خط و مرز بسیار پر رنگ و بدون تفاهم با یک فرد سکولار(چه رسد به لاییک). &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/23125/"&gt;کدیور در جدید ترین سخنانش&lt;/a&gt;، با بیان بهتر منطق خاتمی را رقیق میکند و میگوید که "نظام سکولار دموکراتیک ایده ال او" در ایران آزاد فردا چگونه است.هرچند که باز سخنان کدیور برای من سرشار از ابهام است و معنی بسیاری از آنها برایم روشن نیست.دو نمونه از آنها را اینجا میگویم:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"واضح است قانونی که از پشتیبانی اکثر عالمان دین برخوردار نباشد، از منظر ایشان و پیروانشان فاقد مشروعیت است"&lt;/blockquote&gt;منظور از عدم مشروعیت چیست ؟برای نمونه در نظر بگیریم که دولت سکولار ایران فردا، قوانینی وضع کند که در یک حکومت اسلامی یا بر اساس آموزه های اسلامی یا شیعی مناقشه آمیز و محل بحث و جدل و یا حتی مخالفت باشد. از امور روزمره نظیر اینکه هیچ پدر مسلمانی نمیتواند به اجبار بر سر دخترش یا شوهری بر سر همسرش روسری بر سر کند یا او را وادار به اجرای دستورات اسلامی کند، یا هیچ مسلمانی حق ندارد به بهانه توهین به دین و یا پیامبرش آزادی بیان را تهدیدی کند، گرفته تا امور اساسی تر نظیر اینکه یک بی دین و یا بهایی مانند مسلمانان "انسان" است.خوب فرض میکنیم این قوانین یا نمونه های آن از سوی "عالمان دین و پیروانشان فاقد مشروعیت" باشد.آیا این به آن معنی است که الف)آنها ضمن مقید بودن و اجرای این قوانین تنها به صورت دموکراتیک اعتراض میکنند و تا به نتیجه نرسیدن اعتراضات همچنان مقید به قوانین دولت سکولار خواهند بود یا آنکه ب)با تکیه به این "عدم مشروعیت" به زعم خودشان، تنها قوانینی که خود صلاح بدانند و آنها را بر اساس دین خود و نظر عالمان دین "مشروع" بدانند اجرا میکنند و از مابقی سرپیچی میکنند؟(به گمان من) ناگفته پیداست که وقتی میگوییم دولت سکولار ودموکراتیک، دیگر حالت الف حاصل است پس آشکارا منظور از این "عدم مشروعیت" در سخن کدیور باید گزینه ب باشد که به هیچ عنوان قابل قبول نیست و از امروز باید در مقابل آن ایستاد که فردا دیر است.(مثالها از اسلام انتخاب شده چون اکنون یک حکومت اسلامی در ایران بر سر کار است و نیز بزرگترین گروه مذهبی ایران مسلمانان هستند).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;نمونه دوم: نظامی سکولار که احزاب متمایل به اسلام در کنار احزاب سکولار امکان تشکیل دولت داشته باشند...&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;۱-"احزاب متمایل به اسلام" چگونه تمایلی به اسلام دارند؟ این حزب متمایل به اسلام پس از به دست گرفتن دولت چه استفاده ای میخواهد از این "تمایل به اسلام" داشتن کند؟ قانونی وضع کند که بر اساس آموزه های اسلام است؟ به مسلمانان حقوقی ویژه اعطا کند؟ برای اسلام حقوقی خاص قائل شود؟ اگر بله پس دیگر اصولا این نظام اصلن سکولار نیست که بگوییم در "نظامی سکولار..." و اگر خیر پس این تمایل به اسلام داشتن دیگر به چه معناست؟&lt;br /&gt;۲-آیا این تمایل به اسلام به معنی الف) "اسلام گرا" بودن این احزاب است(مخالف لائیسیته) یا ب) تنها به معنی آن است که اعضای آن مسلمان هستند(موافق لائیسیته)؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر پاسخ سوال اول خیر و سوال دوم هم قسمت ب است پس دیگر اصولا منظور از این "احزاب متمایل به اسلام" چیست چه نیازی به ذکر این تمایل هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امااینها در حالی است که سروش این همه را به جمله ای نظیر این می کاهد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;“دموکراسی دینی هیچ تفاوتی با دموکراسی ندارد و تنها چون مسئولیتش بر عهده دینداران است می توان نامش دموکراسی دینی باشد. در یک دموکراسی دینی حداکثر سعی می شود قانونی که منافات با قوانین قطعی دینی دارد به تصویب نرسد. این قوانین قطعی و ضروری در اسلام هم بسیار محدود هستند..."&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;که هرچند کافی نیست و خشتی کج است(!)، اما گامی به جلو است به ویژه آنکه نظریات پیشین او در مورد دخالت محممد در قرآن(که در نهایت به "خاکی کردن امر قدسی و روحانی" می انجامد ولو اینکه دقیقن همین معنی را هم ندهد!!) را هم به آن بیافزاییم. جملاتی که شنیدن آن از دو "روحانی" قبلی بسیار بعید است اگر نگوییم غیر ممکن است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بخشی از این تعدیل نظرات و اصلاح خود که امروز در نظرات این افراد میبینیم، بی گمان از فشار جامعه، نیروهای روشنفکر و نیز اندیشه های سکولار ناشی شده(ولو اینکه آنها به این مطلب اعتراف نکنند!) و اکنون باید با تاکید بر آن روندی که در بالا اشاره شد، بال دوم این حرکت و فرایند اصلاح خود و تجدید نظر در اندیشه ها از سوی نو اندیشان مذهبی را فعال کرد و به آن شتاب بخشید &lt;b&gt;یعنی عمده کردن، اصل گرفتن، مبنا و مرجع کردن، اصالت بخشیدن و رسمی کردن اندیشه آن بخش از نو اندیشان مذهبی که نزدیکی بیشتری با سکولاریزیسون و لائیسیزم دارد در برابر سایر جریانهای مذهبی.&lt;/b&gt;روندی که شاید همان حلقه مفقوده زنجیره حرکت به سمت سکولاریزیسیون و لائیسیزاسیون در ایران ما باشد. &lt;br /&gt;&lt;b&gt;این روند البته میتواند تبدیل به شمشیر دولبه ای گردد که باید در برابر آن هوشیار بود.&lt;/b&gt;امیدوارم که منظورم را رسانده باشم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته ها:&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;منابع و مراجع در متن با لینکی به رنگ آبی متمایز شده اند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-5391948432081241271?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/5391948432081241271/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=5391948432081241271&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5391948432081241271'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5391948432081241271'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_12.html' title='برهم کنش بین سکولارها و لائیک ها از یک سو و نو اندیشان دینی از سوی دیگر؛ تلاشی برای یافتن یک حلقه مفقوده'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-6442173219885902979</id><published>2010-10-08T09:34:00.000-07:00</published><updated>2010-10-19T08:40:21.067-07:00</updated><title type='text'>یک سخنرانی از خاتمی: تحریف تاریخ و دروغگویی؛چرا؟(بخش دوم)</title><content type='html'>&lt;b&gt;&lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news/968.html"&gt;سخنرانی ۱۱ خرداد ۸۹ محمد خاتمی در دیدار با جمعی از بانوان فرهنگی و دانشگاهی&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جلوه ای از فهم "حق زن" در کلام خاتمی:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"تقارن سالروز میلاد حضرت زهرا با زادروز تولد حضرت امام را نشانه ای می دانیم از ارتباط معنوی و فکری انقلاب اسلامی با شخصیت حضرت زهرا"&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;در جمله دیگر،ضمن تحریف تاریخ اینگونه میگوید: &lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"زنان در جریان انقلاب اسلامی نقش ممتازی داشتند. اگر نهضت مشروطیت بیشتر، نهضتی مردانه بود و به همین جهت آنگونه که شاید و باید حقوق و منزلت زن در آن مورد توجه قرار نگرفت، از جمله حق رأی زنان، انصاف این است که در انقلاب اسلامی حضور زنان چشم گیر و در بعضی از موارد از حضور و تأثیر مردان پررنگ تر و مؤثرتر بود."&lt;/blockquote&gt;طنز تاریخ آنکه مخالفت خمینی با لایحه انجمنهای حکومتی و ولایتی زمان شاه، به خاطر اعطای  حق رای به زنان بود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حالی که بخش بزرگی از اعتراضات اخیر ایران به ویژه زنان ایران، بر سر به رسمیت نشناختن زن و حقوق او در رژیم جمهوری اسلامی بوده است اما در کمال شگفتی خاتمی میگوید: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"در جریانات اخیر هم باز حضور آرام، موقر و محکم زنان را که حق اساسی خود و دیگران را که مورد تأیید انقلاب و قانون اساسی بود می طلبیدند."&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و سرانجام دروغ بزرگ:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"البته نباید نظرات روشنگر و متفاوت حضرت امام هم در پویایی حرکت زنان و دستیابی ایشان به بخش مهمی از حقوقشان را نادیده گرفت." &lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;مساله اسراییل و فلسطین:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"در شگفتم از شورای امنیت سازمان ملل که به سادگی کشورهایی مستقل که می خواهند از حق قانونی و شرعی خود با رعایت مقررات بین المللی استفاده کنند مورد تحریم و تهدید قرار می دهد، ولی در برابر جنایاتی اینچنین بزرگ ساکت می نشینند یا بعض حرکت های صوری آن با مخالفت و وتوی قدرت های بزرگ روبرو می شود و جنایت کار را گستاخ تر می کند."&lt;/blockquote&gt;منظور تلاش جمهوری اسلامی در دستیابی به آنچه که شوربختانه به دروغ انرژی صلح آمیز هسته ای میخواند است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;"در شگفتم از سازمان های مدافع حقوق بشر و نهادهایی چون دادگاه کیفری لاهه که جنایات بزرگ رژیم غاصب را که بارزترین مصداق جنایت علیه بشریت است می بینند و جنایتکاران را به محاکمه نمی کشانند و علیه آنان اقدام نمی کنند."&lt;/blockquote&gt;آزار انسانها در همه جا محکوم است؛از جمله ستم و آزار گاه و بیگاه ارتش اسراییل به فلسطینیها یا بیخردی گروه های تروریستی فلسطینی. کسی که حقیقتن به انسانها به شکل ابزارهای قدرت و بازی نگاه نمی کند، ظلم را در همه جا محکوم میکند.&lt;br /&gt;هرچند سازمانهای حقوق بشری هم همیشه ولو به شکل ناکافی این ندانم کاری هر دو طرف اسراییل -فلسطین را محکوم کرده اند،اما آنچه برای من نیز جای شگفتی دارد آن است که هیچ گاه در ۳۱ سال گذشته گوش ما از خاتمی و خاتمی ها نشنید که جنایات رژیم اسلامی در قتل و کشتار و اعدام دسته جمعی زندانیان و جنگ هشت ساله و دزدی و چپاول(که تماما در آن دست دارند) را محکوم کنند و جملگی گروه های درون جمهوری اسلامی بر آن صحه می گذراند، آن جنگ ویرانگر را مانند امام خود نعمت می دانند، خاتمی جلادی چون لاجوردی شکنجه گر و قاتل بسیاری از زندیانیان  را انسانی بسیار شریف میخواند("شهید لاجوردی سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگزار مردم بود"!) و حفظ چنین رژیم فاسدی را اصل می خواند. اینها  خود بزرگترین دلیل بر آن است که این سخنان نه از سر انسان دوستی بلکه سوء استفاده از زجر و مشکلات انسانهای دیگر برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود و نیز البته آموزه های مذهبی فاشیستی است که بی شک باید آنرا کثیفترین نوع بازی قدرت نامید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صندوقچه ای از دروغ گویی خاتمی را &lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news_all.html"&gt;از اینجا می توانید بخوانید&lt;/a&gt;.میخواستم جریانی را آغاز کنم و در مورد تک تک آنها بنویسم، اما بعد از نوشتن یکی دونقد(از جمله همین مطلب و یا &lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/06/blog-post.html"&gt;این یکی&lt;/a&gt;) دست کشیدم(یک دلیل آن به محاق رفتن و فراموشی خاتمی و در نتیجه به نقض غرض تبدیل گشتن نوشتن از او است). اگر جریانی آغاز شود که بخواهد دوباره این مرده سیاسی را زنده کند، بی شک تلاشهای امثال من هم از نو برای شناساندن خاتمی، یکی از بزرگترین ضربه گیرها و توجیه کنندگان فسادها و جنایتهای رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی آغاز می شود و این قلم کوچک همیشه آماده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-6442173219885902979?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/6442173219885902979/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=6442173219885902979&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6442173219885902979'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6442173219885902979'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post_08.html' title='یک سخنرانی از خاتمی: تحریف تاریخ و دروغگویی؛چرا؟(بخش دوم)'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4452178623535811668</id><published>2010-10-06T18:30:00.000-07:00</published><updated>2010-10-07T05:31:21.939-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='احمد باطبی'/><title type='text'>انتقاد از خود را تبدیل به فرصت کنیم:در حاشیه انتقادهای تند احمد باطبی از ایرانیان خارج از کشور</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=NTLIIEyDPN4&amp;feature=player_embedded"&gt;کلیپی&lt;/a&gt; از آقای باطبی در بالاترین دیدم که لینک گذار با عمده کردن و درشتنمایی جمله ای از ایشان که میگفت "&lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/10/6/2212272"&gt;روی ایرانیان مقیم خارج نمی‌توان حساب کرد!&lt;/a&gt;" بحثهای فراوانی را زیر آن به راه انداخت. زیر آن لینک را مکان مناسبی برای برخی حرفها نیافتم و به دو نظر در &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/10/6/2212272#c-3727827"&gt;اینجا&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/10/6/2212272#c-3727834"&gt;اینجا&lt;/a&gt; قناعت کردم و ترجیح دادم مطلب مستقل و کوتاهی را در مورد آن بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما بعد؛ &lt;br /&gt;آنهایی که به ایرانیان خارج از کشور انتقاد یا حمله می کنند، چهار دسته اند که سه تای اولی را حمله مضر و نوع چهارم را انتقاد مفید میدانم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دسته اول&lt;/span&gt; را باید جمهوری اسلامی دانست که همواره تلاش کرده تا ایرانیان خارج از کشور را "هیچ" نشان دهد، بد گویی میکند، نسبت های ناروا میدهد و همیشه هم فراموش میکند که دسته بزرگی از این ایرانیها به خاطر بلایا و آزارهای جمهوری اسلامی ایران را ترک کرده اند. جمهوری اسلامی همواره با استفاده از همه امکانات و سرمایه گذاریهای پیدا و پنهان خود، کشتن و ترور مخالفان،تهدید خانواده آنها در داخل،تشدید اختلافات بین آنها و بالاخره چرب کردن سبیل غرب به این شکافها در بین ایرانیان خارج از کشور دامن زاده و تلاش کرده تا آنها را ناتوان کند نظیر مردم  داخل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲-&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دسته دوم&lt;/span&gt; اپوزیسیون جعلی جمهوری اسلامی در درون ایران (بیشتر) و خارج از ایران(کمتر) است که به خوبی واقف است که بدنه اصلی و بخش عمده ایرانیان خارج از کشور نسبت به داخل ایران به علت دسترسی به اطلاعات بیشتر، دنیای آزاد، منابع اقتصادی بهتر و شرایط نسبی بهتر در آموزش و تحصیل پی به جعلی بودن این گروهها و احزاب برده اند و فرق ماهوی بین اینها با خود جمهوری اسلامی نمی بینند و هر دو را به یک میزان در بدبختی خود و خرابی ایران سهیم می دانند. این گروه شامل بخش بزرگی از اصلاح طلبان، آن دسته از اصول گرایان  که به میانه رو معروف هستند، آن دسته از اسلام گرایان معروف به روشنفکران مذهبی، افراد به ظاهر مستقل و در واقع وابسته به خود جمهوری اسلامی که مانند سوپاپی همواره یکی به نعل و یکی به میخ میزنند، لابی ها،نفوذی ها و اپوزیسیون  قلابی جمهوری اسلامی در خارج و نظایر آنها هستند.بدنه ایرانیان خارج از کشور دل خوشی از این گروه و اپوزیسیون خود ساخته درون جمهوری اسلامی ندارند و متقابلن آنها هم به شدت مخالف ایرانیان خارج از کشور هستند و به درستی به این نکته پی برده اند که در نظام ایده ال بدنه عمده و اصلی ایرانیان خارج از کشور برای ایران آزاد فردا، این گروههای درون جمهوری اسلامی جایگاه اساسی نمیتوانند داشته باشند.از این رو  دوشادوش جمهوری اسلامی، به شدت مخالف حرکتهایی هستند که ریشه در بیرون از ایران دارند و حتی بیش و پیش از جمهوری اسلامی به هجو، هتک، تمسخر و به رسمیت نشناختن ایرانیان "خارج نشین خوش نشین"(!) و احزاب آنها می پردازند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳ - حمله برخی از گروههای اپوزیسیون خارج از کشور  به برخی گروههای دیگر و به عبارت دیگر اختلافهای پوچ درون گروهی را باید&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; دسته سوم&lt;/span&gt; دانست! اپوزیسیون واقعی جمهوری اسلامی خارج از کشور در قالب احزاب سیاسی، همواره از نقطه ضعفهایی نظیر نداشتن روحیه کار جمعی که ریشه در مسائل تاریخی دارد،عدم درک درست از مفاهیمی نظیر گوناگونی در عقاید و آزادیها، دموکراسی و پلولاریسم، پیش نیامدن با تحولات جهانی، دور نریختن ایدوئولوژیهای کهنه، همگام نشدن با محیط و مردم داخل ایران،حمله از جانب دو گروه قبلی که گفته شد و گوش نسپردن به انتقادهای دلسوزان (یعنی همان گروه چهارم که در ادامه خواهم گفت) صدمه دیده که از جمله این آسیبها مشغول شدن به خود و حمله به خود است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دسته چهارم&lt;/span&gt; را باید بخشی از مردم داخل ایران و نیز عده ای از ایرانیان خارج از کشور دانست که دلسوزانه از آن جهت که پتانسیل های به فعل در نیامده ایرانیان خارج نشین را می بینند، زبان به انتقاد می گشایند و  به درستی از آنها تلاش و کار قوی سیاسی بیشتر را طلب می کنند امری که در سه دهه اخیر با کم و کاستیهایی همراه بوده. این دسته از انتقاد ها را نه تنها نباید تهدید خود دید بلکه شایسته است که به شدت از آن استقبال کرد و به اصلاح خود پرداخت و حساب این دسته از انتقادها را باید از سه دسته پیش به طور کامل جدا کرد.این بحثها شامل یک طیف وسیع  از انتقادهای بسیار نرم گرفته تا نهیب زدن تند و خشن اما دور از بدخواهی را شامل میشود که به گمان و نظر من این فیلم و سخنان امثال باطبی ها را باید در این دسته اخیر قرار دارد و فراموش نکرد که هرچند به نظر ما با اغراق همراه است(به ویژه آنجا که تعداد ایرانیهای خارج از کشور که سالم و فعال هستند را "بسیار اندک" می داند) یا چندان دیپلماتیک سخن نمی گوید(!) ،اما کنه سخنش هم به هیچ روی یکسره بیراه و نادرست نیست. از یاد هم نباید برد که گاهی انتقاد تلخ و گزنده است هرچند از آنطرف هم شاید این گونه انتقادها هم نباید در دام انتساب و عمومیت دادن نقطه ضعفی  به "همه"، تزریق یاس و چیزهایی از این قبیل بیفتند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته  بسیار بسیار مهم و حیاتی است که از نظر دور نکنیم که بدنه چند میلیونی ایرانیان خارج از کشور نظیر ایرانیان داخل میهنمان، عضو حزب و گروه خاصی نیستند، به صورت حزبی فعالیت نمیکنند و تنها چند درسد آنها عضو احزاب قدیمی اپوزیسیون هستند. به گمان نگارنده بخش غیر سازمان یافته و خودجوش و جدای از گروه های سنتی این اپوزیسیون همواره بهتر از بخش سازمانی آن عمل کرده(باز نظیر داخل خود ایران و ایرانیان داخل)، اندکی با تحولات جهانی و نیازهای داخل کشور راه آمده و خود را به تحولات درونی ایران نزدیک کرده و لذا کمی به تفسیرهای بهتر و در نتیجه واکنشهای مناسب تر روی آورده به گونه ای که برای نمونه در نزدیک به این دو سال اخیر عملکرد های مثبتی نظیر حمایت از حرکت مردم در داخل کشور، پای فشردن بر مفاهیم استاندارد جهانی نظیر حقوق بشر، تلاش برای تبدیل شدن به تریبون و بلندگوی مردم داخل و الویت صدای مردم داخل به شعارهای خود و چیزهایی از این دست هم داشته است. دلایل زیادی را هم میتوان برای چرایی این رخداد بر شمرد که باز به گمان من دو تا از مهمترین آنها را میتوان مهاجرت جوانانی از نسل دوم بعد از انقلاب به خارج از کشور و دیگری کمک گرفتن و استفاده از کاتالیزور حوادث اخیر دانست.هرچند امروز این خون تازه چندان زیاد یا قوی نیست اما امید است که ادامه این روند سبب سر و سامان گرفتن و شکل دادن به این بخش نوپا و غیر سازمانی اپوزیسیون شود و سرانجام از دل آن هم سازمانها و احزاب جدید مترقی تر پدید آید امری که تا کنون محقق نشده و یکی از راههای دستیابی به آن انتقاد از خود و اصلاح  ضعفها و تقویت نقاط قوت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;آنچه که به نظر من ارزشمند است نقد خود و حرکت رو به جلوست. همواره زایش و بالیدن و از نو قد کشیدن دردهایی هم به همراه دارد.به گمان من با آنکه برخی کاملن بر طبق انتظار، ممکن است از این سخنان و انتقاد ها حتی جشن بگیرند، اما به هیچ عنوان نباید هراسید چنانچه برای نمونه علی رغم این مساله، بحث های مفیدی هم  زیر همان لینک شد و از طرف دیگر به گونه ای حتی آن تیتر و توضیحات هم نتیجه ای عکس داد!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4452178623535811668?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4452178623535811668/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4452178623535811668&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4452178623535811668'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4452178623535811668'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/10/blog-post.html' title='انتقاد از خود را تبدیل به فرصت کنیم:در حاشیه انتقادهای تند احمد باطبی از ایرانیان خارج از کشور'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-6004891601433623317</id><published>2010-09-11T09:07:00.000-07:00</published><updated>2010-09-11T09:22:31.780-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کيوس گوران اوريمي'/><title type='text'>دو شعر و آواز مازندرانی به نامهای "زبون درازي" و "بسوته دل"</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;شاعر و نویسنده گرانقدر آقای کيوس گوران اوريمي،بی شک یکی از توانمند ترین شاعران معاصر مازندران میباشد اگر نگوییم که توانمند ترین آنهاست. پاکی و سره بودن زبان مازندرانی شعر ، سبک اشعار ، مفاهیم عمیق و اعتراض پشت آنها  سبب شده تا &lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4639161,00.html?maca=per-standard_feed-per-641-xml"&gt;به درستی گوران&lt;br /&gt;شعر خود را فریاد بخواند&lt;/a&gt;.یکی از این اشعار این شاعر توانمند  "زبون درازي" است .این شعر از &lt;a href="http://www.mazandnume.com/?PNID=V10524"&gt;آلبوم "چهل سال عاشقي"&lt;/a&gt; میباشد.زبون درازي مجموعه شعر سياسي وانتقادي است که روشن نيست چرا در کتابچه اشعار،برگردان فارسي آن نيامده است!شايد به اين دليل که از تضييقات مميزان ارشاد به دور باشند.البته "زبون درازي" در کتابچه با نام "حرف دل" آمده و همه اين ها گواه معاذير سر راه است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوشه های از شعر:  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي خامبه حرف دل بزنم نيمه مجاز&lt;br /&gt;وختي که شوني زمر تا بييرم زوون گاز...&lt;br /&gt;مر کلاغ چينده مميز،انه خط زنده مه شعر&lt;br /&gt;چنده اينجه بکشم مميز وشيل ناز؟!&lt;br /&gt;اينجه هرکس سراده شسه کيجاجان راحته&lt;br /&gt;د کرور چاپ بونه شعر بي جواز و با جواز...&lt;br /&gt;[1]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعر دوم به نام "بسوته دل" از بهروز رستگار و از  &lt;a href="http://www.mehrava.com/index.php?option=com_products&amp;task=view&amp;id=3"&gt;آلبوم ورف سما&lt;/a&gt; است که توسط خواننده گرانقدر آقای محمود شریفی و به آهنگسازی و تنظیم آقای رجب رمضانی میباشد[2]. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mazandnume.com/podcast/sher%20guran(zebun%20derazi).mp3"&gt;از اینجا&lt;/a&gt; میتوانید به هر دو شعر گوش بسپارد ضمن آنکه نسخه تصویری شعر و آواز دوم را میتوانید&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=fATfSREFElQ&amp;feature=related"&gt; از اینجا ببینید&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;پا نوشته :&lt;br /&gt;[1]برگرفته از &lt;a href="http://www.mazandnume.com/?PNID=V10524"&gt;اینجاست&lt;/a&gt;. &lt;br /&gt;[2]نقل از &lt;a href="http://www.mehrava.com/index.php?option=com_products&amp;task=view&amp;id=3"&gt;اینجاست&lt;/a&gt;.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-6004891601433623317?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/6004891601433623317/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=6004891601433623317&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6004891601433623317'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6004891601433623317'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/09/blog-post_11.html' title='دو شعر و آواز مازندرانی به نامهای &quot;زبون درازي&quot; و &quot;بسوته دل&quot;'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-2151073900544185219</id><published>2010-09-02T09:09:00.000-07:00</published><updated>2010-12-01T17:18:12.565-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شعار'/><title type='text'>پیشنهاد هایی در مورد شعارها و روزهای راهپیمایی و تظاهرات</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بخش نخست: شعارها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اجازه میخواهم که بی مقدمه به جان کلام بپردازم .یکی از ابزارهای سخن گفتن جمعی وقتی که حزب و روزنامه و مدیا در اختیار نداشته باشید و با حکومتی فاشیستی روبرو باشید،"شعار" است.بسیار میشنویم که کسانی بر سر دادن شعارهای مذهبی، "الله اکبر" و یا شعارهای مسبوق به سابقه در جمهوری اسلامی تاکید می کنند و بقیه شعارها و پیشنهاد را به بهانه های مختلف رد و مردم را از آنها نهی می کنند[1]. دو دلیل عمده که این گروه بر می شمارند کم خطر بودن این شعار و نیز مذهبی بودن مردم ما است.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادعای کم خطر بودن این شعار نسبت به شعارهای دیگر(نظیر زنده باد آزادی، زنده باد ایران،استقلال آزادی جمهوری ایرانی و ... ) وقتی رنگ می بازد که &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%BA%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86"&gt;تصویر غرقه به خون کشته وطن و جان فدای میهن مصطفي غنيان را میبینم&lt;/a&gt; که در هنگام گفتن الله اکبر روی پشت بام ساختمان به ضرب گلوله تک ‌تیراندازها به سرش کشته شد و هیچ چیز جز همین شعار الله اکبر کم خطر به ادعای این گروه را هم نگفت! مردم به &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2009/7/26/1675017"&gt;خاطر این شعار جریمه&lt;/a&gt; شدند و &lt;a href="http://www.kayhannews.ir/890414/14.HTM#other1401"&gt;همچنین منافق خوانده&lt;/a&gt; شدند. از این رو به هیچ عنوان این ادعا نمیتواند راست باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادعای عمده دوم در توجیه این شعار "الله اکبر" آن است که مردم ما مذهبی هستند.اما چند نکته یا به اشتباه یا با رندی در پشت این توجیه پنهان می ماند:&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نخست&lt;/span&gt; آنکه  مذهبی بودن ارتباطی با دخالت مذهب در حکومت ندارند.امروز مردم ما بیش و پیش از هر زمانی به این باور رسیده اند که با دخالت مذهب در حکومت به چیزی بهتر از جمهوری اسلامی نخواهیم رسید و سرانجام هم حرمت مذهب آنها از بین خواهد رفت و هم مملکت و حکومت از دست خواهد رفت.هیچ کس نمیتواند ادعا کند که مردم ایران امروز ما خواهان یک حکومت مذهبی دیگر هستند.این دروغی آشکار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دوم&lt;/span&gt; آنکه این "مذهبی "بودن را از کجا، کدام آمار گیری و کدام رفرنس معتبر دریافته اید؟ جز این است که منبع چنین خبری خود جمهوری اسلامی است؟ چه کسی میتواند ادعا کند که در جامعه دین زده و نسل جوان دین گریز ایران امروز تعداد مسلمانان معتقد به "شعار اسلامی" الله اکبر از هموطن بی دین،یهودی،زرتشتی،بهایی،مسیحی و ... بیشتر است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سوم&lt;/span&gt; آنکه چرا میتوان نگران اعتقادات شما بود اما عقاید و آرمانهای مابقی را به هیچ گرفت؟تا کنون به ریزشی که این شعار در نزد هموطن بی دین،یهود،زرتشتی،بهایی،مسیحی و ... ایجاد میکند اندیشیده اید؟عده ای با آنکه هیچ اعتقادی به این شعار شما نداشته اند اما برای پرهیز از اختلاف به سوی شما گام بر داشته و آن را فریاد کرده اند چرا یک بار شما گامی به سمت سایر هم میهنان خود بر ندارید؟چرا شعاری که فراگیر باشد را سر ندهیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;چهارم&lt;/span&gt; آنکه الله اکبر چگونه میتواند شعار سیاسی یک جنبش باشد؟آن هم جنبشی که در پی براندازی یک رژیم فاشیستی مذهبی است و آن هم شعاری که هم بسیجی مزدور روبروی شما و هم خامنه ای بر منبر هم آنرا سر میدهد؟هدف از این شعار مبهم چیست؟جایگاه سایر هموطنان غیر مسلمان ما در ایران آینده با این شعار چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما بعد؛برادرم آنچه را که میخواهی بر سر دشمنت فریاد کن. آیا درد تو اثبات این است که "خدا بزرگ است"؟خواهرم آیا "الله اکبر" دوای ستم هایی است که بر تو میرود؟پدرم آیا فریاد زدن "یا حسین " و "یا مهدی" ایران فردا را جای بهتری برای زیستن دخترت میکند؟ مادرم، تفکر خامنه ای ها، دشمن وجود سبز توست. حال چه شعارت "جمهوری اسلامی" باشد چه الله اکبر و چه زنده باد آزادی یا زنده باد ایران.پس چرا سخن دلت را فریاد نکنی ؟اگر هموطنی از دادن شعار تند می هراسد(که ما همه انسانیم و این ترس عیبی بر کسی نیست)، لاقل شعاری را سر دهیم که روشن است و پیغامی آشکار دارد. چه کسی میگوید که خطر زنده باد آزادی یا زنده باد ایران از خطر سخن مبهم و و مذهب زده الله اکبر بیشتر است؟چرا چیزی را فریاد نکنیم که همه آن را میخواهیم مانند زنده باد آزادی،مرگ بر دیکتاتور،زنده باد ایران، دین از حکومت جدا و ...؟هموطنم دردت را فریاد کن.آزادی،جوانی و ایرانت را فریاد کن.مرگ دیکتاتور را فریاد کن.جدایی دین را از قدرت آواز کن.نابودی تفکر ولایت فقیهی را بخوا.واژگونی شالوده رژیمی که با سلاح کشتار بالیده و پا گرفته را سرودی تازه بخوان.شعار حقیری را سر مدهیم که شعار دشمنمان هم هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نباید به آنهایی که با رندی و با راه امام، اسلام رحمانی، طرح شعارهای مذهبی، چنگ زدن به روش ها و افراد خود حکومت و دروغ های ۳۲ ساله به دنبال قالب کردن جمهوری اسلامی ورژن ۱.۱ با یک دور برگردان به مردم ایران و به هدر دادن خونها ی ریخته شده هستند، گوش داد.امروز همه ما باید بر جدایی نهاد دولت از نهاد مذهب ،بیطرف بودن دولت نسبت به ادیان و عقاید مختلف،قانون گذاری حکومتی نکردن مذهب،حق فعالیت سیاسی همه و همه از مذهبی گرفته تا بقیه، محترم بودن همه مردم فارغ از هر مرام و عقیده مذهبی و غیر مذهبی، رجحان نداشتن برخی بر دیگران در برابر قانون به خاطر مذهبی بودن و .. پای بفشاریم که فردا دیر است یعنی دقیقن همان مفاهیمی که در سکولاریسم و شعارهای به جای مردم در این بیش از یک سال مانند "&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=JPT2zC-Z_HM"&gt;شعار ملت ما دین از سیاست جدا&lt;/a&gt;" تبلور می یابد یعنی همان خواسته مردم و نسل جوان و آگاه ایران که مورد مخالفت جدی جمهوری اسلامی و آن گروهی است که با رندی اهداف خود را برای بی اثر کردن تلاشهای مردم در پشت شعارهای مذهبی پنهان می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=TmUPTzOFgxA"&gt;برخی از شعارهایی&lt;/a&gt; که (به گمان من ) رسا هستند،اینهاست(&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;تمامی این شعارها توسط خود مردم در این بیش از یک سال فریاد شده اند و از من نیست&lt;/span&gt;):&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولایت استبداد، نابود باید گردد&lt;br /&gt;کار دین با خدا، دین از سیاست جدا&lt;br /&gt;شعار ملت ما، دین از سیاست جدا&lt;br /&gt;ایران زمین یک صدا، ننگ بر این کودتا&lt;br /&gt;ایران شده ویرانه، دولت فکر لبنانه&lt;br /&gt;سپاهی جدا شو، با ملت هم صدا شو&lt;br /&gt;هم میهن دلیرم حقتو پس میگیرم&lt;br /&gt;مرگ بر دیکتاتور&lt;br /&gt;شعار امسال ما دین از سیاست جدا&lt;br /&gt;بهمن هشتاد و هشت دیکتاتوری درگذشت&lt;br /&gt;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&lt;br /&gt;تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست&lt;br /&gt;کار خدا با خدا دین از سیاست جدا&lt;br /&gt;مرگ بر طالبان چه کابل چه ایران&lt;br /&gt;ندائیم ، سهرابیم ما همه یکصدائیم&lt;br /&gt;آزادی انتخاب حق مسلم ماست&lt;br /&gt;حکومت ایرانی حق مسلم ماست&lt;br /&gt;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&lt;br /&gt;۳۰ سال فقط جنایت لعنت بر این ولایت&lt;br /&gt;ما اهل کوفه نیستیم پول بگیریم بایستیم&lt;br /&gt;دیکتاتور قاتله، ولایتش باطله&lt;br /&gt;اشک تمساح نمی خوایم، دولت مصباح نمی خوایم&lt;br /&gt;تجاوز، شکنجه دیگر اثر ندارد&lt;br /&gt;اونی که میگن عادله، دروغ میگن قاتله&lt;br /&gt;خونی که در رگ ماست، هدیه به ملت ماست&lt;br /&gt;برادر ارتشی وقتشه آزاد بشی&lt;br /&gt;پول نفت چی شده، خرجه بسیجی شده&lt;br /&gt;می جنگیم، می میریم، ایران و پس می گیریم&lt;br /&gt;آزادی، عدالت، این است شعار ملت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بخش دوم: روزهای راهپیمایی و تظاهرات &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نه تنها شعارها بلکه روزهای اعتراض را هم باید خودمان انتخاب کنیم.چرا روزهای خودمان را برای بیان خواسته هایمان بر نگزینیم جای آنکه از سالروز جمهوری اسلامی و از ۲۲ بهمن خونین و یاروز قدس بهره بجوییم؟روزهایی چون عاشوراها، بهترین انتخاب برای رساندن پیام همدلی و هم گرایی به گوش هموطن تحت ستم سنی،بی دین،یهود،زرتشتی،بهایی،مسیحی و ... نیستند.چرا از سالروزهای باستانیمان که به نیکی همواره با مهر و خوشحالی گره خورده اند، سود نبریم یا هر روزی که ریشه در مفهومی نیک و فراگیر و فراگروهی که همه بر سر آن توافق داریم(مانند ۱۶ آذر و  روز جهانی کارگر و ...).چرا آنان تابع ما نباشند و ما همیشه باید تابع و گوش بزنگ اجازه جمهوری اسلامی برای تعیین روزی باشیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم میهنم؛تفکر ولایی تنها از تو تایید می طلبد وگرنه برای وجود سبز تو هیچ ارزشی قائل نیست؛چه فریاد جمهوری اسلامی سر دهی،چه جمهوری ایرانی با باتوم بر سرت خواهد کوفت پس چرا حرف دل خودمان را در روزهای خودمان فریاد نکنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;پا نوشته: &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;1- بارزترین گروههایی که بر شعارهای مذهبی یا شعارهای در چارچوب رژیم جمهوری اسلامی تاکید داشته اند، اصلاح طلبان و نیز آقایان موسوی و کروبی بوده اند تا آنجا که برای نمونه در واکنش به دو شعار معروف "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"،  آقای موسوی برخلاف آنکه گاهی خود یا اطرافیان ایشان او را "همراه " و نه "رهبر" جنبش سبزمی خوانند ،این بار آشکارا و تمام قد در نقش یک رهبر تمام عیار این دو شعار را ممنوع دانسته و حتا محدوده و چارچوب شعارها و خواسته های آتی جنبش سبز را با صدور یک بیانیه جدید و با پای فشردن بر جمله ای قدیمی از خمینی یعنی "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" مشخص کردند، جمله ای که کمترین میزان سنخیت را با خواسته های غالب مردم و شعاردهندگان داشت. همچنین آقای کروبی در بیانیه تصویری که پس از ۱۳ آبان دادند بیان کردند که یکی از هدفهای ایشان برای همراهی مردم در قسمتی از مسیر این بود که مواظب باشند شعار انحرافی داده نشود(که منظورشان همان شعارهایی نظیر " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" می باشد). بی ادبیهای آشکار خاتمی در واکنش به این شعاردر آن جمله معروف که "حالا بر فرض کسي و جرياني و گروه کوچکي، غلطي کرده ..." نیز در نوع خود جالب بود.منبع این سخنان را میتوانید از &lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/11/blog-post.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; یا&lt;b&gt;&lt;a href="http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/06/blog-post_23.html"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/b&gt; ببینید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-2151073900544185219?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/2151073900544185219/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=2151073900544185219&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2151073900544185219'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2151073900544185219'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/09/blog-post.html' title='پیشنهاد هایی در مورد شعارها و روزهای راهپیمایی و تظاهرات'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-3580309790035890665</id><published>2010-08-25T13:33:00.000-07:00</published><updated>2010-08-25T13:59:11.559-07:00</updated><title type='text'>لزوم اصلاح اشتباهی در نقل یک جمله از مرتضی الویری در مورد خانم ترانه موسوی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;مصاحبه کننده که از&lt;a href="http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=298368"&gt; روزنامه های وابسته به جمهوری اسلامی و مخالف جنبش است&lt;/a&gt; از الویری میپرسد:   &lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;یکی از کسانی که نامش در این لیست وجود داشت فردی به نام سعیده پور آقایی است که بعدها مشخص شد وی از خانه فرار کرده ولی اسمش درلیست مذکور وجود داشت که البته آقای موسوی هم درمراسم ختم ساختگی این فرد شرکت کرد! شما احتمالا بهتر از من میدانید خواهر این فرد سپیده پور آقایی از فعالان کمیته گزارشگران حقوق بشر و از نزدیکان کیوان رفیعی عامل کددار گروهک مجاهدین خلق بوده است. اینکه نام این فرد در لیست کشته شدگان منتشر میشود از آن دست شواهدی است که بر جعلی و مشکوک بودن این لیست صحه میگذارد&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;که الویری پاسخ میدهد :&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;بله، این از همان مواردی است که گفتم اشتباه بوده است و البته کمیته این موضوع را اعلام کرد.&lt;/blockquote&gt; &lt;br /&gt;بعد در ادامه میپرسد &lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;یكی دیگر از اسامی كه در گزارش كمیته پیگیری اعلام شد، ترانه موسوی بود كه طبق اطلاعات به دست آمده این شخص در خارج از كشور ساكن است و اطلاعات دقیقی از این ماجرا در دست نیست و موضوع به شدت مشکوک است و ارتباط موضوع با ماجرای یکی ازآقازادههای معروف ازسؤالاتی است که به آن پاسخ داده نشده است. از سوی دیگر اگر این فرد کشته شده باشد به هر حال دارای خانواده و دوستانی استاما شما بارها در مصاحبههای خود به كشته شدن این شخص تأكید داشتهاید، علت پافشاری شما در این موضوع چیست؟&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;که الویری پاسخ میدهد :&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;من در این رابطه مدارك و مستندات خاصی در اختیار دارم،اما به دلایلی که قول شرعی داده ام تا به امروز این مدارك را منتشر نكرده ام. ماجرای ترانه موسوی بسیار پیچیده است، این شخص در مقابل مسجد قبا دستگیر شده است.&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;اما کسی یا کسانی آن پاسخ به سوال اول را که در مورد سعیده پور آقایی است را به پاسخ به سوال دوم که درباره ترانه موسوی است چسبانده اند و جمله ای مانند این اختراع کرده اند :&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;این یکی از همان مواردی است که اشتباه بود و البته کمیته هم این موضوع را اعلام کرد، درباره ترانه موسوی مدارک و مستندات خاصی در اختیار دارم، اما به دلیل آن‌که قول شرعی داده‌ام تا به امروز این مدارک را منتشر نکرده‌ام.&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;در حالی که قسمت اول این جمله هیچ ارتباطی با قسمت دوم آن ندارد و کاملا ایجاد شبهه میکند.این اشتباه در همه جا از جمله وبلاگها،بسیاری از خبرگزاریها،ویکی فارسی و ... دیده میشود تا آنجا که حتی اگر شما "مرتضی الویری+ترانه موسوی" را در گوگل جستجو کنید در بسیاری جاهابه جمله مجعول: &lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;این یکی از همان مواردی است که اشتباه بود و البته کمیته هم این موضوع را اعلام کرد، درباره ترانه موسوی مدارک و مستندات خاصی در اختیار دارم، اما به دلیل آن‌که قول شرعی داده‌ام تا به امروز این مدارک را منتشر نکرده‌ام.&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;بر میخورد که به هیچ وجه درست نیست و قسمت اول این جمله که " این یکی از همان مواردی است که اشتباه بود " در مورد ترانه موسوی نیست.الویری به صراحت میگوید که  &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;ترانه موسوی  بوده،در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده،در مقابل مسجد قبا دستگیر شده و نامش باید در لیست کشته شدگان باشد. &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تذکر :اینکه میتوان در مورد ترانه موسوی بیشتر تحقیق کرد و اینکه در مورد سعیده پور آقایی  راست میگویند یا نه بحث دیگریست که ارتباطی به موضوع این نوشته البته ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=298368"&gt;این بخش از مصاحبه را به طور کامل در اینجا کپی میکنم :&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش:یکی از کسانی که نامش در این لیست وجود داشت فردی به نام سعیده پور آقایی است که بعدها مشخص شد وی از خانه فرار کرده ولی اسمش درلیست مذکور وجود داشت که البته آقای موسوی هم درمراسم ختم ساختگی این فرد شرکت کرد! شما احتمالا بهتر از من میدانید خواهر این فرد سپیده پور آقایی از فعالان کمیته گزارشگران حقوق بشر و از نزدیکان کیوان رفیعی عامل کددار گروهک مجاهدین خلق بوده است. اینکه نام این فرد در لیست کشته شدگان منتشر میشود از آن دست شواهدی است که بر جعلی و مشکوک بودن این لیست صحه میگذارد؟&lt;br /&gt;پاسخ:بله، این از همان مواردی است که گفتم اشتباه بوده است و البته کمیته این موضوع را اعلام کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش:اما آقای الویری، طبق سند غیر قابل انکار باید گفت که این لیست اسامی که کمیته منتشر کرد کاملا منطبق با لیستی است که از طریق کیوان رفیعی عامل کد دار منافقین دراختیار محسن مخملباف که سخنگوی خارج ازکشور مهندس موسوی بود قرار گرفت و همین ایمیل برای آقای بهشتی ارسال شد و لیست مذکور که شامل 72 نفر بود به عنوان کشته شدگان حوادث پس ازانتخابات منتشر شد. سند مربوط به این ایمیل موجود است. البته این به آن معنا نیست که همه اعضای کمیته مذکور از این ایمیل با خبر بودهاند. خود شما از این ایمیل و لیستی که آمده بود خبر دارید؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ:نه، من ازموضوعی که شما میگویید بی خبرم، ولی به صراحت اعلام میكنم كه اگر برای افراد كمیته پیگیری صحت یا غیر واقعی بودن مطلب و اسمی مشخص میشد هیچ انگیزهای برای عددسازی دروغی وجود نداشته است، به عنوان مثال در رابطه با پرونده نام سعیده پور آقایی زمانی كه مشخص شد این شخص در بین كشته شدگان نبوده، بلافاصله از طریق دوستان اسم این شخص از لیست خارج شد. ما هدفمان پیگیری موضوع و سر و سامان دادن به ماجرا بود و با نیت خیر وارد این کار شدیم و این همان موضوعی است که گفتم برخی جریانات خارج نشین درصدد سوءاستفاده ازفضای نابسامان داخلی بودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش:یكی دیگر از اسامی كه در گزارش كمیته پیگیری اعلام شد، ترانه موسوی بود كه طبق اطلاعات به دست آمده این شخص در خارج از كشور ساكن است و اطلاعات دقیقی از این ماجرا در دست نیست و موضوع به شدت مشکوک است و ارتباط موضوع با ماجرای یکی ازآقازادههای معروف ازسؤالاتی است که به آن پاسخ داده نشده است. از سوی دیگر اگر این فرد کشته شده باشد به هر حال دارای خانواده و دوستانی استاما شما بارها در مصاحبههای خود به كشته شدن این شخص تأكید داشتهاید، علت پافشاری شما در این موضوع چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ:من در این رابطه مدارك و مستندات خاصی در اختیار دارم،اما به دلایلی که قول شرعی داده ام تا به امروز این مدارك را منتشر نكرده ام. ماجرای ترانه موسوی بسیار پیچیده است، این شخص در مقابل مسجد قبا دستگیر شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسش:آقای الویری بالاخره این ترانه موسوی چه کسی است؟خانوادهای، دوستی یا آشنایی نداشته که پیگیر موضوع وی باشند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ:من دارای محذوراتی هستم. بیش از این نمیتوانم توضیح بدهم، دراین زمینه عذر شرعی دارم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-3580309790035890665?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/3580309790035890665/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=3580309790035890665&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/3580309790035890665'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/3580309790035890665'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/08/blog-post_25.html' title='لزوم اصلاح اشتباهی در نقل یک جمله از مرتضی الویری در مورد خانم ترانه موسوی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-6847368040114169926</id><published>2010-08-22T08:17:00.000-07:00</published><updated>2010-08-22T11:34:37.770-07:00</updated><title type='text'>نگاه تازه به برخی اسناد بیست و هشت مرداد توسط دکتر عباس میلانی و حلقه های ناکامی: حزب توده، قدرتهای خارجی، روحانیون، شاه، مصدق و مردم!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;سالگرد واقعه ۲۸ مرداد است و ما با مقالات و تحلیلهای گوناگون جدید و قدیمی مواجه هستیم که در برگیرنده یک طیف گسترده است از تحقیقات علمی و تاریخی گرفته تا نوشته های احساسی.نوشتن در مورد این رویداد نیاز به مطالعات گسترده دارد از همین رو تصمیم گرفتم که خودم کمی خاموش باشم و در عوض تنها&lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f4_Kashani_Shah_28_mordad_Mossadegh/2133862.html"&gt; یک مصاحبه که به تازگی توسط رادیو فردا با دکتر میلانی انجام شده&lt;/a&gt; را اینجا قرار دهم.دو نکته در این مصاحبه و واکنشها به آن برایم جالب است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نکته اول :&lt;/span&gt; این است که به نظر میرسد در این مصاحبه میلانی با نگاه تازه به برخی اسناد بیست و هشت مرداد سعی دارد تا به همه جوانب بپردازد و نقش همه عوامل را نشان دهد.چنان که برای نمونه در مورد دکتر فاطمی میگوید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;عامل ديگرى كه به گمان من در تغيير راى برخى از روحانيون و بازاريان كمك كرد، راديكاليزم روزافزون دكتر فاطمى بود.دكتر فاطمى در آن زمان وزير امور خارجه(سخنگوى دولت)است، شاه با اينكه فرار كرده و در عراق يا رم به سر مى برد اما هنوز، رسما پادشاه اين مملكت است. و مصدق و كابينه اش هنوز هم رسما موظف و متعهد به رعايت قانون اساسى هستند.دكتر فاطمى رسما جامعه را به پايان دادن دوران – به قول او كثيف – سلطنت دعوت مى كند و شاه را دست نشانده انگليس ها مى داند. الفاظى كه استفاده مى كند به راستى شگفت انگيز است.بعد همين شخص بعد از نوشتن چنين مقالاتى در باختر امروز، در جلسه اى ادعا مى كند كه دولت دكتر مصدق كماكان پايبند قانون اساسى است و خواستار سرنگونى شاه نيست.هر كسى در آن زمان اين ها را مى خواند به گمان من نگران مى شد كه آيا مصدق، جلودار فاطمى است؟ آيا دكتر فاطمى و حزب توده- مشتركا- برنامه اى براى آينده كشور دارند.&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر و برداشتی که بسیاری کسان ان را نمی پسندند یا در جایی در مورد گفتگوی صدیقی با مصدق و این جمله قدیمی که "۲۸ مرداد کودتای شاه بود " اینچنین میگوید &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;دكتر صديقى در اين مورد به تصريح مى گويد كه در دوران فترت، پادشاه حق عزل و نصب نخست وزير را دارد و دكتر صديقى به خود مصدق مى گويد كه اگر شما مجلس را منحل كنيد شاه ممكن است شما را عزل بكند.مصدق مى گويد كه «شاه جرات ندارد و انحلال دولت و مجلس اوضاع را خيلى دگرگون مى كند» دوباره اگر به اسناد نگاه كنيم ازسال ۵۱ تا ۵۳ شاه در مقابل پيشنهادات انگليس براى كودتا عليه مصدق مقاومت مى كند. بارها و بارها به ايشان پيشنهاد مى شود و مقاومت مى كند و مى گويد كه من بايد يك راه قانونى براى عزل مصدق پيدا كنم&lt;/blockquote&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین در مورد نقش بسیار پر رنگ حزب توده و رادیکالیزم این حزب پر حرف و حدیث و  عملکرد مخرب آن اسناد و دید جالبی را ارائه میکند.همچنین بر نقش آشکار دخالتهای خارجی(انگلیس ،امریکا ،شوروی) صحه میگذرد یعنی چیزی که از قضا اخیرا برخی مقالات سعی در کم رنگ نشان دادن آن دارند و یا بر نقش ظریف روحانیت از جمله کاشانی اشاره دارد که باز به گمان من اخیرا  برخی از مقالات تلاش دارند تا همه چیز را به پای او بنویسند و بر روی نام بقیه گروه ها یکسره خط بکشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نکته دوم : &lt;/span&gt;واکنشها به این مصاحبه است(نظیر کامنت های پاک لینک در رادیو فردا) که برایم بسیار جالب و قابل مطالعه است.جالب است که به محض آنکه مطلبی باب میل ما نیست به جای پرداختن به خود نقد، حمله به نقاد را آغاز میکنیم.همین جناب دکتر میلانی کتابها و مقالات انتقادی به شاه دارد که در همه آنها بیطرفانه و بسیار موشکافانه و دقیق مسائل را تحلیل میکند اما تا اندکی تاریخ را آنگونه که ما نمیپسندم باز خوانی میکند حمله ها آغاز میشود.به یقین اگر اهل مطالعه و اندیشه هستیم، دکتر میلانی که تا دیروز مورد رجوع بسیاری کسان بود امروز هم باید به نظر او در این مورد توجه کنیم  و اینکه به محض آنکه یک مورخ کمی نظری مخالف با ما دارد دیگر به او توجه نداریم از نداشتن روحیه حقیقت جویی در ما حکایت دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن آخر :&lt;br /&gt;به گمان و نظر من(که می پذیرم میتواند اشتباه باشد)، عوامل موثر در واقعه ۲۸ مرداد به ترتیب اهمیت میتواند این موارد باشد :۱-زیاده خواهی ،خیانت و سودای قدرت از سوی حزب توده ۲-قدرتهای خارجی نظیر انگلیس،امریکا و روسیه ۳-روحانیونی نظیر کاشانی ۴-برخی اشتباهات شاه و دربار ۵- برخی سیاستهای نادرست خود مصدق، هیات دولت او و اطرافیانش ۶-قشر روشنفکر ایران و تا حدودی مردم که با قدرت و تا انتها پشتیبان نمایندگان خود نبودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان من کمتر مطالعه و تحقیقی در مورد ۲۸ مرداد با روش کار علمی و تاریخی درست انجام گرفته به گونه ای که در بیشتر موارد غرضها و پیش داوریها بر روحیه و رویه علمی کار غلبه داشته.وآنچه که بیش از این حتی مورد تاسف است این است که هدف از این تحقیقات هم گشودن راه جدیدی پیش پای ایران خسته ما نیست بلکه در بسیاری موارد گشودن عقده های قدیمی، منزه جلوه دادن حزب و گروه و طرز تفکر خود (در جریانی که به راستی تمام ایران در آن نقشهای کم رنگ و پر رنگی داشته) و سرانجام جنگ قدرت است که بیش از ۶۰ سال است که جز اتلاف وقت و انرژی نتیجه عملی نداشته و چراغی را پیش پای ایران رو به سوی آینده روشن نکرده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مصاحبه را میتوانید &lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f4_Kashani_Shah_28_mordad_Mossadegh/2133862.html"&gt;از اینجا&lt;/a&gt; بخوانید&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-6847368040114169926?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/6847368040114169926/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=6847368040114169926&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6847368040114169926'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/6847368040114169926'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/08/blog-post_22.html' title='نگاه تازه به برخی اسناد بیست و هشت مرداد توسط دکتر عباس میلانی و حلقه های ناکامی: حزب توده، قدرتهای خارجی، روحانیون، شاه، مصدق و مردم!'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-29905675587670343</id><published>2010-08-08T14:42:00.000-07:00</published><updated>2010-09-08T04:35:07.939-07:00</updated><title type='text'>جنگ درونی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی: مژده ای خوش که باید زودتر از آن بهره جست.</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;احزاب و گروههای درون جمهوری اسلامی بر خلاف گروه های رقیب در طی ۳۰ سال نخست جمهوری اسلامی از نظر حفظ همگرایی و کارکرد های خود تا حدود زیادی بهتر عمل کرده اند امری که به نظر میرسد در طی نزدیک به دو سال اخیر تضعیف شده و حتی میرود تا بر عکس شود.بازار روز سیاست در بین جناح های جمهوری اسلامی جولانگاه گروه هایی است که بسیاری از آنان از درون تحلیل رفته اند و دچار ریزش شده اند ،مفاهیم و کارکردهای خود را از دست داده اند و دچار بحران هویت عمیق شده اند و تشتت در آنها به نقطه مشترک همه آنها تبدیل شده. در اینجا مروری بسیار مختصر به کارنامه این جناح ها و احزاب در جموری اسلامی و در بین مخالفان آن دارم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بخش اول :اپوزیسیون جمهوری اسلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;الف) داخل ایران :کج دار و مریز اما رو به پیش&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;در داخل ایران ،نزدیک به سی و دو سال است که اعتراضات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... مردم وجود داشته ولو اینکه گاهی فراز و فرودهایی داشته آنچنان که جنبش اخیر سبز زاییده همین اعتراضات و خشم مردم ایران است و این جنبش نوک کوهی است قدیمی که از پس سالیان و در پی انتخابات اخیر از دل ایران سر بر آورده است و همگام با پای فشردن بر فساد  اقتصادی و بی کفایتی   جمهوری اسلامی،با برخی از اساسی ترین ریشه های نظام جمهوری اسلامی مانند ولایت و سلطنت یک فقیه بر کشور یا حکومت دینی در تضاد جدی قرار دارد.این جریان و این بخش اپوزیسیون جمهوری اسلامی اساسیترین و اصیلترین بخش آن و دارای پتانسیل های به فعل در نیامده فراوانیست که سرمایه گذاری همه ما باید بر روی آن باشد.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;ب ):خارج از ایران :اپوزیسون کم رمق و خونی تازه؟شاید!&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;اپوزیسیون خارج از کشور همواره  از نقطه ضعفهایی نظیر نداشتن روحیه کار جمعی که ریشه در مسائل تاریخی دارد،عدم درک درست از مفاهیمی نظیر گوناگونی در عقاید و آزادیهاو دموکراسی و پلولاریسم ، همچنین پیش نیامدن با تحولات جهانی ، دور نریختن ایدوئولوژیهای کهنه ،همگام نشدن با محیط و مردم داخل ایران رنج برده و از سوی دیگر جمهوری اسلامی هم با استفاده از همه امکانات و سرمایه گذاریهای پیدا و پنهان خود و نیز کشتن و ترور مخالفان و چرب کردن سبیل غرب به این شکافها در اپوزیسیون دامن زاده و روز به روز آن را ضعیف تر کرده  اما به گمان نگارنده بخش غیر سازمان یافته و خودجوش و جدای از گروه های سنتی این اپوزیسیون در نزدیک به این دو سال اخیر اندکی با تحولات جهانی و نیازهای داخل کشور راه آمده و خود را به تحولات درونی ایران نزدیک کرده و لذا کمی به تفسیرهای بهتر و در نتیجه واکنشهای مناسب تر روی آورده.نظیر حمایت از حرکتهای این دو سال مردم در داخل کشور،پای فشردن بر مفاهیم استاندارد جهانی نظیر حقوق بشر،تلاش برای تبدیل شدن به تریبون و بلندگوی مردم داخل و الویت صدای مردم داخل به شعارهای خود و چیزهایی از این دست.دلایل زیادی را هم میتوان برای چرایی این رخداد بر شمرد که  باز به گمان من دو تا از مهمترین آنها را میتوان مهاجرت جوانانی از نسل دوم (و گاهی حتی  سوم)انقلاب به خارج از کشور و دیگری کمک گرفتن و استفاده از کاتالیزور حوادث اخیر  دانست.هرچند امروز این خون تازه چندان زیاد یا قوی نیست اما امید است که ادامه این روند سبب سر و سامان گرفتن و شکل دادن به این بخش نوپا و غیر سازمانی اپوزیسیون شود.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بخش دوم :جمهوری اسلامی و واپاشی گروه های آن  و بحران هویت!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;گروههای درون حکومتی جمهوری اسلامی اما داستانی جداگانه دارند.تلاشها و تحولات اصلاح طلبان، اصولگرایان، باند رهبری، باند رفسنجانی، سپاه و بسیج، کارتل های مذهبی(نظیر دینکاران حوزه های علمیه، مراجع و همه آنانی که از مذهب به مثابه وسیله استفاده میکنند) و بسیاری دیگر در طی سی سال نخست انقلاب به سمتی بوده که تعاریفی حداقلی و چارچوبهای نسبتا تعریف شده از هر کدام از این گروه ها و اهداف و کارکردهای هر کدام از آنها در درون جمهوری اسلامی به دست داده است(ولو اینکه همپوشانیهایی نیز با یکدیگر داشته اند و جابجایی افراد از این یکی گروه به آن یکی گروه هم صورت میگرفت) به گونه ای که تمامی این گروه ها با پیمانی نا نوشته اما بسیار محکم، سازمان یافته و تخلف ناپذیر مقید به اصولی حداقلی نظیر الویت حفظ نظام بر هر چیز دیگر، آشکار نکردن برخی اسرار مگو، تقسیم غنائم ولو اینکه توام با اشکالاتی باشد و نیز مخالفت شدید با همه افراد یا گروههای مخالف نظام و اپوزیسیون چه در داخل و چه در خارج به ویژه با برخی از گروه ها و افراد که خواهان سکولاریسم و یا حکومت لاییک که در آن نهاد دین  و حکومت جدا باشد (یعنی تضاد و تقابل جدی با رکن اساسی  جمهوری اسلامی)، بودند.&lt;br /&gt;در طی سی سال نخست این اصول و قواعد هرگز به طور جدی از سوی یک گروه نقض نمیشد(هرچند از ابتدای دوره احمدی نژاد نشانه های آشکاری در دست بود که این وضع  به همین شکل نخواهد ماند).اما آنچه که طی نزدیک به این دوسال (کمی پیش از انتخابات تا به امروز ) میتوان دید داستان سردرگمی و از هم پاشیدگی این چارچوبها و بر هم خوردن جدی قواعد بازیست.برخی از گروه های درون حکومتی جمهوری اسلامی  می روند تا به طور کامل و با شدت(حتی در برخی موارد با لگد) از آن بیرون بیفتند و گروه های دیگر به هیچ عنوان به پیشنهاد های بده بستان آنها دیگر توجه ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اصلاح طلبان&lt;/span&gt; که  دوران زمام داریشان با برخی از امور ناخوشایند نظیر سرکوب گسترده ترین و اولین تظاهرات اعتراضی میلیونی مردم، حمله به دانشگاه ها و قتلهای زنجیره ای همراه بود و یا برخی افراد کلیدی آنها نظیر خاتمی، بعد از 8 سال تکرار "جامعه مدنی" سرانجام مرادش را از آن به ترکیب عجیب "مدینه النبی" فرو کاست و در کمال شگفتی در پایان به صراحت خود را "تدارکچی" نظام خواند،امروز حال و روز خوبی ندارند به طوری که برای نمونه امروز حتی توان دفاع از نام این گروه و کلمه "اصلاح طلبی" در سیستم فعلی جمهوری اسلامی بسی مشکل می نماید و معلوم نیست دیگر اصلن  باید چه چیز اصلاح شود و اصولا جایگزینی این شخص با آن شخص یا اصلاح صوری برخی امور چه فایده ای در چنین سیستم ویران، فاشیستی، بیکفایت و قاتل دارد جز تقویت و ادامه خونبار آن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف دیگر &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اصولگرایان&lt;/span&gt; پاره پاره شده اند و به جای یک گروه به ده ها تیم و باند که حول افراد مختلف گرد آمده اند تبدیل شدند.مطهری که آن را اصول گرای میانه رو و عاقل میخوانند از یک طرف این یکی هم تیمی خود را (که اصولگرای سنتی میخوانند!) پفیوز خطاب میکند و از سوی دیگر به مشایی که  معلوم نیست چگونه اصولگرایی است به سبب زیر سوال بردن رکن رکین اسلامیت ایران و نظام حمله میکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سپاه،نیروی انتظامی و بسیج&lt;/span&gt; پاره پاره شده به گونه ای که  برخی از سرداران سپاه(نظیر محصولی و رحیمی) یا نیروی انتظامی (تا حدودی نظیر احمدی مقدم و رادان) به گروه  احمدی نژاد و مشایی و مصباح یزدی و دولت پیوسته اند.این گروه نخست، بیشترین سهم را در قرادادهای بدون مناقصه دولت دارند و  ثروت فراوانی در طی همین مدت اندوخته اند. گروهی همچنان در باند رفسنجانی باقی مانده اند. این گروه هر چند صدمات جدی دیده اند (نظیر حمزه کرمی که اخیرا  نامه ای به خامنه ای نوشته) اما هنوز وجود دارند و از قضا آخرین تکیه گاههای رفسنجانی و موسوی و اصلاح طلبان در درون سپاه هستند .گروه سوم سپاه متشکل از سرداران به ظاهر در خط ولایت علی خامنه ای و از طرفداران او هستند.طرفداران فرصت طلبی که از شدت نابکاری هیچ رهبری را بر سر شوق نمی اورند و دلگرمی نمی بخشند چه رسد به علی خامنه ای که این روزها به کمتر کسی میتواند اعتماد کند.افرادی نظیر قالیباف، جعفری، رحیم صفوی و کمی تا قسمتی محسن رضایی  که از قضا بسیاری از آنها رویای ریاست جمهوری را در سر می پرورانند و در این راه هم تنها رقیب خود را احمدی نژاد و البته مشاور مرموز او مشایی میدانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;روحانیون&lt;/span&gt; و حوزه های علمیه و مراجع و دینکاران هیچ گاه تا به این حد در موضع ضعف نبوده ند به گونه ای که  امروز حتی در مواردی دولت به بیان رایج جامعه ایران "برای آنها تره هم خورد نمیکند".خامنه ای از بخش بزرگی از آنها دلسرد شده است. مردم از بخش بزرگی از آنان بیزارند. سپاه آنها را به هیچ می انگارد و اختلافهای درونی و چند صدایی هم در ناتوانی آنها مزید بر علت گشته. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باند &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;خامنه ای&lt;/span&gt; و پسران به یقین بزرگترین بازنده این نزدیک به دو سال می باشد به گونه ای که حوزه های نفوذ  او روز به روز و به شدت تنگتر و تنگتر میشود.جمهوری اسلامی اگر نگوییم فاسدترین سیستم جهان امروز است اما میتوانیم با تقریب خوبی بگوییم که جمع اراذل و اوباش و نابکارترین افراد است. به حرکت در آوردن این  چنین جمعی که خامنه ای به دور  خویش گرد آورده پول کلان و فصل الخطاب بودن می طلبد.از درآمد چند صد میلیاردی نفت در طی این ۵ سال به نسبت باند احمدی نژاد، اندکی به خامنه ای رسیده و از سوی دیگر او نه تنها دیگر فصل الخطاب نیست(ولو اینکه با حکم شرعی خود را در حد پیامبر بالا برد) بلکه به هدف اصلی نوک پیکان تیز همه مخالفتها تبدیل شده پیکانی که تمام گروه های درون جمهوری اسلامی با هزینه های زیاد در طی سالها قبل توانسته بودند آن را از نشانه گیری مستقیم به سمت خامنه ای دور کنند. امروز او در بحران مشروعیت  و ناتوانی دست و پا میزند و دولت در مواردی آشکارا  به او دهن کجی میکند و احمدی نژاد حتی او را در بازی  مذاکره با امریکا یا مسائل هسته ای که زمانی  امتیازی به تمامی در قلمرو قدرت او بوده شرکت نمیدهد و بدتر آنکه در بسیاری موارد با حمایتهای پرهزینه باید ندانم کاریهای احمدی نژاد را هم جبران کند مشکلی که حتی طرفداری افرادی امثال برادارن لاریجانی و یا توکلی و .. هم نتوانسته گره آن را برایش بگشاید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این میانه شرایط رفیق دیرینه خامنه ای یعنی &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;رفسنجانی&lt;/span&gt; نیز دست کمی از او ندارد. کدورتها بین ایندو بالا گرفته  و از سوی دیگر جنگ بین  رفسنجانی و احمدی نژاد سبب قطع دسترسی رفسنجانی به برخی نهادهای قدرت و پول شده. از بسیاری جهت از درون حکومت رانده و  از مردم مانده شده تا آنجا که تنها راه برای حفظ امنیت فرزندش که در پی آشکار شدن تنها یکی از آن رازهای مگو توسط رقیب، محکوم به رشوه گیری بین المللی شده فراری دادنش  به خارج است. رازهای مگویی که همین چند سال پیش هیچ گاه از زبان هیچ دادگاهی یا مقام رسمی به در نمی آمد حتی در اوج  بازی اصلاح طلبی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باند نوپای &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;احمدی نژاد&lt;/span&gt; با همکاری دولت و  مشایی به سرعت و با تکیه بر پول نفت از تمامی گروههای موجود در جمهوری اسلامی افرادی را کنده و به همراه تیم آنها به خود الصاق کرده.در این بازار شام از دینکار و آخوندی  چون مصباح یزدی گرفته تا سپاهی مانند محصولی، نوحه خوان، اراذل و اوباش و لباس شخصی، سرداران نیروی انتظامی و بسیج،کارتل های اقتصادی، دکتر، مهندس، ورزشکار و هنرپیشه و ... وجود دارد.تنها رشته ای که  این دانه های ناهمگون را در کنار هم قرار میدهد پول نفت است که به شکل مناقصه های بی حساب و کتاب، سند و آمار سازی، دزدی آشکار، منحل کردن سازمانهای نظارتی و ... به جیب این افراد و گروه ها سرازیر میشود.به نظر میرسد این اتحاد ناپایدار و سست و شکننده  بیش از هر چیز نیازمند ریاست جمهوری دائمی احمدی نژاد یا روح او در بدنی دیگر یعنی مشایی مرموز است.دو راهی که مخالفان بسیاری دارد.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نتیجه گیری :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به گمان نگارنده بر خلاف حرکت مردم  که تا حدودی رو به سوی همگرایی دارد(باهمه نقاط ضعف  و نارساییها)، تشتت در تمامی گروه های درون جمهوری اسلامی  رخنه کرده و این دو سال آخری بر خلاف سی سال قبل از آن، جمهوری اسلامی در ضعیف ترین  موضع  خود و در عوض مردم و مخالفان در موقعیت بهتری نسبت به گذشته قرارد دارند.آنجا که حتی خود نظام اقرار به آن دارد که در طی این همین مدت کوتاه  بارها تا پای سقوط رفته. این تشتت درون گروه های جمهوری اسلامی و آگاهی حداقل بخشی از مردم از بهترین و ارزشمند ترین دستاوردهای این دو ساله بوده که به هر ترتیب باید حفظ شودو گسترش یابد. از آنجایی که تمامی گروه های از پیش گفته شده به علت نداشتن قدرت کامل (به گونه ای که رقیب را به طور کامل از میدان بدر کنند) ناچار به باج دهی شده اند، شوربختانه این باج دهیها  به ویژه از نوع خارجی آن به همراه ماجراجویی برای گل آلود کردن فضا،   میرود که بسی برای ایران گران تمام شود و اگر این گره زودتر به دست مردم گشوده نشود، پایان آن معلوم نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خواهان واژگونی این رژیم بدون خونریزی و باز گشودن گره جمهوری اسلامی از سر ایران بدون توسل به دندان هستیم،نباید یک لحظه فشار را از سر سرداران قاتل سپاهی و بسیجی ، دنباله های تفکر ولایی و خط امامی ، مزدوران خامنه ای و احمدی نژاد برداشت.حفظ فشار همیشگی سبب می شود تا آنان قدرت تصمیم گیری و انتخاب و برنامه ریزی را از دست دهند و اختلافهای همیشگی بر سر قدرت و پول شدت یابد.دچار پراکندگی میگردند و از درون آغاز به جویدن یکدیگر خواهند کرد و این پول و فساد و خیانت و ترس از سابقه سیاه جنایت، سبب ریزش و گسست آنان خواهد شد.ریزشی که نیروهای جمهوری اسلامی پیدا کرده اند و زوالی که دامن این رژیم را گرفته ،در یک سال و اندی پیش قابل تصور نبوده و این همه مدیون حفظ این فشار از جانب مردم است. خامنه ای ها تنها هنگامی گامی پس می نهند که ما گامی به پیش نهاده باشیم و بر سرش کوفته باشیم.مبارک ترین و کم هزینه ترین اتفاق برای ایران و ایرانی آن است که گرگها و کفتارها از درون یکدیگر را بجوند و این با حفظ این فشار میسر است. اگر این فشار کم شود آنان پیش خواهند آمد و چهره به  مراتب زشت تری نشان خواهند داد.حفظ این فشار به معنی ادامه تظاهرات ها و مبارزات مدني، ،اعتصابها،کمپینها،وبلاگنویسی،اعتراضها،حرکتهای دانشجویی و زنان و کارگران و معلمان و گوش ندادن به آنهاست که با یک دوربرگردان به دنبال قالب کردن جمهوری اسلامی ورژن ۱.۱ به ما هستند.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;پاینده ایران &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-29905675587670343?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/29905675587670343/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=29905675587670343&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/29905675587670343'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/29905675587670343'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/08/blog-post_08.html' title='جنگ درونی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی: مژده ای خوش که باید زودتر از آن بهره جست.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-253892667523618855</id><published>2010-08-06T11:15:00.000-07:00</published><updated>2010-08-06T11:19:08.646-07:00</updated><title type='text'>دل نوشته: عشق یا دوست داشتن؟!</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;به گمانم کنجکاوی در دانستن اینکه "عشق برتر است یا دوست داشتن" نشانه نشناختن هردوست.عشق یه مادر به بچش یا دوستی بین دو تا رفیق هر دو زیباست.همونقدر که تلاش برای پر کردن جام دوستی با عشق پشیمونی و دردسر میاره، پر کردن جام عشق با دوستی هم عاقبتی جز دلشکستگی و رنج همیشگی نداره و بیقدر کردن این جام هست.آدمای کمی هستن که جامی که توی دستشونه،ساغری که باید توی اون جام ریخت و خطی که جام باید تا اونجا پر بشه رو میشناسن و این نشناختن هم شروع گرفتاریها و دلخوریها توی رابطه های ما هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In front of the person you love, your heart beats faster...&lt;br /&gt;But in front a person you like, you get happy...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In front of the person you love, winter seems like spring...&lt;br /&gt;But in front of the person you like, winter is just beautiful winter...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;If you look into the eyes of the person you love, you blush...&lt;br /&gt;But if you look into the eyes of the person you like, you smile...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In front of the person you love, you can't say everything on your mind...&lt;br /&gt;but in front of the person you like, you can...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;In front of the person you love, you tend to get shy...&lt;br /&gt;But in front of the person you like, you can show your own self...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;You can't look straight into the eyes of the person you love...&lt;br /&gt;But you can always smile in the person you like...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;When the one you love is crying, you can cry with them...&lt;br /&gt;But when the one you like is crying, you end up comforting...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The feeling of love starts from the eyes...&lt;br /&gt;The feeling of liking stars from the ears...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;So, if you stop liking a person you used to like, all you need to do is close your ears...&lt;br /&gt;But when you try to close your eyes, love turns into a drop of tear and remains in your heart forever...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Sherine&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-253892667523618855?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/253892667523618855/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=253892667523618855&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/253892667523618855'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/253892667523618855'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/08/blog-post_06.html' title='دل نوشته: عشق یا دوست داشتن؟!'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-9008986096762646147</id><published>2010-08-02T15:16:00.000-07:00</published><updated>2010-08-02T16:19:46.633-07:00</updated><title type='text'>پیشنهادی به همه هم میهنان و قومیتهای گوناگون ایران زمین به ویژه هم وطنان ترک و آذری</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;در این نوشته کوتاه میخواهم با دوستان هم میهنی سخن بگویم که دوستدار منطق و احترام دوجانبه هستند.آنها که طرفدار حقوق انسانیند ولو اینکه این انسان لباس قومیت ترک بر تن کرده باشد یا فارس یا ارمنی یا کرد.&lt;br /&gt;اعتراض برخی از دوستان ترک که از ستم یا سرکوب یا توهین نژادی نام میبرند،جز سه&lt;br /&gt; حالت نمیتواند داشته باشد یا این اعتراض به حکومت است یا به سایر هموطنآن و مردم و یا هر دو.تا آنجا که مربوط به حکومت است،به گمان من ظلم جمهوری اسلامی به همه قومیتهای ایران رسیده به برخی کم تر به برخی بیشتر.تبعیض های این حکومت فاشیستی هم شامل همه است گاهی قومیست گاهی مذهبی گاهی سیاسی.از همه نوعی در کیسه بددلی و بی کفایتی خود دارد.   &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اگر منظور اشتباهاتی است که به مردم باز میگردد،همه(و از هر قومیتی) مقصریم نه تنها یک گروه یا دسته.تا آنجا که به مردم مربوط است، من تا کنون نشنیدم که گروهی از مردم یا قومی یا استانی در ایران به یک هموطن ترک به واسطه آنکه ترک است،کار ندهد،داد و ستد نکنند،خویشاوندی نکنند،حرف نزنند،قطع ارتباط کنند و یا هر کار دیگری که مثال روشنی از  یک برخورد نژادیست.برعکس،یکی از قومیتهایی که در ایران بیشترین درامیختگی را با بقیه داشته اند، هموطنآن ترک ما بوده اند.به ندرت شما در مناطق ترک نشین ایران یک هموطن بلوچی یا عرب یا بوشهری پیدا میکنید اما هموطن ترک و آذری به همه جای  ایران رفته اند و کسی هم نه تنها برخورد و منع و آزاری در این راه نرسانده بلکه اصولن کسی به این اختلاف قومیتها توجه هم نکرده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان من  تنها خطایی که به مردم مربوط است،همین جک گفتنها و یا سخنهای نابجای شوخی و یا جدیست که شوربختانه شکل توهین های نژادی را به خود میگیرد که در آن مورد هم،همه مقصریم و این رفتار ناپسند در همه جای ایران شایعه است.اینکه دوستان ترک از جک های نژادی ناپسند نتیجه های کلی میگیرند به خاطر آن است که که سهم خودشان را در این چرخه ناپسند فراموش میکنند و از یاد میبرند که آنها هم همین کار را میکنند.کیست که نداند که این جک گفتنها در میان هموطنان ترک و آذری ما هم هست.اگر شما برای شمالیها و کرد و .... جک میگویید،کسان دیگری هم برای شما جک میگویند(نگویید نه که این دروغی آشکار است زیرا این بیماری در همه جای ایران است).این خیره سری و نابخردی در همه جا هست و همه ما عضو این چرخه نادرست هستیم پس با تنها خود را بیگناه دیدن و دیگران را مقصر فرض کردن،گرهی گشوده نمیشود.تنها با آموزش و بالا رفتن سطح فرهنگ عمومی جامعه است که کم کم این مشکل از میان میرود که آن هم در نخستین گام نیازمند سرنگونی نظام فاشیستی جمهوری اسلامی است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنکه ظلم جمهوری اسلامی در حق هموطن ترک را به حساب سایر هم وطنان ما میگذارد،توجه نمیکند که این قضاوت یک سویه اگر همه گیر شود،همه مشغول به خود خواهیم شد و همه در مظان اتهام هستیم.اگر کسی  از ترک بودن خامنه ای،ترک بودن رییس جمهور هشت ساله سالهای مخوف صدر انقلاب(موسوی )،ترک بودن سفاک ترین قاضی تمام دورانهای ایران(خلخالی ) که جان هزاران هموطن کرد و بلوچ و لر و شمالی و .. ما را گرفت ،ترک بودن چندین وزیر احمدی نژاد که آشکارا دست در خون مردم ایران دارد،حضور همیشگی چندین وزیر آذربایجانی در این سی و اندی سال،ترک بودن قسمت وسیعی  از بازاریان ایران و تهران که متاسفانه کمتر به رنج هم میهنان ما توجه دارند و بسیاری از مثال های دیگر نتیجه های نادرست در مورد هموطن ترک ما بگیرد،شما چه خواهید گفت؟جز این است که بدرستی چنین سخن بی پایه ای را رد خواهید کرد؟پس آیا اگر من مازندرانی به همین ترتیب از هموطن ترک خود این انتظار را داشته باشم که برای مثال گناه لاریجانی را به پای من ننویسد،حرفی بی منطق زده ام؟هموطن به راستی مظلوم بلوچ و بوشهری و کرد و عرب من همانقدر در ظلمهایی نظیر نابودی نیمی از جنگلهای شمال در ۳۰ سال گذشته و نداشتن حق آموزش زبان مادری و بیکاری و محرومیت در مازندران بیگناه و پاکدست هستند که حقیقتن من در رنج آنان.به همین ترتیب و از همین گونه از آن هموطن ترک و آذری میپرسم که آخر من مازندرانی یا آن هموطن محروم بوشهری یا یک شیرازی یا ... چه تقصیری در نداشتن حق آموزش زبان مادری،بیکاری،اعتیاد، فقر، نا امنی،محرومیت  یا چیزهایی از این دست در تبریز یا ارومیه دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا عصبانیت از دست جمهوری اسلامی باید سبب شود که تاوان آنرا دسته ای دیگر از هموطنان مظلوم و محروم شما دهند یا بهتر آن است که با طرح شعارها و خواسته های خود(که چیزهای عجیبی هم نسیتند وعلی الاصول مواردی نظیر رفاه،شغل،اقتصاد بهتر برای منطقه،آموزش زبان مادری و نظایر آن هست)سعی کنیم تا بقیه هم میهنان خود را همراه و همدل کنیم و از این پتانسیل عظیم استفاده کنیم؟ به گمان من تهیه طرحی شفاف و منطقی برای اعلام خواسته های قومی و استانی خود و فریاد کردن آن و دعوت کردن همه هم میهنان و قومیتهای ایرانی برای پیوستن به آن بسی کاراست.&lt;br /&gt;اگر این مملکت خراب شده از اشتباهات و کم خردی همه ماست و اگر قرار به آن باشد که روزی سرانجام روی خوش ببینید باز هم به همت همه ما حاصل میشود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-9008986096762646147?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/9008986096762646147/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=9008986096762646147&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/9008986096762646147'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/9008986096762646147'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='پیشنهادی به همه هم میهنان و قومیتهای گوناگون ایران زمین به ویژه هم وطنان ترک و آذری'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4655069017888709583</id><published>2010-07-31T08:51:00.000-07:00</published><updated>2010-08-01T07:35:28.350-07:00</updated><title type='text'>اطلاعیۀ دبیرخانۀ  رضا پهلوی در مورد شبکۀ تلویزیونی «آریامهر»  و جناب سیگارچی عزیز:آیا بهتر نیست همه انتقاد را از خودمان آغاز کنیم؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;نزدیک به یک سال پیش درشبکۀ تلویزیونی «آریامهر» عکس افرادی (خامنه ای و خمینی و موسوی و رفسنجانی ) &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=xIYkJxR5gWo"&gt;به آتش کشیده شد&lt;/a&gt;!!امروز پس از نزدیک به یک سال مقالاتی در مخالفت با آن نوشته شده است که از جمله آنها &lt;a href="http://sigarchi.net/blog/?p=5650"&gt;این مقاله آقای سیگارچیست&lt;/a&gt;. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رضا پهلوی اگر میخواهد به عنوان یک سیاست مدار در صحنه باقی بماند باید پاسخگوی سوالات روز باشد.دفتر او بسیار پیش از این &lt;a href="http://www.rezapahlavi.org/press/?persian&amp;id=325"&gt;بیانیه ای در این مورد&lt;/a&gt; صادر کرده بود.این بیانیه مربوط به پنجشنبه 25 مهر ۱۳۸۷ و نشان میدهد رضا پهلوی هیچگاه موافق مواضع این شبکه نبوده.&lt;br /&gt;این بیانیه میگوید:&lt;br /&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;br /&gt;بدینوسیله به آگاهی هم میهنان عزیز می رساند که، برنامه ها و مواضع شبکۀ تلویزیونی «آریامهر» هیچگونه ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با شاهزاده رضا پهلوی و دبیرخانۀ ایشان ندارد.&lt;br /&gt;امیدواریم که این توضیح هرگونه شبهه ای را که ممکن است در این باره در اذهان بینندگان برنامه های تلویزیون «آریامهر» ایجاد شده باشد برطرف سازد.&lt;br /&gt;پاینده ایران&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt; آنچه که برای من بیش از خود این بیانیه یا رضا پهلوی به عنوان یک شخص سیاسی جالب است،عملکرد دوگانه برخی افراد است. جناب آقای سیگارچی مطلبی در مورد سوزاندن عکس این چند نفر در این شبکه نوشته با عنوان "آقای رضا پهلوی لطفا جواب دهید؟ شما با سوزاندن عکس افراد موافقید؟" و وقتی که این بیانیه به ایشان نشان داده شد و سولاتی مطرح کردم،با تعجب از انتشار کامنت من خودداری میکند.این کامنت من پای این مطلب آقای سیگارچی بود:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    &lt;blockquote&gt;رضا پهلوی اگر میخواهد به عنوان یک سیاست مدار در صحنه باقی بماند باید پاسخگوی سوالات روز باشد.این وظیفه اوست.و این هم اطلاعیۀ دبیرخانۀ رضا پهلوی در مورد شبکۀ تلویزیونی «آریامهر»:&lt;br /&gt;    http://www.rezapahlavi.org/press/?persian&amp;id=325&lt;br /&gt;    بسیار خوب،آقای سیگارچی عزیز؛&lt;br /&gt;    منتظر بیانیه آقایان موسوی ،خاتمی ،کروبی،اصلاحات چیان گرامی در برائت از امام قاتلشان و نمک نپاشیدن بر روی زخم مردم با یاد آوری دائمی “دوران طلایی امام” هم هستیم.در ضمن لطفآ این سولات یکی از هموطن ما را هم از آنها بپرسید:&lt;br /&gt;    “آقای خاتمی لطفا پاسخ دهید..شما با جنایتهای وزیرتان ری شهری موافقید؟ آقای خاتمی لطفا پاسخ دهید..شما با جنایتهای لاجوردی موافقید که اون را شهید مینامید؟ آقای موسوی لطفا پاسخ دهید..شما با جنایت‌های محتشمی پور در زمان نخست وزیریتان موافقید؟ آقای موسوی آیا با کشتارهای دههٔ ۶۰ موافقید؟ آیا با کشتارهای قتلهای زنجیره‌ای موافق بودید یا به صرف در خانه نشستن و نقاشی کشیدن مخالفت خودتون رو ابراز میکردید؟ آقای کروبی..بجز وقتی‌ که حق شما در انتخابات خورده شد با سایر جنایتهای رژیم در زمانی‌ که جزو بالاترین رجل نظام بودید موافقید؟ آیا با سؤ استفاده همسرتان از بنیاد شهید موافقید؟”&lt;br /&gt;    منتظر هستیم.با تشکر.پاینده باشی&lt;br /&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;آن پاراگراف بالایی برگرفته از &lt;a href="http://balatarin.com/permlink/2010/7/28/2136023#c-3479630"&gt;این نظر&lt;/a&gt; هم میهن ماست.&lt;br /&gt;آیا بهتر نیست همه انتقاد را از خودمان آغاز کنیم؟ایشان که از انتشار یک کامنت ناتوان است،اصولا دیگر به چه چیز اعتراض دارد؟من اصولا با دفاع تمام قد از یک شخص سیاسی میانه ای ندارم و هدفم ازاین مطلب دفاع از رضا پهلوی یا چه و چه نیست بلکه آنچه که برای من جالب است &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;آش شوریست که در صدای امریکا با این کارکنانش پخته میشود آنچنان که حتی صدای نمایندگان سنا را هم در آورده&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پا نوشت:&lt;br /&gt;آن نظر من در وبلاگ آقای سیگارچی منتشر شد و آقای سیگارچی در مورد علت تاخیر گفتند که "من هر دو سه روز در میان نظر ها را تایید می کنم" .از ایشان ممنونم و به عنوان یک ژورنالیست حرفه ای همین انتظار هم از ایشان میرفت.آن پرسشهای من هم همچنان به قوت خود باقیست.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4655069017888709583?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4655069017888709583/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4655069017888709583&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4655069017888709583'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4655069017888709583'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/07/blog-post_31.html' title='اطلاعیۀ دبیرخانۀ  رضا پهلوی در مورد شبکۀ تلویزیونی «آریامهر»  و جناب سیگارچی عزیز:آیا بهتر نیست همه انتقاد را از خودمان آغاز کنیم؟'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7885592915913569099</id><published>2010-07-07T06:24:00.000-07:00</published><updated>2010-07-08T07:58:20.838-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='۱۸ تیر ۷۸'/><title type='text'>یادی از سپیده همیشه روشن ۱۸ تیر ۷۸</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;یادی از سپیده همیشه روشن ۱۸ تیر،روز روشنی که نفسهای به شماره افتاده نهال رنجور آزادی مام میهن،با آبیاری سرخترین خونهای روزگار،جانی تازه گرفت.یادی از پاک بازان ساده هم نسلی ام که نه از پرشمار پیران ایدوئولوگ پیش از خود که ایران را تنها آزمایشگاهی برای اثبات سوداهای خود می خواستند،نشانی داشتند و نه به مانند بسی از جوانان پراگماتیک و ماکیاولیستی امروز &lt;a href="http://www.sook.ir/viewnews.aspx?id=4021"&gt;عکس پیر جماران در دست&lt;/a&gt;،شب زده و پریشان،نور را میجویند.آن زمان که مشت گرگ در لباس میش اصلاحات چی،از قهرمانان پوشالی امروزش بسی تهی بود.زمانه ای که هنوز حقیقت گم نشده بود. راهشان پررهرو و زنده تا همیشه تاریخ&lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;یار دبستانی من&lt;br /&gt;    با من و همراه منی&lt;br /&gt;    چوب الف بر سر ما&lt;br /&gt;    بغض من و آه منی&lt;br /&gt;    حک شده اسم من و تو&lt;br /&gt;    رو تن این تخته سیاه&lt;br /&gt;    ترکهٔ بیدادو ستم&lt;br /&gt;    مونده هنوز رو تن ما&lt;br /&gt;    دشت بی فرهنگی ما&lt;br /&gt;    هرزه تمومه علفاش&lt;br /&gt;    خوب، اگه خوب&lt;br /&gt;    بد، اگه بد&lt;br /&gt;    مُرده دلای آدماش&lt;br /&gt;    دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه&lt;br /&gt;    کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه&lt;br /&gt;    یار دبستانی من...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7885592915913569099?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7885592915913569099/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7885592915913569099&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7885592915913569099'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7885592915913569099'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='یادی از سپیده همیشه روشن ۱۸ تیر ۷۸'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-5648201245095920906</id><published>2010-06-23T07:41:00.000-07:00</published><updated>2010-06-23T08:03:47.232-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='&quot;استقلال آزادی جمهوری ایرانی&quot;،&quot;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&quot;'/><title type='text'>پیشینه ای از دو شعار " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" و دو گروه عمده مخالف با آن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;دولتها و ملت های اسراییل و فلسطین درگیر خشونت دوطرفه نابهنجاری گشته اند که شوربختانه دل هر انسان آزاده ای  را به درد می آورد به ویژه آنکه گروههائی تند رو و تروریستی فلسطینی همواره با فراهم کردن سوخت آتش این خشونتها  ادامه آن را تضمین می کنند. گروههایی مخربی که شوربختانه  حمایت های همه جانبه و آشکار جمهوری اسلامی از آنهاهزینه های زیادی برای مردم میهنمان به بر آورده است.از آن سو در لبنان،گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی که گستره فعالیت های نابخردانه شان تنها به حرکت های  تروریستی محدود نبوده بلکه  تا کمک به رژیم جمهوری اسلامی در کشتار و شکنجه و سرکوب هم میهنانمان هم می رسد،آتش این خشونتها را بیشتر دامن میزنند و متقابلا به بروی کار آمدن گروهاهی تند رو و نابخرد مشابه در اسراییل کمک می کنند.شوربختانه در این بخش هم حمایت های آشکار و غیر قانونی جمهوری اسلامی از این گروههای  لبنانی هزینه های زیادی برای مردم میهنمان و ایران به بار آورده است.این هزینه ها که سی سال است بر ما تحمیل میشود و امروز به ویژه در زمانی که ایران ما دست به گریبان فقر و بیکاری و مشکلات کمر شکن است، به اوج رسیده و سبب شده تا مردم در اعتراضات یک سال اخیر شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" را سر دهند شعاری که هرکسی که ذره ای با فضای جامعه آشنا باشد می داند که هدف آن تکذیب محنت و مشقت سایر ملتها توسط ملت محنت دیده ما نبوده بلکه می خواهد تا ضمن پای فشردن بر این حقیقت قدیمی که "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است "،پایان دخالت پر هزینه جمهوری اسلامی در امور فلسطین و لبنان را هم به چشم ببیند(چیزی که از قضا به سود مردم فلسطین و لبنان و اسراییل و همه منطقه هم خواهد بود).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر مردم در برابر معجون تهی از معنی "جمهوری اسلامی"، که امروز بعد از ۳۱ سال براستی دیوی مهیب از آن سر برآورده(چنان که دیر باورترین افراد هم آن را آشکارا به چشم می بینند)، واکنشی نشان داده اند و "جمهوری ایرانی "سر داده اند. نه از آن رو که  ترم و واژه "جمهوری ایرانی" مطابق با آخرین کتابها و مقالات و مطالعات علوم سیاسی و یا دقیقترین نکته سنجیهای علوم اجتماعی است بلکه بدان سبب که آخرین دغدغه حکومت کنونی "جمهوری اسلامی" را "ایران" و "ایرانی" دیده اند و هر چه از او دیده اند، پیگیری اهداف و ایدوئولوژی های ناپاک حکومت "جمهوری اسلامی" بوده و نه ایران و ایرانی.هم از این رو خواستار استقلال و آزادی و داشتن میهنی که به راستی  متعلق به جمهور مردم ایران است (و نه تنها از آن خودیهای هم سفره ای) شده و یکسره در واکنش به "جمهوری اسلامی" شعار "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" سر داده اند که البته اساس حکومت کنونی را زیر سوال می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما بعد؛ یکی از ابزارهای سخن گفتن جمعی(به ویژه وقتی که حزب و روزنامه و مدیا در اختیار نداشته باشید و با حکومتی فاشیستی روبرو باشید،) "شعار" است. در هنگام اعتراضات،هنگامی که در داخل مردم شعارهایی نظیر" استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، دو گروه به شدت با آن مخالفت کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;گروه اول&lt;/span&gt; خود حکومت جمهوری اسلامی بود تا آنجا که &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=uaXpc6GMlD4"&gt;خامنه ای به شدت به آن تاخت&lt;/a&gt; و نصرالله از حزب الله لبنان نیز این شعار را &lt;a href="http://www.iranianuk.com/article.php?id=44600"&gt;دارای اثرات  منفی زیادی برای حزب الله دانست&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;گروه دومی&lt;/span&gt; که به شدت با این دو شعار به مخالفت برخاستند،اصلاح طلبان و نیز آقایان موسوی و کروبی بوده اند تا نجا که آقای موسوی برخلاف آنکه گاهی خود یا اطرافیان ایشان او را "همراه " و نه "رهبر" جنبش سبزمی خوانند ،این بار آشکارا و تمام قد در نقش یک رهبر تمام عیار این دو شعار را ممنوع  دانسته و حتا محدوده و چارچوب شعارها و خواسته های آتی جنبش سبز را با صدور یک بیانیه جدید و با پای فشردن بر جمله ای قدیمی از خمینی یعنی  "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر "مشخص کردند، جمله ای که کمترین میزان سنخیت را با خواسته های غالب مردم و شعاردهندگان داشت. همچنین  آقای کروبی در &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=2lyPHipVKeQ"&gt;بیانیه تصویری که پس از ۱۳ آبان&lt;/a&gt; دادند بیان کردند که یکی از هدفهای ایشان برای همراهی مردم در قسمتی از مسیر این بود که مواظب باشند شعار انحرافی داده نشود(که منظورشان همان شعارهایی نظیر " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" می باشد) &lt;br /&gt;سخنان ا&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096280.php"&gt;فرادی نظیر مهاجرانی هم در این مورد&lt;/a&gt; و نیز &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/7609"&gt;بی ادبیهای آشکار خاتمی در واکنش به این شعار &lt;/a&gt;در آن جمله معروف که "حالا بر فرض کسي و جرياني و گروه کوچکي، غلطي کرده ..." نیز در نوع خود جالب بود.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این  واکنشها از جمله آخرین آن که &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=xcTpmFLlank"&gt;دروغگویی و تحریف آشکار کدیور در مورد این شعار&lt;/a&gt; را نشان میدهد ،آشکار میکند که نخست آنکه با از دست رفتن این شعارها چه عقب گرد بزرگی در حرکت مردم رخ داده و دوم آنکه  با توجه شدت واکنشها به شعار " استقلال آزادی جمهوری ایرانی"و "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" باید این شعار را ورای خطوط قرمز آن دو گروه گفته شده دانست، چیزی که آشکارا در تقابل  با خواست مردم قرار دارد .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-5648201245095920906?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/5648201245095920906/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=5648201245095920906&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5648201245095920906'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5648201245095920906'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/06/blog-post_23.html' title='پیشینه ای از دو شعار &quot; استقلال آزادی جمهوری ایرانی&quot; و &quot;نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران&quot; و دو گروه عمده مخالف با آن'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7511521615427715652</id><published>2010-06-17T05:47:00.000-07:00</published><updated>2010-10-08T09:24:11.898-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خاتمی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دروغ'/><title type='text'>یک سخنرانی از خاتمی: اظهارات عجیب و خلاف واقع محمد خاتمی در مورد لیبرالیسم و نقش خامنه ای و سران نظام در حوادث اخیر و استقبال برخی از دوستان سبز از آن(بخش نخست)</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس «پارلمان‌نیوز»،سخنرانی از محمد خاتمی در ۲۵ خردادماه در دیدار با اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی دیدار منتشر کرد[1] که از آن بسیار  تمجید شد و حتی "انتقاد شدید به حکومت" نام گرفت [2].درباره خاتمی بسیار سخن گفته ام و  نمی خواهم دوباره سخن به درازا بکشد اما حقیقتن این سخنرانی آنچنان سرشار از دروغ و اطلاعات غلط است که گمان کردم باید چند خطی در مورد آن بنویسم.&lt;br /&gt;فرازهایی از این سخنرانی چنین است :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;راهکار این است همه با هم با داوری قاتون اساسی و معیارهایی که امام گفت نه با تفسیرهای نا به جا کار را انجام دهیم، متاسفانه بعد از امام جای قواعد و استثناها عوض شد&lt;/span&gt;!انصاف دهید این دروغ نیست ؟قواعد دوره "امام " آقای خاتمی چه بود و استثناهای امروز چیست؟آیا کشتن مخالف (آن هم به شکل دسته جمعی ) قائده دوره "امام "نبود؟"معیارهایی که امام گفت " چه بود که خاتمی رویای بازگشت به آن دوران را دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- ما افتخار این را داریم که انقلاب ما عرضه کننده یک نظام مردم‌سالار وفادار به معیارهای اسلامی و دینی در جامعه بوده و هست و این جمع بین مردم‌سالاری و دین داری از ابتکارات نظام ما بود و حاصل آن هم جمهوری اسلامی بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آیا اینگونه بود؟ من از این مورد که این انقلاب و جمهوری اسلامی تا چه میزان پایبند "معیارهای اسلامی و دینی" بوده میگذرم اما آیا سر سوزنی مردم‌سالاری در پیشینه این نظام می توان دیدی؟آیا ترکیب ناموفق مردم سالاری و ولایت مطلقه فقیه و حکومت به نام دین از ابتکارات این نظام بوده یا از خطاهای اساسی آن؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- بزرگان کشور و مملکت که دلشان برای امام و انقلاب و خط امام می‌سوزد باید توجه داشته باشند که زیان بزرگ آنجایی متوجه نظام و امام و کشور است که اگر کسی دلش می‌سوزد باید متهم بشود به همه اتهامات، دروغ و تهمت! آزادانه نسبت‌های عجیب و غریب به چهره‌هایی می‌دهند که سر تا پای زندگیشان علاقه‌مندی به انقلاب و ایران و امام بوده است&lt;/span&gt;.در دو جمله هفت بار امام و انقلاب و خط امام و نظام؛پس مردم چه شدند؟اگر کسی دلش تنها برای ایران بسوزد و نه امام و انقلاب و خط امام و نظام چه ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- اگر کسانی مخالف مدیریت موجود در کشور هستند و می‌گویند این مدیریت با معیارهای انقلاب اسلامی و خط امام (ره)سازگار نیست ...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;آقای خاتمی آیا موقعی که ایران (به گمان شما) در خط امام بود ،مشکلات کنونی نبود؟یا چون شما هنوز از دایره قدرت بیرون نیفتاده بودید مشکلی با آن نداشتید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- معتقدیم که اسلامی که امام نماینده آن بود با مردم سالاری سازگار بود&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;چرا دروغ میگویید ؟اسلام ولایت فقیهی خمینی چه تناسبی با مردم سالاری دارد ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;- بنده مطمئنم رهبری و رده‌های بالای مملکت هم این روش‌ها را نمی‌پسندند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;چرا دروغ ؟پس چگونه ممکن است در خیابان مردم مرگ بر خامنه ای سر دهند؟چه کسی در این میانه دروغ میگوید آقای خاتمی؟آیا واقعن همانطور که خاتمی میگوید "رهبری و رده‌های بالای مملکت" (خ.ر و ا.ن و لاریجانی رییس مجلس و لاریجانی رییس قوه قضاییه و رییس سپاه و فیروز آبادی و جنتی و شورای نگهبان و مجلس خبرگان و بسیاری از نمایندگان مجلس یا ...) این روشها را نمی پسندند؟پس دیگر منظور از رده های بالای مملکت چیست ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- این جریان خیلی ساده همه ارزش‌ها و سرمایه‌ها، امام، انقلاب و رهبری را در مسیر هدف خاص بکار می‌گیرد و طوری وانمود می کند که انها تجسم امام، رهبری و اصل انقلاب هستن&lt;/span&gt;آقای خاتمی شما در"رهبری" که مستقیما دستور کشتار میدهد چه "ارزشی" دیدید که مجیز آن را می گویید ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- متاسفانه سبب شده‌اند نسل جوان ما کم کم تردیدهایش نسبت به حادثه معمولی موجود در جامعه را سرایت به اصل نظام بکند و همین مساله زمینه‌ساز سوء استفاده کسانی شود که اصل انقلاب و نظام و ایران را نمی‌خواهند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;چرا متاسفانه؟چرا اصل انقلاب و نظام را به ایران پیوند می زنید و این دو را یکسان می گیرد ؟مردم و ایران و ایرانی و میهن و ... پیش از شما و این نظام و انقلاب بوده اند و همیشه هم خواهند بود.چه تاسفی در این میبینید ؟ این تمامیت خواهی نیست ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- ما نمی‌توانیم با حربه فاشیسم به جنگ لیبرالیسم برویم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;اصلن چرا میخواهید با لیبرالیسم و آزادی بجنگید؟&lt;br /&gt;لیبرالیسم میگوید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Liberalism"&gt;Liberalism (from the Latin liberalis, "of freedom") is the belief in the importance of liberty and equality. Liberals espouse a wide array of views depending on their understanding of these principles, but most liberals support such fundamental ideas as constitutions, liberal democracy, free and fair elections, human rights, free trade, secularism, and the market economy. These ideas are often accepted even among political groups that do not openly profess a liberal ideological orientation.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یا&lt;br /&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85"&gt;لیبرالیسم به آرایه وسیعی از ایده‌ها و تئوری‌های مرتبط دولت اطلاق می‌شود که آزادی شخصی را مهم‌ترین هدف سیاسی می‌داند. لیبرالیسم مدرن در عصر روشنفکری ریشه دارد. به صورت کلی، لیبرالیسم بر حقوق افراد و برابری فرصت تأکید دارد. شاخه‌های مختلف لیبرالیسم ممکن است سیاست‌های متفاوتی را پیشنهاد کنند، اما همه آن‌ها به صورت عمومی توسط چند قاعده متحد هستند، از جمله گسترش آزادی اندیشه و آزادی بیان، محدود کردن قدرت دولت‌ها، نقش قانون، تبادل آزاد ایده‌ها، اقتصاد بازاری یا اقتصاد مختلط و یک سیستم شفاف دولتی. همه لیبرال‌ها -همینطور بعضی از هواداران ایدئولوژی‌های سیاسی دیگر - از چند فرم مختلف دولت که به آن لیبرال دموکراسی اطلاق می‌شود، با انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق یکسان همه شهروندان توسط قانون، حمایت می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;شما با آزادی چه مشکلی دارید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;- فاشیسم از لیبرالیسم بسیار بدتر و خطرناکتر است&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;جز این است که کسی که دم از گفتگوی تمدنها میزد و بعد از 8 سال تکرار لاف "جامعه مدنی" سرانجام گفت مرادش "مدینه النبی" بوده ودر کمال شگفتی در پایان به صراحت خود را "تدارکچی" نظام خواند،هنوز معنای لیبرالیسم را نمیداند؟ و همزمان با رندی پنهان میکند که "رده‌های بالای مملکت" در نظام اسلامی مانند خ.ر و ا.ن و لاریجانی رییس مجلس و رییس قوه قضاییه و رییس سپاه و فیروز آبادی و جنتی و شورای نگهبان و مجلس خبرگان و ...،خود آمران کشتارها و ریشه های محنت ایران ما هستند.&lt;br /&gt;خاتمی تا کنون بارها جملات نابخردانه اینچنی (نظیر "ما نمی‌توانیم با حربه فاشیسم به جنگ لیبرالیسم برویم" یا"فاشیسم از لیبرالیسم بسیار بدتر و خطرناکتر است") گفته که نشان دهنده این است که کسی که به عنوان اندیشمند ترین فرد درون جمهوری اسلامی از او یاد می شود حتی با اساسیترین واژه های سیاسی آشنایی ندارد یا اینکه بدخواه و دورغگو هست و یا هر دو. به عنوان نمونه در جایی میگوید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; اصلاحاتی که ما می‌گوییم، از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری می‌کند.اصلاحات می خواهد شرایطی که باعث استقرار سکولاریسم می شود، به وجود نیاید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;که اوج کم اطلاعی و در عین حال بدخواهی شخصی را نشان میدهد&lt;br /&gt;[3]&lt;br /&gt;آقای خاتمی روزی باید به حق حاکمیت مردم گردن نهید. روزی باید در این مملکت بی دین و دیندار یا بلوچ و کرد و ترک و فارس و ترکمن و لر و ... همه و همه برابر باشند.آنکه آزادی را با فاشیسم یکی میداند اما با جمهوری اسلامی که جان و مال و شرف انسان در آن به هیچ نمی ارزد،مشکلی ندارد و حامی اوست، از مدر انسانیت خارج است.  نفرین همه آزادیخواهان جهان و روانهای پاک میهنم بر اندیشهای مجهز به سلاح و باتوم شما.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;پا نوشته ها :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;۱- این سخنرانی را از &lt;a href="http://www.kaleme.com/1389/03/26/klm-23078"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- برای نمونه لینکهای مربوط به آن یکی پس از دیگری در &lt;a href="http://balatarin.com/topic/2010/6/16/1005274"&gt;بالاترین&lt;/a&gt; آمد،داغ شد ،از آن بسیار تمجید شد ، موضوع داغ زاده شد و کامنت از پی کامنت در  تایید فرستاده شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- &lt;a href="http://www.rahesabz.net/story/7609"&gt;این همان سخنرانی است که خاتمی گستاخانه و بی پروا و آشکار (در اوج جنبش و قیام و محنتهای مردم ) در آن میگوید :&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شعار اصلي "استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي" است&lt;br /&gt;یا&lt;br /&gt;اصل ولايت فقيه که در قانون اساسي است مورد قبول و احترام ماست&lt;br /&gt;یا&lt;br /&gt;حالا بر فرض کسي و جرياني و گروه کوچکي، غلطي کرده و خلافي گفته و ساختارشکني کرده، آيا منصفانه است بهترين دوستداران اسلام، انقلاب و مردم و امام متهم شوند که اين‌ها ضداسلام و ضد نظام‌اند؟ نخير!&lt;br /&gt;یا&lt;br /&gt;موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوري اسلامي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و عجیب آنکه برخی از دوستان سبز از این گفته ها حمایت میکنند&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7511521615427715652?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7511521615427715652/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7511521615427715652&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7511521615427715652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7511521615427715652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='یک سخنرانی از خاتمی: اظهارات عجیب و خلاف واقع محمد خاتمی در مورد لیبرالیسم و نقش خامنه ای و سران نظام در حوادث اخیر و استقبال برخی از دوستان سبز از آن(بخش نخست)'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-5215846472468046720</id><published>2010-05-25T03:33:00.000-07:00</published><updated>2010-05-25T04:50:11.906-07:00</updated><title type='text'>آزار حیوانات را فرو گذاریم  و مهربانی را آوازی نو سر دهیم.</title><content type='html'>براستی آزردن چه کسی را خوشنود می کند؟ بی تردید خوشی و سرمستی خود را در آزار موجودی دیگر دیدن هولناک ترین بیماری است که جز از انسان بر نمی آید. دیر زمانی است که انسان خود را "حیوان متفکر" خوانده و با این لقب خود را از دیگر موجودات زنده جدا ساخته و به افتخار این "تفکر" خود را بر تارک هستی نشانده. اما به راستی اگر بپذیریم که غیر انسان و از جمله حیوانات از آن همه لفظ دهان پرکن جز آزار ندیده اند، از آن تارک نشینی چیزی جز سرافکندگی باقی می ماند تا باز هم به آن ببالیم؟ نمود این تفکر که خود را بواسطه آن از هر چه غیر خود بالاتر و جدا گرفته یم، در کجاست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شوربختانه در عمل این خودبرتر بینی انسان بخاطر دارا بودن "قدرت تفکر" سبب تئوریزه کردن آزار حیوانات به بهانه هایی نظیر جای فراختر برای زندگی، مسکن، خوراک، لذت و ... شده است. انسان امروز تمامی پیچ و خم های این تئوریزه کردن هر خشونت و زشتی را به خوبی آموخته است. هم از این روست که امروز دیگر غورکردن یک سخنران و روشنفکر در ژرف ترین "ارزشهای انسانی" در حالی که کت خزی بر تن و کفش چرم سوسماری در پا دارد و برنامه شکار آخر هفته ای را از قبل تنظیم کرده، چندان ما را به شگفتی وا نمی دارد. پرسش من این است که اگر روان جهان و گواهی تاریخ بر این حقیقت یکتا پای می فشارد که هیچ ستمی تا ابد نمی پاید، پس چه چیز انسان را اینگونه مطمئن ساخته که می تواند اینچنین بر این آزردن حیوانات تا ابد پای بفشارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما بعد; ایران امروز ما چون نوزاد بیتاب سینه مادر، آزادی را می جوید. هر روز چیز تازه ای می آموزیم و به این آموختن بالا می گیریم و بدین امیدم که این بالا و بر روزی آنچنان قوتی بگیرد که کمر دژخیم بد نهاد میهنمان را بشکند و ریشه آن را برای همیشه به در آورد. پس چه نیکوست که این آموختنها سطحی و یک سویه نباشد. از همین امروز طبیعت پیرامونمان را بشناسیم، از آزار حیوانات بی آزار بپرهیزیم، به کودکانمان بیاموزیم که حیوانات نیز با ما در این خاک سهیمند و از ما به سهمشان قانع ترند. ایمان بیاوریم که این پاسداشت موجود زنده ای که تنها تفاوتش در این است که از جنس ما نیست، به پاسداشت هم نوع خودمان می انجامد. آزار حیوانات رافرو گذاریم و مهربانی را آوازی نو سر دهیم .چنین بادا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پا نوشت :&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;این مطلب به دعوت دوست بسیار گرانقدر  &lt;a href="http://roadrunnermd.wordpress.com/2010/05/09/post-53/"&gt;رودرانر&lt;/a&gt; گرامی نوشته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رودرانر گرامی؛کمی   دیر(دیروز) متوجه این دعوت شدم. پس بخاطر کوتاهی نوشته و تاخیر، پوزش میخواهم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-5215846472468046720?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/5215846472468046720/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=5215846472468046720&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5215846472468046720'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/5215846472468046720'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/05/blog-post_25.html' title='آزار حیوانات را فرو گذاریم  و مهربانی را آوازی نو سر دهیم.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4320112299793946687</id><published>2010-05-24T09:36:00.000-07:00</published><updated>2010-07-20T08:32:56.929-07:00</updated><title type='text'>نفسهای به شماره افتاده فرهنگ، طبیعت و زبان مازندران</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.muziboo.com/mazandarani/music/music-mazandarani-khoshroo-aroos-visheh/"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/S_quVSHNSjI/AAAAAAAAAB4/crJWOi9Mofw/s1600/khsdk.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/S_quVSHNSjI/AAAAAAAAAB4/crJWOi9Mofw/s320/khsdk.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5474879977684814386" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردوسی بزرگ در شاهنامه اینچنین خوش می سراید که [1]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به بربط چو بایست بر ساخت رود------------برآورد مازندرانی سرود&lt;br /&gt;که مازندران شهر ما یاد باد---------همیشه بر و بومش آباد باد&lt;br /&gt;که در بوستانش همیشه گلست-------به کوه اندرون لاله و سنبلست&lt;br /&gt;هوا خوشگوار و زمین پرنگار---- نه گرم و نه سرد و همیشه بهار&lt;br /&gt;نوازنده بلبل به باغ اندرون--------گرازنده آهو به راغ اندرون&lt;br /&gt;همیشه بیاساید از خفت و خوی-------همه ساله هرجای رنگست و بوی&lt;br /&gt;گلابست گویی به جویش روان---------همی شاد گردد ز بویش روان&lt;br /&gt;دی و بهمن و آذر و فرودین--------همیشه پر از لاله بینی زمین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسوس و ندامت که می رود تا از آن خوشگواری هوا و آن پرنگاری زمین، بزیر چکمه های ناپاک آز و بی لیاقتی زمامداران، برهوتی بیش نماند. نه امیری مانده که  دادی بستاند و نه دادی مانده که از گلویی به در آید. با خیانت و  ظلم آشکار جمهوری اسلامی می رود تا هفت بند لـله وای موسیقی مازندران از هم گشوده گردد [2]و تمام دلدادگیهای طالبا و لالایی های نجما رو به سوی خاموشی گذارد[3]،سیلی بیکفایتی  مسوولان  به زیر گوش فرهنگ مازندران پیاپی نو به نو می شود،"داغ بپلاس گل پلاستیکی" بروی طاقچه های خانه های مازندران آتش به جان هر دوستدار افرا و تجن و هراز می زند و زبان این آخرین سنگر می رود تا پامال بد اندیشان گردد[4].&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کدام نادانی با نابودی خرده فرهنگهای درخشان یک کشور چیزی بهتر از ان را بنا کرده؟ این چه دیوانگی افسار گسیخته ای است که قلب مازندران، شهر دماوند یادگاری آز آن "دیو سپید پای در بند"، فیروزکوه سربلند ،گدوک و ... را از کالبد عزیز تر از جان مازندران به در می آورد و آن را به دیگران پیوند میزند؟ این چه دستی است که سیری ناپذیر،هر روز تکه جدیدی از این خاک خسته را به استانهای همجوار(که در جای خود عزیزند،) واگذار می کند؟  چه خیره سری بزرگی است که تنها در سی سال نیمی از جنگلهای "شمال"  پرغرور و سرسبز را نابود کرده و از صدها کیلومتر خط ساحلی مازندران تنها درصدی را برای صاحبان واقعی آن، یعنی مردم میهنمان باقی گذاشته؟ این چه حسرت حقیری است که صدا و سیمای ضد ملی و به اصطلاح استانی رژیم منفور جمهوری اسلامی بر دل هر مازندرانی گذارده تا مگر گاهی آهنگی از موسیقی فاخر مازندران پخش کند؟ امروز از شهر ها گذشته، در دل برخی روستاهای مازندران، کودکانی زبان مازندرانی نمی دانند.چرا نباید فرزندان ما هیچ جایی برای آموختن زبان پدری خود که از پس قرنها و زیر حمله های دژخیمانی بیفرهنگ و با چنگ و دندان جان به در برده و  به آنها رسیده، داشته باشند ؟جمهوری اسلامی با این خواسته برحق و بسیاری خواسته های بجای دیگر چه مشکلی دارد؟چرا چرا و چرا ‎؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مازندران را در یابیم که امروز نفس زبان،فرهنگ، طبیعت و همه داشته های  مازندران به سختی به شماره افتاده است و به راستی که این دریافتن با همراهی و همدلی  بیشتر و بیشتر با مردم خسته میهنمان در مبارزه با دشمن مشترکی بنام رژیم بیکفایت جمهوری اسلامی، تبلور می یابد. چنین بادا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پا نوشت و منابع :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;[1] http://shahnameh.recent.ir/default.aspx?item=119&lt;br /&gt;[2] یکی از ابزارهای موسیقی مازندران که شبیه نی هست&lt;br /&gt;[3] امیری و طالبا و نجما نامهای گونه هایی از آوازهای مازندرانی هستند  &lt;br /&gt;[4] بخشی از یکی  اشعار کیوس گوران شاعر مازندرانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عکس از سواد کوه مازندران میباشد.آهنگ گل ونوشه از &lt;a href="http://mzn.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%B1%D9%88"&gt;ابوالحسن خوشرو&lt;/a&gt; در مورد سوادکوه رااز &lt;a href="http://www.muziboo.com/mazandarani/music/music-mazandarani-khoshroo-sevadkooh/"&gt;اینجا&lt;/a&gt; بشنوید .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4320112299793946687?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4320112299793946687/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4320112299793946687&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4320112299793946687'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4320112299793946687'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/05/blog-post_24.html' title='نفسهای به شماره افتاده فرهنگ، طبیعت و زبان مازندران'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_t0uQhmmSVAc/S_quVSHNSjI/AAAAAAAAAB4/crJWOi9Mofw/s72-c/khsdk.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-1982316865526618803</id><published>2010-05-19T06:10:00.000-07:00</published><updated>2010-05-19T10:16:10.935-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توهین'/><title type='text'>"آیا به راستی من به تو توهین کرده ام؟" : هفت مثال برای سنجش مفهوم "سخن توهین آمیز"</title><content type='html'>فراوان پیش می آید  که در گفتگو های اجتماعی، سیاسی،مذهبی و یا مانند آن، هر کدام از دو سوی گفتگو بر این گمانند که جمع روبرو توهینی به آنها روا داشته و سخن توهین آمیزی گفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رخنه نکردن فرهنگ گفتگو در جان ما و برداشت "توهین آمیز" بودن از هر جمله و واژگانی داشتن، ما را از رسیدن به یک زبان مشترک برای گفتگو و نقد خود و در آخر پیشرفت و شکوفایی باز میدارد و سر انجام یا ناامید، از دنبال کردن بحث صرف نظر می کنیم و یا آنکه درگیر چرخه ای از بد دهانی و درشت کلامی و گاهی هم درگیری و خشونت میشویم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جدا از بحث ژرفی که میتوان درباره روش گفتمان،چیستی عقیده،ریشه های توهین، روش های برخورد با آن و ... داشت، آیا تا کانون با خود اندیشیده ایم که توهین به راستی چیست و چگونه سخنی را می توان توهین آمیز دانست؟ نگارنده جامعه شناس، فیلسوف و یا روان شناس نیست و از اینرو شاید نوشته پیش رو از نظر متخصصین بسیار ابتدایی به نظر آید اما بر این گمانم که اگر ما رای و اندیشه خود را در این باره بنویسیم، دست کم جامعه شناسان این اقبال را خواهند دشت که با رجوع به این اندیشه ها،کژیهای آنها را در یابند و در پی اصلاح آن بر آیند. پس امیدوارم دوستانی که دانشی در این زمینه دارند، مرا بی بهره از رایشان نگذارند و مطالبی که از قلم افتاده گوشزد نمایند.این نوشته کوتاه و همراه با مثالهای ساده و روشن به دسته بندی برخی مفاهیم می پردازد. پیشاپیش از به کار بردن برخی کلمات(که گریزی از بکار بستنشان نبوده)، پوزش می خواهم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز یا غیر توهین آمیز ؟!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال یک : گل رز،چرند ترین گل جهان است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;برخورد شما با این جمله و برداشت شما از آن چیست‎؟ به گمان من این جمله با آنکه در بر گیرنده واژگانی درشت و ضمخت است،اما به هیچ روی &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز نیست&lt;/span&gt;. زیرا برای گل رز هیچ گونه شخصیت حقیقی و حقوقی قائل نیستم. هرچند نویسنده با بیانی نرمتر می تواند همین نظر و عقیده خود را بزبان بیاورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال دو:این نظر که گل رز گل چرندی هست،چرند است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این جمله نیز به گمان من همانند همتای پیشین خود و به همان دلیل گفته شده،&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز نیست&lt;/span&gt;.شایسته است که اشاره کنیم که در هر دو مثال پیشین، نویسنده با بکار بستان واژگانی بهتر و سخنی استوار تر، می تواند به بیان نرمتری برسد.برای نمونه یک راه میتواند جایگزینی واژه "چرند" در دو مثال پیشین با واژه "نازیبا" باشد که به گمانم بیانی در اوج  نرمی و نیکی(ولی نه لزومن درست) ، پدید می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دقیقی که در این میانه باقی می ماند این است که هر چند به کار نبستن واژگان درشت (مانند واژه "چرند " در دو مثال پیشین) ، بسیار پسندیده تر است اما متن و فضایی که چنان واژگانی در آن به کار رفته را نیز نباید از نظر دور داشت چه آنکه برای نمونه در جامعه ای که همه مردم از سوی قدرت حاکم ناچار به خرید و بوییدن و نگهداری گل رز هستند، از شنیدن واژه ای این چنین نباید حتا تعبیر "واژگان درشت " داشت و رنجید بلکه چاره آن است که مشامها را در بوییدن آنچه مایلند،آزاد بگذریم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال سه:همه آدمهایی که گل رز را دوست دارند،چرند هستند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این جمله را بخاطر واژگان ان &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز میدانم&lt;/span&gt; زیرا روی سخن آن با انسانهایی با شخصیت حقیقی و حقوقی است که به مانند گوینده این مثال نمی اندیشند.اما این جمله با "جایگزینی واژگان" قابل اصلاح است. نظیر جایگزینی "چرند" با "نا آگاه " در مثال چهار.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال چهار:همه آدمهایی که گل رز را دوست دارند،نا آگاه هستند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این جمله به گمان من به هیچ روی &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز نیست&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;جایگزینی واژگان و افزودن قیود برای زدودن توهین همواره امکان پذیر نیست برای نمونه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال پنج:  برخی از آدمهایی که گل رز را دوست دارند،چرند هستند. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هنوز &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;توهین آمیز است&lt;/span&gt; هرچند قید  "برخی " را هم به آن افزوده باشیم. گوینده نمی تواند مدعی باشد که با آوردن برخی به جای همه گره را گشوده زیرا با کاستن "برخی از آدمهایی که گل رز را دوست دارند" از "همه آدمهایی که گل رز را دوست دارند"، باز هم گروهی از افراد بدست می اید که "گل رز را دوست دارند" و گوینده نیز "دوست داشتن گل رز" را با چرند بودن آدمی یکی گرفته و "دوست داشتن گل رز" را سبب چرند شدن می داند! پس مثال پنج تفاوتی با مثال سه ندارد و از این رو آوردن قید برخی کمکی به پاک کردن توهین در مثال  پنج نخواهد کرد. ( اگر گوینده نمی خواسته "دوست داشتن گل رز" را با "چرند بودن" یکی بگیرد، دیگر پیش فرض "برخی از آدمهایی که گل رز را دوست دارند" نادرست است.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جایگزینی واژگان به گمان من بسیار ظریف بوده و نیاز به چیرگی بر معانی واژگان دارد و از اینرو جا دارد که در صورت امکان از راه دیگری استفاده شود چه آنکه گاهی سخن آنچنان اساس نادرستی دارد که چنین داد و ستدی با سخن توهین آمیز ممکن نیست.برای نمونه در مثال زیر: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال شش :آدمهایی که گل رز را دوست دارند،مادرانی بدکاره دارند . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایه سخن آنچنان نادرست است که با جایگزینی  مانند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مثال هفت  :آدمهایی که گل رز را دوست دارند،مادرانی نا آگاه  دارند . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هم مشکلی گشوده نمی شود و &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;هر دو مثال شش و هفت  به گونه ای توهین آمیز هستند&lt;/span&gt;. زیرا در هر دو مثال ، روی سخن گوینده با گروهی است که همگی شخصیتی معلوم و معین دارند ("آدمهایی که گل رز را دوست دارند")، اما در کمال شگفتی نتیجه گیری در مورد گروه دیگر (مادران دسته نخست) است و از این رو به هیچ روی این سخن راست نمی گردد و توهین از آن زدوده نمی شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چکیده کلام آنکه بر پایه آنچه که گفته شد، نگارنده بر این گمان است که بسیاری از جملات و سخن هایی که هر روزه از شنیدن آن برداشت های توهین آمیز می کنیم، خشمگین می شویم ودر  پاسخ جمله ای خشن، درشت و این بار به راستی توهین آمیز به کار می گیریم، تهی از توهین بوده و تنها مخالف رای و نظر ما هستند. چنان چه هر هفت مثال گفته شده مخالف نظر من هستند اما تنها برخی از آنها توهین آمیز بوده اند. پس چاره کار آن است که گفتار، پندار و منطق خود در سخن را قوت بخشیم نه آنکه دیگری را سرکوب کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پا نوشت:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوشته بسیار کوتاه پیش رو تنها نظرات  نگارنده است و از این رو از رفرنسی استفاده نشده.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-1982316865526618803?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/1982316865526618803/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=1982316865526618803&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1982316865526618803'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/1982316865526618803'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/05/blog-post_19.html' title='&quot;آیا به راستی من به تو توهین کرده ام؟&quot; : هفت مثال برای سنجش مفهوم &quot;سخن توهین آمیز&quot;'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-9212750174330023495</id><published>2010-05-17T07:02:00.000-07:00</published><updated>2010-05-17T07:30:27.067-07:00</updated><title type='text'>سخن یک هم میهن با خانواده های بسیجیان،سپاهیان، دینکاران ، قضات بی دادگاه ها ، شکنجه گران و اعدام کنندگان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در درازای  تاریخ بی گفت و گو و استوار بر جای ایستاده، این است که ستم و بدکاری و سرکوب مردم تا ابد نمی پاید و بر خواهد افتاد. خواه این بر افتادن به دست  خود مردم باشد، خواه بخاطر پدیدار گشتن چرخه ای از شرارت  که صاحبان خود را هم تنگ در برمی گیرد و با کشمکش بر سر پول، قدرت، شهرت و ترس از سایه سیاه جنایت از درون سبب واپاشی آنان می گردد.هم از این روست که ایران امروز ما نیز رو به سوی یک برخورد سرنوشت ساز در آینده نزدیک دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما این داستان مکرر تاریخ درسهایی شگفت هم دارد. آنجا که کار ستم بالا می گیرد، بند ها به استخوان و خستگی گرده ها به نهایت می رسد، استیصال  اوج می گیرد و سر انجام شورش و عصیان و انقلابی پدید می اید،شوربختانه  تنها گروه  گروه شمشیرهای  خشم است که از نیام منطق به در می آیند و به سوهان شور و هیجان آخته میگردند و آرام نمی گیرند و به جای خویش باز نمی گردند تا سیراب گردند. کار نباید بدان جا رسد که اگر رسد انتظار بال گشودن مرغ منطق در آسمانی پر از دود خرمنهای سوخته صبر مردم در آتش خشم ، بسی بیهوده می نماید و شگفت نخواهد بود اگر  دسته دسته   خشک و تر در کنار هم بسوزند و در این میانه بجز سران و گردانندگان اصلی رژیم، هماره خانواده ها و وابستگان و منتسبین به حکومت جور و ستم مستعد ترین و محتمل ترین دسته ها برای این شعله های خشم هستند که این آتشی که زبانه  میکشد،  تر را نیز به خوبی خشک می سوزاند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز پیش از رسیدن  بدان نقطه بی بازگشت، که با شتابی شگفت رو به سوی آن داریم، به عنوان یک هم میهن با خانواده های بسیجیان،سپاهیان،آخوند و دینکار، باتوم بدستان، قضات بی دادگاه ها ، بخشی از نیروی انتظامی که دست در خون دارد، پایوران رژیم، شکنجه گران و اعدام کنندگان میخواهم  که از آنان دوری بجویند که فردا بسیار دیر  خواهد بود. نانی که بر سر سفره شماست به خون پاک بهترین فرزندان این میهن آغشته است. امروز با انتخابی شاید سخت اما نیک سرانجام، از دستان خونین برادر و پدر خود دوری بجویید که بد بختانه فردا داشتن انتظار نهایت تدبیر و عدل از مردمی خسته که چیزی برایشان نمانده تا آن را هم به پدران  وبرادران شما ببازند، بسی عبث  است و شگفت نیست اگر شما نیز به سختی همپای آنان بسوزید و شعله ای از این آتش به کوچک و بزرگ و زن  و فرزند این قاتلین هم برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; تاریخ بشری و پیشینه این مردم گواهی میدهد که اگر امروز این چنین کنید و اینگونه با مردم هم داستان گردید، فردا بدان سهمگینی نخواهد بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-9212750174330023495?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/9212750174330023495/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=9212750174330023495&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/9212750174330023495'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/9212750174330023495'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='سخن یک هم میهن با خانواده های بسیجیان،سپاهیان، دینکاران ، قضات بی دادگاه ها ، شکنجه گران و اعدام کنندگان'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7405106451807212815</id><published>2010-03-29T13:43:00.000-07:00</published><updated>2010-03-30T05:51:24.309-07:00</updated><title type='text'>دل نوشته</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;امروز نزدیک به بیست بهار است که تلاجن رقص ناموزون خزان و گونه گون سیلی های روزگار به گونه های کودکانی که این روزها دیگر بالا گرفته اند را می نگرند.گاهی کمتر به یادت بودیم گاهی هم به تمامی  تو را بودیم.اما به یقین می دانم که می دانی قلبمان از داغ فراق تو و شعله یاد تو تا همیشه گرما می گیرد.قدردان توام تا همیشه؛تویی که در دل خستگیهایت بالیدم بابا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو را من چشم در راهم شباهنگام&lt;br /&gt;که می گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهی&lt;br /&gt;وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم&lt;br /&gt;تو را من چشم در راهم.&lt;br /&gt;شبا هنگام،در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند&lt;br /&gt;در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دام.&lt;br /&gt;گرم ياد آوری يا نه ، من از يادت نمی کاهم.&lt;br /&gt;تو را من چشم در راهم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.backupflow.com/song/4073.htm"&gt;این است رسم زمانه  &lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7405106451807212815?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7405106451807212815/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7405106451807212815&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7405106451807212815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7405106451807212815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_3661.html' title='دل نوشته'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-2407993421257799948</id><published>2010-03-29T06:56:00.000-07:00</published><updated>2010-03-30T06:17:38.914-07:00</updated><title type='text'>جنبش سبز و گروه های درون آن؛ایده ها و چالشها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسایل پیش روی جنبش سبز همان مسایل درون جامعه ایران است. هم از این روست که هر روز این جنبش با مساله و پدیده جدیدی مواجه است که ناگزیر باید موضعی در مورد آن اتخاذ کند و چاره جویی نماید(جدید ترین آن قضیه کاسپین ماکان و ۱۳ فروردین است.) اما همواره در مورد مسایل پیش رو با موضع گیریها و تحلیلهای متفاوتی روبرو هستیم (بالذات نکته خوبییست) که در اکثر موارد  به اختلاف نظر های جدی می انجامد.این جهت گیریها(به گمان من)، با در نظر گرفتن همه کم و کاستیها و همه تقریبهایی که می توان داشت،کم و بیش در دو گروه کلی می گنجد[1]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;گروه نخست:&lt;/span&gt;افرادی که معتقدند که حرکت و اعتراضات اخیر مردم ایران تنها به خاطر انتخابات سال گذشته به وجود آماده و لذا اهداف آن هم تماما (یا دست کم با تقریب بالایی) محدود به آرمانهای جنبش سبز هست[2] و این حرکت هم رهبرانی چون موسوی و کروبی دارد و لذا آنها که خود را جزئی از این حرکت میدانند، میتوانند در چارچوب و فریم تعریف شده رهبران این جنبش حرکت، انتقاد، سخن رانی، راهپیمایی و .. کنند و حرکتهای خارج از این چارچوب و دور از بیانیه ها و اهداف رهبران این حرکت مقبول نیست.(نظیر جدایی نهاد دین از حکومت یا تغییر رژیم یا به رسمیت شناختن غیر خودیها نظیر مخالف جمهوری اسلامی ،مخالف خمینی ،مخالف رهبران حرکت سبز،مخالف برخی اصلاح طلبانی که سابقه تاریکی دارند،بی دین,لاییک, بهایی,سلطنت طلب,کمونیست,مجاهدین و  .... )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;گروه دوم:&lt;/span&gt; افرادی که معتقدند که جنبش سبز  زاییده اعتراضات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... مردم ایران است و این جنبش نوک کوهی است قدیمی که از پس سالیان و در پی انتخابات اخیر از دل ایران سر بر آورده است و همه خواسته های آن با خواسته های افراد گروه نخست هم پوشانی ندارد .این جنبش رهبری ندارد و آرمانهای آن برخلاف آنچه که افرادی در درون گروه نخست گاهی بیان میدارند،با برخی از اساسی ترین ریشه های نظام جمهوری اسلامی مانند جدایی دین و حکومت در تضاد جدی قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان نگارنده این مشکلات و بحثها و جدلها بیش ازان که به خاطر وجود این دو گروه باشد،ناشی از رفت و آمد عده ای بین این دو گروه است یعنی آنهایی که می خواهند در آن واحد جزو هر ۲ دسته باشند و برای اینکار متوسل به دلایلی عجیب میشوند(و  شوربختانه خواسته یا ناخواسته، به گونه ای دو رویی می ورزند)و سبب تیرگی و مبهم شدن فضای جامعه و سردر گمی مخاطبان میشوند.مسائل و سوالاتی در قبال واکنش این دو گروه به ذهن میرسد که در ادامه آنها را با شما در میان نهاده ام(پیش از آن تاکید میکنم که احتمال اشتباه در برداشتهای خودم را هم می دهم). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سوالاتی از گروه نخست: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;- اهداف جنبش سبز چیست؟ آیا میتوان گفت که این جریان تنها به خاطر تقلب های انتخاباتی ایجاد شده است و رهبران این حرکت آقایان موسوی و کروبی و خاتمی هستند ؟ در این صورت آیا میتوان نتیجه گرفت که هدف اصلی این حرکت جایگزینی احمدی نژاد با موسوی است؟چرا این افراد در دوره های پیش (و با محرز بودن تقلب) نتوانستند کسری از این میزان مردم را به خیابان بیاورند؟تعریف رهبر و رهبری چیست ؟[3]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خطوط قرمز جنبش سبز چیست؟ آیا خواسته های آقایان موسوی و کروبی و خاتمی خطوط قرمز این جنبش هستند؟آیا گزاره هایی نظیر جدایی نهاد دین از حکومت، تغییر رژیم در صورت عدم تمکین به خواسته های جنبش سبز یا به رسمیت شناختن غیر خودیها با دیدگاههای این افراد همخوانی دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-سبز کیست؟معیار چیست و کیست و چه کسانی آنرا تعیین میکنند؟میزان انعطاف جنبش سبز در مقابل ورود و خروج افراد به /از آن چقدر است؟در تابستان گذشته ایران فرزندان زیادی را از دست داد.آیا قاتلین این جوانان میتوانند سبز باشند؟افرادی که شخصا "ندا" یی را خاموش نکردند، اما در مقیاسی بزرگتر آمرین و رهبران این قاتلین بودند چه(مانند خ.ر و ا.ن )؟ مفهومی که سبب پرورش این آمرین و رهبران بوده اند را چه(مانند اسلام حکومتی و ولایت فقیه)؟شخصی که سرچشمه این چارچوب و نظام است و با خشونت تمام این مفاهیم را مستقر کرده و تسلسل وار سبب ایجاد نظامی این چنین،رهبرانی از این دست و قاتلینی این چنین شده است را چه(خمینی)؟خمینی را هم میتوانیم سبز بنامیم؟اگر آری داعیه اصلی نیروها و حرکت سبز برای برتری بر سرخ و سیاه و ... چیست و علت اینکه این جریان خود را ناشی از خواست مردم و مشروع میداند چیست؟و اگر نه، این "نه" را در عمل چگونه نشان میدهد؟ آقایان موسوی و کروبی و خاتمی تا چه میزان با این "نه " هم گام هستند ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-در هنگام اعتراضات اخیر،هنگامی که در داخل گروههایی شعارهایی نظیر" استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، به شدت مخالفت شد.این مخالفت توأما و همزمان از طرف رهبران حرکت سبز (از نظر گروه اول) [4] و جمهوری اسلامی بود.تا آنجا که خ.ر [5] و نصرالله از حزب الله لبنان[6] نیز حرفهای  جالبی در مورد این دو شعار گفته اند که نشان می دهد با از دست رفتن این شعارها چه عقب گرد عظیمی در حرکت مردم رخ داده.همچنین در خارج از ایران به کسانی که خواهان تغییر رژیم یا حمل نماد هایشان بودند اعتراض داشتید. تمام دلیل و گفته شما این بود که "آرمانها و شعارهای افراطی این افراد و گروهها در داخل و خارج تناسبی با آرمانها و خواسته های حرکت سبز،افراد درون آن و رهبران آن ندارد و لذا کسی نمیتواند سبز باشد اما در عمل خواسته های حرکت سبز که حرکتی در درون جمهوری اسلامی هست را نادیده بگیرد."&lt;br /&gt;اما سوال من در اینجا این است که در حالی که به شدت بر این پا می فشارید که هر کس باید شعار های خود را دهد چگونه نماد حرکت سبز خود را کسی کرده ید که به رهبران شما یا جمهوری اسلامی رای نداد(ندا)؟چرا در حالی که به دیگران هشدار می دهید که حرکت شما را به نفع خودشان مصادره نکنند،خود خون جانباختگان اخیر را به نفع آرمانهای امام مصادره می کنید؟چرا از گرده های خسته مردم باز هم سواری گرفتید؟ چرا رهبران شما و شما از روز نخست به دهها نفری که کشته شده اند،صدها نفری که شکنجه شده اند یا مورد تجاوز قرار گرفته اند و هزاران نفری که زندانی شده اند، نگفته اند که” ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند. [7]” چرا پیش از این نگفته بودید  که “اصلاحاتی که ما می‌گوییم، از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری می‌کند[8]” &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا پیش از این نگفته بودید  که این حرکت بنا بر ادعای راهبرانتان تنها مخصوص فداییان و عاشقان خمینی هست[9]؟ به راستی مردم به خاطر زنده کردن افکار و اندیشه هایی اینچنین به خیابانها آمده اند( نظیر سخنان آقایان موسوی و کروبی و صانعی درباره خمینی[10])؟اگر نه پس این تناقض در طرز فکر و عمل و گفتارتان نشانه چیست؟چرا واکنشی نشان نمی دهید؟ چرا طرفداری از کسی را با حل و ذوب شدن شدن در او یکی گرفته ید؟آیا گوشزد کردن و اصلاح نظرات اشتباه کسی را خدمت به او نمی دانید؟نمی توان از این همراهی موسوی و کروبی با مردم استقبال کرد،پشتیبان آنها تا زمانی که پشتیبان مردم هستند بود، اما در عین حال مستقل ماند و تحلیل کرد و اشتباهات را گفت؟تا کنون چند گام در این مسیر بر داشته ایم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;سوالاتی از گروه دوم :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در میان گروه دوم عده ای هستند که همواره در توجیه هر عمل و وصله ناجوری جملات قالبی نظیر "مقطع حساس کنونی زمان مناسبی برای طرح این خواسته ها نیست" را بر لب دارند تا آنجا که حتا گاهی سرشار از  شور و  احساس (به راست یا دروغ) بیان میکنند که هر چند خواهان بازگشت به آرمانهای امام نیستند اما " استراتژی" و "مصلحت"  اینگونه حکم می کند[11].اما باید گفت استراتژی به مثابه "نقشه ها و ابزارهایی که برای رسیدن به یک هدف خاص " به کار می گیریم، نمیتواند خود دشمن آن هدف باشد و آن ابزارها و نقشه ها هم نمیتوانند هرچیزی ناصوابی باشند. استراتژی به کلی با دورویی متفاوت هست. استراتژی ارتباطی با روزمرگی و فرو کاستن خواسته های به حق مردم ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نسبت دادان ادعاهای خود به موسوی و کروبی(نظیر اینکه آنها در واقع موافق امام و جمهوری اسلامی و خودی و غیر خودی و .. نیستند بلکه به عنوان بهانه و سپر بلا از این موارد استفاده میکنند در حالی که این ادعاها هرگز و هرگز ما به ازای خارجی و واقعی ندارد)و تنیدن تاری از خیالات خود دور این اوهام و ساختن یک استراتژی بر اساس موارد بی اساسی چون این، سرانجام نامبارکی خواهد داشت که تنها یکی از آنها هدر دادان خونهای ریخته شده و دادان هزینه های پوچ بیشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مگر به قدرت مردم،روشنی حقیقت و راه خود یقین ندارید؟ما در این کشور به اندازه کافی انسان سیاسی کار داریم و نیازی به تزریق این سیاه بازی به بدنه جامعه نیست . جمیعت ایران بسیار جوان است و به راحتی تحت تاثیر نوشته ها و احساسات قرار میگیرد. بپذیریم که اگر با نوشته های ما جوانی به خیابان بیاید و خونش چهره را بپوشاند و ندایش بخاموشی بگراید، مسول خواهید بود؛ خاصه اینکه اگر این دورویی ها که به اسم استراتژی به خورد او داده ید سرانجام به جمهوری اسلامی ورژن ۱.۱ ختم گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پشتیبان حرکت سبز مردممان باشید، بر گونه و بازوی جوانی که زیر باتوم حق را فریاد میزند بوسه زنید و در عین حال بدانید که  بیان خواسته های خود به طور گویا نه تنها تضعیف نهال جنبش سبز نیست، بلکه تکیه و کمکی برای این نهال است مگر اینکه بخواهیم این جنبش را تنها به یک نوع دیدگاه فرو بکاهیم و سپس همه را ملزم به پیروی از آن کنیم.که بله در آنصورت نداشتن "وحدت کلمه "و "پیرو مطلق نبودن" و "ذوب" نشدن ،تضعیف خواهد بود. &lt;br /&gt;هیچ نیازی به این استراتژی نیست .حرف خود را بگوییم جنبش سبز را در نظرمان به یک برداشت و یک شخص و هر مفهوم "یک دست "فرونکاهیم تا مجبور باشیم برای حفظ اتحاد به خود سانسوری، بیان خواسته ها را به زمانی دیرتر حواله دادن،چند پهلو و تفسیر بردار سخن گفتن و سرانجام در آینده نزدیک صرف نظر از آرمانمان روی آوریم. هر کس و هر گروه حرف خود را بزند تا مردم به دور از سرگردانی تصمیم بگیرند که کدام را میخواهند. به بهانه اتحاد نباید به هر چیزی تن داد.زیرا که اتحاد با هر چیزی و هر کسی سر انجامی نخواهد داشت و سر انجام این اتحاد دروغین ما را مجبور به عبور از هدفها و تکرار تجربه های پیشین، البته با هزینه هایی صد چندان میکنند.این صدا همواره باید شفاف شنیده شود.باید روزی بیاید که در این مملکت بی دین و دیندار یا بلوچ و کرد و ترک و فارس و ترکمن و لر و ... همه و همه خودی باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;منابع و پا نوشته ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تذکر :&lt;br /&gt;در نوشتن این مقاله از نوشته های پیشین  همین وبلاگ (با جرح او تعدیل هایی) هم استفاده شده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[1] در این تقسیم بندی نیروهای آشکار درون حکومت نظیرسپاه ، بسیج , خ.ر ,  ا.ن و ... در نظر گرفته نشده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[2]به عنوان مثال آقای کروبی می گویند:&lt;br /&gt;"اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال آن مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرد اهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند ."&lt;br /&gt;و نیز گفته اند: سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقيد به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند&lt;br /&gt;جريان اصلاحات خط خود را از مخالفان با اصل نظام جدا می‌داند&lt;br /&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096274.php&lt;br /&gt;و آقای موسوی روی جمله معروف "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر "پای فشردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیانیه مشارکت: تمامی آنانی که سر در گرو جنبش سبز دارند باید نسبت به جغرافیای سیاسی و شرایط حادث هشیار بوده و همچنان به مقاومت مسالمت آمیز و قانونی خود برای پیگیری خواست اصلی جنبش که همان تحقق آرمان امام و انقلاب اسلامی است، یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی و میزان بودن رای و نظر مردم در اداره امور کشور ادامه دهند. جبهه مشارکت ایران اسلامی بار دیگر بر هویت خط امامی خود تاکید کرده و اعلام می دارد که افتخار ما وفاداری به اندیشه و آرمانهای والای امام و انقلاب اسلامی است . http://norooznews.info/news/15557.php&lt;br /&gt;-زهرا رهنورد نیز می گوید که جنبش سبز از دل اندیشه‌های امام بیرون آمده است. http://www.parlemannews.ir/?n=6231&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[3]&lt;br /&gt;مردم جلوتر از نخبگان;صادق زيبا کلام&lt;br /&gt;http://www.etemaad.ir/Released/88-05-21/166.htm#155251&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[4]&lt;br /&gt;متاسفانه آقای موسوی در برابر این شعاربر روی جمله معروف "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر "پای فشردند و آقای کروبی در بیانیه تصویری که پس از ۱۳ آبان دادند بیان کردند که یکی از هدفهای ایشان برای همراهی مردم در قسمتی از مسیر این بود که مواظب باشند شعار انحرافی داده نشود(که منظورشان همان شعارهایی نظیر " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" می باشد) http://www.youtube.com/watch?v=2lyPHipVKeQ&lt;br /&gt;افاضات افرادی نظیر مهاجرانی هم در این مورد جالب است http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096280.php&lt;br /&gt;بطور کلی با توجه شدت واکنشها به شعار " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" باید این شعار را باید ورای خطوط قرمز حرکت سبز دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[5]http://www.youtube.com/watch?v=uaXpc6GMlD4&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[6]http://www.iranianuk.com/article.php?id=44600&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[7]http://www.mowjcamp.org/article/id/38585&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[8]http://www.rahesabz.net/story/7609&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[9]http://www.moje-sabz.com/?p=683&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[10]&lt;br /&gt;-حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند- اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی‌هائی نمی‌زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می‌ورزند و حاضرند برای آرمان‌های امام جان‌فشانی کنند.- درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم. از رسانه‌های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است به‌هیچوجه قابل قبول نیست. http://aftabnews.ir/vdcba5b9.rhbfapiuur.html&lt;br /&gt;همچنین آقای کروبی-شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال آن مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند .-امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي آن بودند .-جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان آن معرفي مي كند. http://www.autnews.es/node/108&lt;br /&gt;آقای صانعی :- دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند. http://www.noandish.com/com.php?id=36240&lt;br /&gt;سوال من اینجاست که شما که برای آتش زدن عکس کسی نوحه سر میدهید که ریشه این شکنجه و قتلهاست چرا چنین حقی را برای جمهوری اسلامی قائل نیستید که خود را محدود به عکس نکند و پیرو راه و طرز عمل این فرد باشد و از همه ابزارها نظیر کشتن مخالفان در خیابانها یا کنج زندانها استفاده کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[11] نظیر”ما ميرحسيني هستيم، عشق خميني هستيم"     &lt;br /&gt;http://baztabonline.com/Default,fa-IR,BaztabOnline,Content,NewsDetail,Key,32020.aspx&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-2407993421257799948?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/2407993421257799948/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=2407993421257799948&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2407993421257799948'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2407993421257799948'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_29.html' title='جنبش سبز و گروه های درون آن؛ایده ها و چالشها'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8787477729801257991</id><published>2010-03-24T06:39:00.000-07:00</published><updated>2010-03-26T09:31:49.440-07:00</updated><title type='text'>سفر کاسپین  ماکان به  اسرائیل ، در آمیختن مفاهیم مستقل و نتیجه گیریهای یک سویه</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;این یکی دو روزه بسیار به سفر کاسپین ماکان به اسرائل تاخته شده است. تا آنجا که کار به بازی وبلاگی رسیده و آن را هم" موضع گيري خودجوش هواداران جنبش سبزومحکوم کردن سفر«ماکان»به اسراييل؛تصويري زيباوغرورآفرين ازاستقلال طلبي وآزادگي سبزها "نامیده اند.[1]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کوتاه سخن اینکه ندا یکی از هزاران کشته و فدایی وطن در سی سال روی کار آمدن جمهوری اسلامی بود و یکی از ده ها عزیز از دست رفته در ماه های اخیر است که تبدیل به نمادی از جانبازی در راه آزادی میهن برای ما شده است و این زاویه از زندگی ندای ایران و مادر بزرگوارش همواره و تا همیشه مورد احترام همه ما هست و همواره این "نماد"محترم هم خواهد بود &lt;br /&gt;اما نامزد ندا و یا مسایل شخصی زندگی او از جمله فردی به نام کاسپین ماکان ارتباطی به ما و مفاهیمی مانند حق طلبی , آزادی خواهی،جنبش سبز ،سیاست و نظایر آن ندارد.ماکان یک از هفتاد میلیون است و آنچه که او می کند از بد و خوب، مستقل از وجهی از زندگی ندا است که مورد احترام همه ماست.&lt;br /&gt;  اینجا دو موضوع داریم&lt;br /&gt; ۱-خود را نماینده ندا و جنبش سبز معرفی کردن&lt;br /&gt; ۲-سفر به اسراییل و دادن پیام صلح و دوستی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهتر نیست این دو موضوع رو از هم تفکیک کنیم ؟&lt;br /&gt;۱- آنها که مدعی هستند، ابتدا بگویند که مورد اول، فلان و بهمان ایراد و کژیها را دارد(البته ابتدا باید بتوانند مدعا خود مبنی بر اینکه ماکان خود را به عنوان نماینده ندا،جنبش سبز ،مردم ایران و .. معرفی کرده ثابت کنند ) &lt;br /&gt;۲ -بعد بگویند  که مورد دوم هیچ اشکالی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موافق نیستید ؟در حالی که لینکهایی که یکی پس از دیگری می آید جملگی بر "محکوم کردن سفر«ماکان»به اسراييل" دلالت دارد و حتی این اقدام هماهنگ را "خودجوش"،"زيبا"و"غرورآفرين" برای سبزها می خواند.طرفه آنکه اشکال عمده دوستان به این است که چرا ماکان خود را سفیر صلح "مردم ایران " خوانده اما خودشان به نمایندگی از همه سبزها این اقدام را "تصويري زيبا وغرورآفرين ازاستقلال طلبي وآزادگي سبزها" خوانده و خود را نماینده همه سبز ها گرفته اند.&lt;br /&gt;آیا برای اسراییل و فلسطین بر خلاف جمهوری اسلامی صلح نمی خواهید؟نمی خواهید جنبش سبز پیغامی به دیگر مردم جهان در این باره بدهد؟نگرانی از برداشتهای نادرست جمهوری اسلامی باید سبب سانسور خودمان شود؟&lt;br /&gt;نگران جمهوری اسلامی هم نباشیم دیگر دروغی و بیشرمی بزرگتری هم مگر میتواند در حق ندا انجام دهند؟ مگر پیش از این هم نمی گفتند که کار اسراییل و که و که بوده؟مگر نگفتند بازیگر بوده، که نمایش بوده، که فلان و بهمان بوده؟مگر حتا از قبرش وحشت ندارند؟ مگر مادر دردمندش را آزار نداند؟آیا ما پیش از این، سفر این و آن به نقاط ممنوعه جهان از نظر جمهوری اسلامی را به دیده تردید و تهدید و تهمت دیده ایم  یا آن را حمل بر جلای اجباری وطن و ظلم مضاعف جمهوری اسلامی کرده  و حتا پا فراتر نهاده در رساندن پیغام  و حرف و تصویر این  افراد هم کوشیده ایم؟بایسته نیست که اگر این بار اعتقادی به آن نداریم،حد اقل از کنار آن بگذریم و به جای آنکه قضاوت در باره افراد را به روزمرگی بکشانیم، اصل را بر پاکی گذشته و داوری نهایی را زمانی انجام دهیم که واقعن خیانتی از کسی ببینیم؟ما و جهان باید حرمت ندا و ندا ها را پاس داریم که میداریم وگرنه جمهوری اسلامی یا خ.ر یا ا.ن و قاتلین ندا مشروعیتی ندارند که پیگیر نظرشان باشیم.&lt;br /&gt;جهان امروز جهان تک رایی نیست ما به دیگران هم نیاز داریم وقتی قدرتهای بزرگ منافع یکسان با مردم ما ندارند، تنها روزنه استفاده از افکار عمومی این کشورهاست که امروزه قدرت بزرگیست. باید این افکار را بیش از پیش متوجه خودمان کنیم.حتا در تظاهرات هایمان میتوان پلاکاردهایی به زبانهای دیگر حمل کرد که نشان دهد مردم ایران خواهان دستیابی به بمب اتم نیستند، که برای تمام دنیا صلح میخواهیم، که برای اسرایئل و فلسطین صلح میخواهیم و کار آنها را به آنها باید واگذار کرد و نکاتی از این دست.یعنی همان جنبه و وجه دوم عمل ماکان که شوربختانه به آن می تازند . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پا نوشته ها :&lt;br /&gt;۱-   http://shahrvand-tahlilgar.blogspot.com/2010/03/blog-post_23.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امشب و پس از نوشتن این مطلب  متوجه شدم که مادر ارجمند و خواهر محترم سرکار خانوم ندا آقا سلطان با بی بی سی مصاحبه کرده و نکاتی  جالب  را ذکر کرده اند .لینک مطلب در بی بی سی را می توانید  در &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/03/100324_makan_neda_israel.shtml"&gt;اینجا&lt;/a&gt;  ببینید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مصاحبه با ماکان توسط بی بی سی را هم از اینجا می توانید بشنوید&lt;br /&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/radio/2010/03/100325_caspian_makan.shtml&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8787477729801257991?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8787477729801257991/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8787477729801257991&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8787477729801257991'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8787477729801257991'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_24.html' title='سفر کاسپین  ماکان به  اسرائیل ، در آمیختن مفاهیم مستقل و نتیجه گیریهای یک سویه'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8904566351524000996</id><published>2010-03-23T13:31:00.000-07:00</published><updated>2010-03-23T18:48:57.534-07:00</updated><title type='text'>مرغ  آزادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;باز این روزها دلم گرفته از فوج فوج این همه هرزه سیاسی که هر چه بیشتر بدان می نگرم کمتر کرانه ای و نشانه ای از پایانشان می بینم.این همه مدعی بدصدا تریبون به دست و یک ملت با یک دنیا حرف اما بدون هیچ ابزاری برای بیان.کاش تنها یک بار،تنها یک بار مرغ بلند پرواز آزادی با گلوی خونین و خراشیده اش خواب مرگ گونه مام رنجور میهن رابا سرودی تازه بشکند.افسوس که از پس این همه زمان، هنگامی که یک بار آنهم تنها نیم مصرع و اولین بار برای ایران خواند،که نه این و نه آن تنها ایران،که استقلال و آزادی برای ایران،به سد گونه دام و داغ و درفش رانده شد که بعد از سی سال سکوت مرگ، در حالی که هزار هزار سی مرغ بود، باز هم دعوت به خموشی شد تا تنها بماند.کاش باز هم این مرغ،سینه آسمان بشکافد و بخواند و بخواند و بخواند؛این بار تا همیشه&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8904566351524000996?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8904566351524000996/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8904566351524000996&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8904566351524000996'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8904566351524000996'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_23.html' title='مرغ  آزادی'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-3217636436549788156</id><published>2010-03-19T14:30:00.000-07:00</published><updated>2010-03-19T14:33:56.930-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوروز ،  مجید توکلی'/><title type='text'>نوروز و آرزوی  آزادی همه  زندانیان سیاسی دربند رژیم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در آستانه نوروز باستانی و این بهار دلکش، زیباترین و بهترین آرزوهایم را هدیه میکنم به آقای مجید توکلی دانشجوی آزاده و دلیر مرد دربند و یکی از سرمشق های جنبش دانشجویی ایران زمین و همچنین مادر و خانواده گرامیشان.مجید جان،بردارم، بهارت مبارک و به یادت هستیم.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-3217636436549788156?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/3217636436549788156/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=3217636436549788156&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/3217636436549788156'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/3217636436549788156'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_19.html' title='نوروز و آرزوی  آزادی همه  زندانیان سیاسی دربند رژیم'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8002167691766056657</id><published>2010-03-17T04:35:00.000-07:00</published><updated>2010-03-18T02:20:36.103-07:00</updated><title type='text'>نشانه بسیار بزرگ خدا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبری از مجله تایم[1] :&lt;br /&gt;آیت الله  العظمی ناصر مکارم شیرازی نوروز را بی اساس و سطحی خواند و مسلمانان را از آن برحذر داشت&lt;br /&gt;بعد از خواندن این فتوای مکارم چیزی به ذهنم رسید.دوستان،به جای  جستن مفاهیم پیچیده و رفتن به سوی فلسفه های شگفت و خواندن هزاران برگ از تاریخ،گاهی واژه های دور و دراز و گنگ عربی (برای یک پارسی زبان) را به زبان خودمان ترجمه کنید. برای نمونه "آیت الله العظمی" می شود" نشانه بسیار بزرگ خدا" میبینید که نتیجه پوچ و خود به خود خالی از هر معنایی هست. (نظیر آیت الله  العظمی ناصر ابوالمکارم شکرفروش و بسیاری دیگر)&lt;br /&gt;نمونه ای از فتواهای عمقی و اساسی و منطقی " نشانه بسیار بزرگ خدا"، ناصر ابولمکارم شکر فروش را هم میتوانید در &lt;a href="http://makaremshirazi.org/persian/masael/masaleTxT.php?id=3964"&gt;این جا&lt;/a&gt; ببینید :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://makaremshirazi.org/persian/masael/masaleTxT.php?id=3964 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پا نوشته ها :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[1]http://www.time.com/time/world/article/0,8599,1972786,00.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;[2]http://balatarin.com/permlink/2010/3/17/1985761&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8002167691766056657?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8002167691766056657/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8002167691766056657&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8002167691766056657'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8002167691766056657'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post_17.html' title='نشانه بسیار بزرگ خدا'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-2132791006013132897</id><published>2010-03-13T08:54:00.000-08:00</published><updated>2010-03-30T06:46:06.490-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ابوالحسن خوشرو'/><title type='text'>گل ونوشه</title><content type='html'>خبر بمو مازندرون بهاره       ..................گل لاله ته وسه بی قراره&lt;br /&gt;اشاره بهیرم ته کرده کاره      .................زیارت هاکنم هامت راه ره&lt;br /&gt;گل ونوشه عاروس ویشه..................      کیله او شوره تره نکوشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمین دیم گل انار ره مونه..................       کمین گل لاله بهار ره مونه&lt;br /&gt;کمین حرف دل قراره مونه................     کمین بهار مه جان یار ره مونه&lt;br /&gt;گل ونوشه عاروس ویشه..................      کیله او شوره تره نکوشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عجب بو دکته ملک و ملا ره..............      عجب سو دکته یور هوا ره&lt;br /&gt;تیناری نیشت بیمه دوشتوره پاره..........   خبر بیارده بلبل نو بهاره&lt;br /&gt;گل ونوشه عاروس ویشه..................      کیله او شوره تره نکوشه&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پانوشته ها:&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href="http://www.muziboo.com/mazandarani/music/music-mazandarani-khoshroo-aroos-visheh"&gt;گوش سپردن به آهنگ گل ونوشه:خواننده ابوالحسن خوشرو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://mzn.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%B1%D9%88"&gt; ابوالحسن خوشرو&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.mazandnume.com/?PNID=C"&gt;پادکست مازندنومه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://i39.tinypic.com/29ljkbb.jpg"&gt;یه عکس بهاری از مازندران (سواد کوه )&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-2132791006013132897?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/2132791006013132897/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=2132791006013132897&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2132791006013132897'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2132791006013132897'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='گل ونوشه'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4026334308976869570</id><published>2010-02-12T11:08:00.000-08:00</published><updated>2010-02-12T11:57:55.252-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بیست و دوم بهمن'/><title type='text'>امید را دریابیم؛</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;دشمن  پیش رو بیرحمانه  میکشد. بیش از سه دهه است که لحظه به لحظه این کشتن را تمرین کرده پس لاجرم ملکه ذهنش شده. جزوی از ذاتش گشته.هرچند که امروز بسیار وحشت زده است و به نسبت همین وحشت زدگی به در و دیوار هم مشت میکوبد.وحشت از پایان .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کار ایران با رفتن این گروه و آمدن آن یکی بسامان نمی شود .امروز ما نیاز به یک انقلاب داریم .انقلابی که خون نمیریزد ،سینما و بانک و دانشگاه آتش نمیزند اما هنجارهای فرهنگی اقتصادی و اجتمایی جامعه را به کلی دیگر گونه می کند.انقلابی که بنیانهای ارزشی ملتی را آنچنان تغییر دهد که هیچ دروغگوی قاتلی چون خمینی و خامه ای در آن بخت نشستن بر "مسند قدرت" را نداشته باشند.موفقیت در حرکت عظیم اجتمایی چون این، نیازمند صبوریست. ما امروز تنها به اندازه ای که شایسته آن بودیم، پیروزی به دست نیاوردیم چون شایسته تر از آنیم. چون تا همیشه این انرژی جوانی و انگیزه قدرت و این بیشماریمان  را داریم. چون راه و هدف مان نقصانی نپذیرفته اند.صبور باشیم .باید نشان دهیم که اندیشه مان همواره بالاتر از شورمان است و در حال آموختنیم. آنچه را که امروز آموختیم، پلی کنیم برای رسیدن به هدف. پله ای کنیم برای جهش و تازیانه ای کنیم برای کوبیدن بر صورت دشمن این میهن که ایران و ایرانی را به گروگان گرفته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته ها و اندیشه های درخشان در بین این نسل پرشور و رشید ایران فراوان است اما آنچه که به ذهن من رسیده با شما در میان گذاشته ام مطالب و مواردی که شاید کمک کند تا بیشترین بهره را از رویدادهای امروز ببریم. هر چند که می پذیرم که چون هر نوشته ای امکان خلل و ناراستی در آن است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;۱- گفتن آنچه میخواهیم: برادرم آنچه را که  میخواهی بر سر دشمنت فریاد کن.  آیا درد تو اثبات این است که "خدا بزرگ است"؟خواهرم آیا "الله  اکبر" دوای ستم هایی است که بر تو میرود؟پدرم آیا فریاد زدن "یا حسین " و "یا مهدی" ایران فردا را جای بهتری برای زیستن دخترت میکند؟ مادرم، تفکر خامنه ای ها، دشمن وجود سبز توست. حال  چه شعارت "جمهوری اسلامی" باشد چه جمهوری برای ایران.پس چرا سخن دلت را فریاد نکنی ؟هموطن پاک نهادم،از سر دردی که چون دریا بی کرانه است تو را به گواهی میطلبم که آیا چون من نمی اندیشی که دشمنم اوست که برادرم را دربند کرده .آیا خمینی و خامنه ای آن قاتلین بد نهادی نیستند که شب هنگام پیش از به گلوله بستن خواهرم به او تجاوز کرده و صبح پول مهرش را میدهند؛پیش از آنکه به بهانه بهای گلوله نشسته به قلب خواهرم، دوباره آن را باز ستانند.آیا دیو بد نهاد او نیست که دست پرورده اش این چنین بی مهابا تمام تلاش و حس وظیفه شناسی به مولایش را به کار می بندد تا دست جوانی را جلوی چشم همه دنیا خورد کند؟(1)هموطنم دردت را فریاد کن.آزادی،جوانی و ایرانت را فریاد کن.مرگ دیکتاتور را فریاد کن.جدایی  دین را از قدرت آواز کن.نابودی تفکر ولایت فقیهی را بخوا.واژگونی شالوده رژیمی که با سلاح کشتار بالیده و پا گرفته را سرودی تازه بخوان.شعار حقیری را سر مدهیم که شعار دشمنمان   هم هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- بهره نگرفتن از ابزارهای رژیم:جمهوری اسلامی آموزگار خوبی نیست که اگر بود، ایران غرقه به خونی نداشتیم. روشهای جمهوری اسلامی نه تنها شایسته آموختن نیست، بلکه بایسته پرهیز است.با ریش و و چفیه و الله  اکبر نمیتوان به جنگ مفاهیم ویرانگر پشت همین نمادها رفت.کسی هرگز به پای پختگی خود جمهوری اسلامی در به کار گیری این نمادهای ناصواب نخواهد رسید. با ظاهر خود را شبیه دشمن ساختن، تنها ناخن به صورت خود کشیده ایم. دورویی ورزیده ایم و این آغاز باطن خود را شبیه او ساختن است. ما بیشماریم و قدرتمند. ما رو به رویش داریم و آنان سر به ریزش. اگر خودمان باشیم،دشمن در بیشماری ما غرق است.پس چرا دوباره همان شعارها و رفتارهای آنان را به کار گیریم و خود را شبیه آنان کنیم؟چرا وقتی که سرداران این رژیم که سر آزادگان بسیاری به دست آنان بر سر دار است،امروز از وجود ما آنچنان غرقه در ترس و وحشت هستند که فردایی برای خود متصور نیستند(2)،باز گوش به فرمان روشهای آنان باشیم؟  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- چرا از این همه موازین شقاوت  آمیز این رژیم عدول نکنیم؟چون ما را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسند؟(3) جز این است که خواهان شکستن ساختار ظلم و جوریم ؟ جز این است که حتا بسیاری از آنانی که لاف در خط امام و موازین اسلامی بودن را داشته اند، امروز بخاطر ناصواب بودن آن خط و خطوط و موازین خود در کنجی خزیده اند پیش از آنکه بهترین فرزندان این آب و خاک را به سینه خاک بسپارند ؟ خط منحرفی که از شدت انحراف و خمیدگی به حلقه ی تنگ و بسته می ماند که هیچ کس را یارای ورود به آن نیست.جز این است که خط امام و ولایت خامنه ی ها و بسیاری از این موازین مذهبی، سه دهه است که دم به دم زهر به کام هر ایرانی پاک نهادی ریخته؟ جز این است که این وحشیگریهای جمهوری اسلامی از این خط پلید امامی و این قوانین ضد بشری ریشه میگیرد؟ چرا از این همه شقاوت و بد نهادی زاده تفکر ولایی ، جمهوری اسلامی مدل بدون روتوش یا مدل اصلاح شده و خط سیاه و منحرف امام عدول نکنیم؟نشان دهیم که ما تنها گروه کوچکی که غلطی کرده ایم نیستیم(4)نشان دهیم که آزادی و سکولاریزم برای فردای این میهن خطری نیست(5) مگر برای آنکه ریگی در کفش دارد.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- او که بر سر به دست آوردن آرمانش مدتی را هزینه داده صبح فردای پیروزی فریب آرمانهای تقلبی را نخواهد خورد .امروز دیگر هیچ ریاکاری  نمیتواند مانند ده ماه پیش هم با خامنه ای و احمدی نژاد باشد و هم با ما.اندک زمانی دیگر هم جدایی خط خمینی با خط مردم آنچنان خود را فریاد خواهد زاد که میدانی برای هیچ دورویی نخواهد ماند.آن روز زمان بلوغ ماست و دست آوردهای آن روزمان از گزند دستبرد و فریب محفوظ خواهد بود. اما امروز،هنوز پیش از هر جایی، اسبهای تروا در ذهن های ماست. شتاب در این مسیر کال و خام بودن به ارمغان می اورد نه پیروزی.پیروزی ما روزی است که دشمن درونی یا نادان دوست را بشناسیم وگرنه ناگزیر از عقب گردهای تکراری و هزینه های بیفایده خواهیم بود.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ۵- چرا در کنار همه شعارهایمان، فریادمان را به گوشه کارمندان ، کارگران ،زحمتکشان، معلمین و ... نرسانیم؟ چرا نگرانیمان برای آنها را نشان ندهیم و بیش از پیش ابراز نکنیم؟ که ایرانی برای همه میخواهیم، که دل نگران یکی از بزرگترین مشکلات مردم فقیر این آب و خاک ثروتمند هستیم. گرانی،فقر،فحشا،بیکاری،وطن فروشی و دزدی پول نفت و واگذاری آب و خاک و غارت منابع ایران توسط سپاهیان را بیش از پیش فریاد کنیم.  &lt;br /&gt;        &lt;br /&gt;۶- چرا روزهای خودمان را برای بیان خواسته هایمان بر ناگزینیم جای آنکه از سالروز جمهوری اسلامی و از ۲۲ بهمن خونین بهره بجوییم؟روزهایی چون عاشوراها، بهترین انتخاب برای رساندن پیام همدلی و هم گرایی به گوش هموطن تحت ستم سنی،بی دین،یهود زرتشتی،بهایی،مسیحی و ... نیستند.چرا از سالروزهای باستانیمان که به نیکی همواره با مهر و خوشحالی گره خورده اند، سود نبریم یا هر آنچه که همه بر سر آن توافق داریم.چرا آنان تابع ما نباشند و ما همیشه باید تابع و گوش بزنگ اجازه جمهوری اسلامی برای تعیین روزی باشیم؟دوست من تفکر ولایی تنها از تو تایید می طلبد وگرنه برای وجود سبز تو هیچ ارزشی قائل نیست؛چه فریاد جمهوری اسلامی سر دهی،چه جمهوری ایرانی با باتوم بر سرت خواهد کوفت.وجود من نجس و اعمالم همه یکسره هبط است،مگر آنکه تایید کنم.آیا خامنه ای را تایید میکنی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷- می توان به هم میهنان بلوچ و کرد و لر و ترک و آذری و فارس و گیلک و مازندرانی و ... بیش از پیش نشان دهیم که دل نگران خستگیهای آنانیم. نشان دهیم که ایرانی برای همه میخواهیم.به شخصه بالاترین آرزوی من ایرانیست که در آن قوم فارس برای ستاندن حق مردم کرد چون سپند روی آتش بالا و پایین پرد و هم میهن ترک من دوشادوش خواسته های خود، پیگیر خواسته های ایرانی بلوچ باشد و  همگی پیگیر خواسته های یکدیگر و ایران را برای همه بخواهیم.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۸- اگر خواهان واژگونی این رژیم بدون خونریزی و باز گشودن گره جمهوری اسلامی از سر ایران بدون توسل به دندان هستیم،نباید یک لحظه فشار را از سر سرداران قاتل سپاهی و بسیجی ، دنباله های تفکر ولایی و خط امامی ، مزدوران خامنه ای و احمدی نژاد برداشت.حفظ فشار همیشگی سبب می شود تا آنان قدرت تصمیم گیری و انتخاب و برنامه ریزی را از دست دهند و اختلافهای همیشگی بر سر قدرت و پول شدت یابد.دچار پراکندگی میگردند و از درون آغاز به جویدن یکدیگر خواهند کرد و این پول و فساد و خیانت و ترس از سابقه سیاه جنایت، سبب ریزش و گسست آنان خواهد شد.ریزشی  که نیروهای جمهوری اسلامی پیدا کرده اند و زوالی که دامن این رژیم را گرفته ،در ده ماه پیش قابل تصور نبوده و این همه مدیون حفظ این فشار از جانب مردم است .جمهوری اسلامی تنها زور میفهمد. خامنه ای ها تنها هنگامی گامی پس می نهند که ما گامی به پیش نهاده باشیم و بر سرش کوفته باشیم.مبارک ترین و کم هزینه ترین اتفاق برای ایران و ایرانی آن است که گرگها و کفتارها از درون یکدیگر را بجوند و این با حفظ این فشار میسر است . اگر این فشار کم شود آنان پیش خواهند آمد و چهره ب مراتب زشت تری نشان خواهند داد.حفظ این فشار به معنی ادامه تظاهرات ها و مبارزات مدني، ،اعتصابها،کمپینها،وبلاگنویسی،اعتراضها،حرکتهای دانشجویی و زنان و کارگران و معلمان و...  است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ۹- دولتهای غربی و امریکا خواهان فروپاشی جمهوری اسلامی نیستند. هر چه زودتر این حقیقت را بپذیریم بهتر تحلیل خواهیم کرد.چند سالی است که جریان هسته ای سبب اختلاف آنان با جمهوری اسلامی شده است و شدید ترین واکنشها در طی این سالها از سوی آنها رخ داده و خواهان تغییر رفتار جمهوری اسلامی شده اند و نه ماهیت و اساس آن.اما رفتار جمهوری اسلامی سی و یک سال است که این چنین یا بدتر است.پس همه درگیری بر سر اختلافات هسته ای هست.روزی که این مشکلات از میانه بر داشته شود،باز مانند سالهای پیش ما تنهاییم با این رژیم وطن فروش که همه دنیا از آن نفع میبرند جز ما.تنها روزنه، استفاده از افکار عمومی این کشورهاست که امروزه قدرت بزرگیست.در تظاهرات هایمان باید این افکار را بیش از پیش متوجه خودمان کنیم.میتوان  پلاکاردهایی به زبانهای دیگر حمل کرد که نشان دهد مردم ایران خواهان دستیابی به بمب اتم نیستند، که برای تمام دنیا صلح میخواهیم، که برای اسرایئل و فلسطین صلح میخواهیم و کار آنها را به آنها باید واگذار کرد، که ما در پی آزادی هستیم.که از پول غرقه به خون جمهوری اسلامی و مسولان آن بپرهیزند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۰- آتش زدن سینما و بانک و دانشگاه و ... محکوم است.خونریزی محکوم است. پراکندن نفرت محکوم است هم چنان که در این مدت دامانمان از این ناپاکی ها و روشهای انقلابیون پیشین پاک بوده. بلکه حتی ورای آن هم  سبز و مهربان بوده ایم چون دریافته ایم که ماندگاریمان در این صلح طلبی است.اما از یاد نبریم، او که می گوید گونه سرخ از سیلی خامنه ای ات را آماده سیلی دیگر کن تا مبادا تو را به خشونت طلبی متهم کنند،مامور است به نوشتن.نادان نسیت؛چون در ایران  امروز مرز بین پاکی و ناپاکی و خوب و بد، خود را فریاد میزند، آنچنان که کسی نتواند به اشتباه بیفتد.فریب لفاظیهای آنان را نخوریم.     &lt;br /&gt;             &lt;br /&gt;۱۱- زمانی آنچه که بودیم  و آنچه که می اندیشیدیم  را مینوشتیم  و سپس جوامع مجازی و محیطهای وب ۲ را  ساختیم  با قلممان.امروز نیز همان باشیم  که بودیم .برای های و هوی و کف و تشویق و همرنگ شدن با دیگران نگوییم و ننویسیم.در حباب خود ساخته غرق نشویم که بعد از مدتی جز مشتی تحلیل متکی بر وهم در دست نخواهیم داشت.این برای پویایی همان محیط ها هم نیازی اساسیست.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۲- همه حق تغییر دارند و دادن این حق به دیگران اولین درس دموکراسی است. اما اگر کسی مدعی تغییر است باید بداند که پذیرش اشتباهات گذشته و اقرار به آن اشتباهات،دوری از اشتباهات گذشته ،تلاش در جهت جبران آن اشتباهات به خصوص وقتی یک کشور از آن  اشتباهات صدمه دیده و بویژه وقتی افراد و شاکیان خصوصی خسران زاده وجود دارند.پرداخت جریمه و هزینه و پاسخ گویی در برابر آن اشتباهات، بخشی از روند یک تغییر مثبت است. چندین بار آزموده را از نو نیازماییم. آزموده هایی که هنوز هم مردم،جامعه و سیاست را از دریچه تنگ و حلقه بسته دین نگاه می کنند و مشغول تقسیم بندی دیندار و بی دین (خودی و غیر خودی ۳۰ ساله )هستند و گذشته روشنی ندارند.البته انصاف باید داد که بسیاری از اینان مدعی تغییری در روش خودشان نیستند و همواره بر روی گذشته خود تاکید کردند و به آن بالیده اند و این ما هستیم که گاهی آرمانها و خواسته های خود را بیجهت به آنها نسبت داده ایم و پیله ای از وهم تنیده ایم. بیاموزیم که میتوان با عبور از اندیشه غلط،امتحان پس داده و آغشته به جنایت، دو بار یک اشتباه خونین را مرتکب نشد، خاصه آنکه هر روز خون عزیزی تازه با هزار امید به فردای میهن می ریزد.رویاها و توهمات ما درباره اشخاص لزوما با آن اشخاص هماهنگی ندارد.زمان گفتن این جملات امروز است نه فردا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پا نوشته ها&lt;br /&gt;۱.&lt;br /&gt;http://www.youtube.com/watch?v=Qpcj_MFKJTM&lt;br /&gt;2.&lt;br /&gt;http://www.youtube.com/watch?v=oglN12vrzY8&amp;feature=player_embedded&lt;br /&gt;3.&lt;br /&gt;ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند.بیانیه شماره ۱۳ میرحسین موسوی&lt;br /&gt;4.&lt;br /&gt;محمد خاتمی: حالا بر فرض کسي و جرياني و گروه کوچکي، غلطي کرده و خلافي گفته و ساختارشکني کرده، آيا منصفانه است بهترين دوستداران اسلام، انقلاب و مردم و امام متهم شوند که اين‌ها ضداسلام و ضد نظام‌اند؟ نخير! &lt;br /&gt;http://www.rahesabz.net/story/7609/&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5. &lt;br /&gt;محمد خاتمی: اصلاحاتی که ما می‌گوییم، از رواج سکولاریسم و افول دین در جامعه و اذهان و رفتار ایرانیان جلوگیری می‌کند http://www.rahesabz.net/story/7609/&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4026334308976869570?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4026334308976869570/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4026334308976869570&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4026334308976869570'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4026334308976869570'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='امید را دریابیم؛'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7568642494851270668</id><published>2010-01-02T08:27:00.000-08:00</published><updated>2010-01-02T08:33:03.059-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فقه شیعه، جنایت'/><title type='text'>از دانسته های خود چه استفاده ای می کنیم؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا میدانستید که نزدیک به ۱۳۰۰ سال است که بر اساس قوانین فقه شیعه ذبح حیوان در روز عاشورا مکروه هست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-آیا میدانستید که نیروهای انتظامی و شبه انتظامی جمهوری اسلامی در روز عاشورا بسیاری را با روشهایی نظیر له کردن زیر ماشین، ضرب و شتم شدید، شلیک گلوله ساچمه ای، شلیک مستقیم با کلت به سر و گردن کشته است ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-آیا میدانستید که نزدیک به یک میلیون "عالم" شیعه و اسلامی در ایران داریم که با نامها و درجاتی نظیر "نشانه اعظم خدا "، "نشانه خدا "،" حجت اعظم اسلام " و "حجت اسلام" قرنهاست که مشغول تجارت چند میلیارد دلاری "دین کاری " در ایران هستند و مدعی هستند ایران کشور صاحب زمان است؟آیا میدانستید عده ای از این افراد در حالی که مدعی داشتن چشم برزخی، دیدن" امام غایب"، آگاهی از باطن افراد و امور دو جهان هستند اما ۷ ماه کشت وکشتار عیان را نمیبینند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این دانسته ها چه نتیجه ای میگیرد؟آیا از این دانسته های خود استفاده ای هم میکنیم؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7568642494851270668?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7568642494851270668/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7568642494851270668&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7568642494851270668'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7568642494851270668'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='از دانسته های خود چه استفاده ای می کنیم؟'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7253756628075866537</id><published>2009-12-15T11:37:00.000-08:00</published><updated>2009-12-15T16:40:59.437-08:00</updated><title type='text'>آتش زدن  عکس  خمینی؛ موجی که بسیاری را با خود برد.</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ۱۶ آذر(روز دانشجو) و در پی تضاهراتی که در دانشگاه های مختلف کشور انجام شد،پخش تصویری[1] از آتش زدن عکس  خمینی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی موجی را پدید آورد که بسیاری را با خود برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;پس از انتشار این تصاویر آقای موسوی در بیانیه ای[2] این عمل را ضد انقلابی نامید. فرازهایی از این بیانیه چنین است :&lt;br /&gt;-حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;- اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی‌هائی نمی‌زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می‌ورزند و حاضرند برای آرمان‌های امام جان‌فشانی کنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;- درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم. از رسانه‌های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است به‌هیچوجه قابل قبول نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین آقای کروبی در نامه ای [3]منکر امکان وقوع چنین عملی از سوی دانشجویان شد. فرازهایی از این بیانیه چنین است :&lt;br /&gt;-آيا نمايش اينگونه‌اي اعتراضات مردمي به نوعي تطهير منافقين سال‌هاي ۶۰ نخواهد شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال آن مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-شما در حالي به مقايسه معترضان به روند فعلي با بني صدر و منافقين مي پردازيد كه اين افراد خوداز مخالفان بني صدر و منافقين بوده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي آن بودند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان آن معرفي مي كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای صانعی نیز به اعتراض برخاستند[4]. فرازهایی از نامه ایشان چنین است :&lt;br /&gt;-انسان های ظالم عکس امام را آتش می زنند بعد می گویند کار دانشجویان بوده است در حالیکه دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند صدا و سیما جمهوری اسلامی در پاسخ به این نامه ها،با بی اساس خواندن این ادعاها،مدعی شد که اصل این تصاویر را در اختیار دارد[5].&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;واکنشها و بحثها :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در حمایت از گفته های موسوی مبنی بر پاک و درست بودن خمینی بیانیه ها صادر شد و حتا بخشی از دانشجویان فریاد " ما ميرحسيني هستيم، عشق خميني هستيم" بر آوردند[6]. در اعتراض به این اقدام، حرکت  سبز خواهان برگزاری راهپیمایی و تظاهرات برای اعتراض به آتش زدن عکس خمینی شد. &lt;br /&gt;در مقابل عده دیگری نه تنها از این عمل ابراز ناخوشایندی نکرده اند بلکه ریشه مشکلات جامعه را در همان تفکرات خمینی که بد بختانه مجهز بسلاح و  باتوم هم هست میدانند. پیش از بررسی بیشتر لازم است که ۲ گروه را در جامعه ایران از هم تشخیص دهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه نخست:افرادی که معتقدند که جنبش اخیر مردم ایران پس از انتخابات جاری تماما یا دست کم با تقریب بالایی محدود به آرمانهای حرکت سبز هستند[7] و این حرکت هم رهبرانی چون موسوی و کروبی دارد و لذا آنها که خود را جزئی از این حرکت میدانند، میتوانند در چارچوب و فریم تعریف شده رهبران این جنبش حرکت، انتقاد، سخن رانی، راهپیمایی و .. کنند و حرکتهای خارج از این چارچوب و دور از بیانیه ها و اهداف رهبران این حرکت مقبول نیست.(نظیر جدایی نهاد دین از حکومت یا تغییر رژیم یا به رسمیت شناختن غیر خودیها(نظیر مخالف جمهوری اسلامی ،مخالف خمینی ،مخالف رهبران حرکت سبز،مخالف برخی اصلاح طلبانی که سابقه تاریکی دارند،بی دین,لاییک, بهایی,سلطنت طلب,کمونیست,مجاهدین و ...). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه دوم:افرادی که معتقدند که حرکت سبز بخشی از جنبش مردم ایران است و این جنبش نوک کوهی است قدیمی که از پس سالیان و در پی انتخابات اخیر از دل ایران سر بر آورده است و لذا لزوما همه افراد حاضر در آن خود را مقید به آرمانهای حرکت سبز نمیدانند.این جنبش رهبری ندارد و آرمانهای آن بر خلاف حرکت سبز با برخی از اساسی ترین ریشه های نظام جمهوری اسلامی مانند جدایی دین و حکومت در تضاد جدی قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گمان نگارنده این مشکلات و بحثها و جدلها در مورد آتش زدن عکس خمینی بیش ازان که به خاطر وجود این دو گروه باشد،ناشی از رفت و آمد عده ای بین این دو گروه است یعنی آنهایی که میخواهند در آن واحد جزو هر ۲ دسته باشند و برای اینکار متوسل به دلایلی عجیب میشوند و سبب تیرگی و مبهم شدن فضای جامعه و سردر گمی مخاطبان میشوند.مسائل و سوالاتی در قبال واکنش این دو گروه درباره آتش زدن عکس خمینی به ذهن میرسد که در ادامه آنها را با شما در میان نهاده ام. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سوالاتی از گروه اول: &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اهداف جریان سبز چیست؟ آیا میتوان گفت که اصلی ترین هدف این جریان که بعد از انتخابات ایجاد شده است، اعتراض به تقلب های انتخاباتی است؟چرا این رهبران در دوره های پیش نتوانستند کسری از این میزان مردم را به خیابان بیاورند؟در این صورت آیا میتوان نتیجه گرفت که هدف اصلی این حرکت جایگزینی احمدی نژاد با موسوی است؟پس آیا رهبران این حرکت آقایان موسوی و کروبی و خاتمی هستند ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- خطوط قرمز حرکت  سبز چیست؟ آیا خواسته های آقایان موسوی و کروبی و خاتمی خطوط قرمز این جنبش هستند؟آیا گزاره هایی نظیر جدایی نهاد دین از حکومت، تغییر رژیم در صورت عدم تمکین به خواسته های حرکت سبز یا به رسمیت شناختن غیر خودیها با دیدگاههای رهبران این جنبش همخوانی دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-سبز کیست؟معیار چیست و کیست و چه کسانی آنرا تعیین میکنند؟میزان انعطاف جنبش سبز در مقابل ورود و خروج افراد به /از آن چقدر است؟در تابستان گذشته ایران فرزندان زیادی را از دست داد.آیا قاتلین این جوانان میتوانند سبز باشند؟افرادی که شخصا "ندا" یی را خاموش نکردند، اما در مقیاسی بزرگتر آمرین و رهبران این قاتلین بودند چه(مانند آقای خامنه ای و احمدی نژاد)؟ مفهومی که سبب پرورش این آمرین و رهبران بوده اند را چه(مانند اسلام حکومتی و ولایت فقیه)؟شخصی که سرچشمه این چارچوب و نظام است و با خشونت تمام این مفاهیم را مستقر کرده و تسلسل وار سبب ایجاد نظامی این چنین،رهبرانی از این دست و قاتلینی این چنین شده است را چه(خمینی)؟خمینی را هم میتوانیم سبز بنامیم؟اگر آری داعیه اصلی نیروها و حرکت  سبز برای برتری بر سرخ و سیاه و ... چیست و علت اینکه این جریان خود را ناشی از خواست مردم و مشروع میداند چیست؟و اگر نه، این "نه" را در عمل چگونه نشان میدهد؟پس چرا خواسته های رهبران آن در مقابل این نه است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-در هنگام اعتراضات اخیر،هنگامی که در داخل گروههایی شعارهایی نظیر" استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" سر دادند، به شدت مخالفت شد.این مخالفت توأما و همزمان از طرف رهبران حرکت سبز[8] و جمهوری اسلامی بود.تا آنجا که اخیر آقای خامنه ای[9] و نصرالله از حزب الها لبنان[10] نیز حرفهای جالبی در مورد این دو شعار گفته اند که نشان می دهد با از دست رفتن این شعارها چه عقب گرد عظیمی در حرکت مردم رخ داده.همچنین در خارج از ایران به کسانی که خواهان تغییر رژیم یا حمل نماد هایشان بودند اعتراض داشتید. تمام دلیل شما این بود که آرمانها و شعارهای افراطی این افراد و گروهها در داخل و خارج تناسبی با آرمانها و خواسته های حرکت سبز،افراد درون آن و رهبران آن ندارد و لذا کسی نمیتواند سبز باشد اما در عمل خواسته های حرکت سبز که حرکتی در درون جمهوری اسلامی هست را نادیده بگیرد.اما سوال من در اینجا این است که در حالی که به شدت بر این پا میفشارید  که هر کس باید شعار های خود را دهد چگونه نماد حرکت سبز خود را کسی کرده ید  که به رهبران شما رای نداد(ندا)؟چرا در حالی که به دیگران هشدار میدهید که حرکت شما را به نفع خودشان مصادره نکنند،خود خون جانباختگان اخیر را به نفع آرمانهای امام مصادره میکنید؟چرا از گرده های خسته مردم باز هم سواری گرفتید؟ چرا رهبران شما و شما از روز نخست به  دهها نفری که کشته شده اند،صدها نفری که شکنجه شده اند یا  مورد تجاوز قرار گرفته اند و هزاران نفری که زندانی شده اند، نگفته اند که این حرکت بنا بر ادعای راهبرانتان تنها مخصوص فداییان و عاشقان خمینی هست؟ به راستی مردم به خاطر  زنده کردن افکار و اندیشه هایی اینچنین( نظیر سخنان اخیر آقایان موسوی و کروبی و صانعی درباره خمینی) به خیابانها آمده اند؟اگر آری   آیا این یک کلاه برداری سیاسی و ورای آن دزدی حرکت مردم نیست؟گیریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی آقای خمینی تصویری را جعل کرده، اما آیا تضمین میدهید که در این کشور هیچ دانشجو و آزادی خواهی مخالف اندیشه خمینی و خواهان آتش زدن عکس وطرز فکر و  .. خمینی نیست؟پس چرا راهبرانتان این حقیقت را تکذیب میکنند؟ این تناقض در طرز فکر و عمل و گفتارتان نشانه چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-از گروه اول  میپرسم که اصولا تفاوت بنیادین شما با خامنه ای و احمدی نژاد چیست که ظاهرا تا این لحظه که این مطلب را مینویسم، "نا سبز ترین" آدمهای ایران هستند(فردا را نمی دانم.اگر جایی برای سبز بودن خمینی هست پس برای آنها هم هست)؟ شما که برای آتش زدن عکس کسی  نوحه سر میدهید که ریشه این شکنجه و قتلهاست چرا چنین حقی را برای جمهوری اسلامی قائل نیستید که خود را محدود به عکس نکند و پیرو راه و طرز عمل این فرد باشد و از همه ابزارها نظیر کشتن مخالفان در خیابانها یا کنج زندانها استفاده کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سوالاتی از گروه دوم :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان گروه دوم &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;عده ای&lt;/span&gt; هستند که (به راست یا دروغ) بیان میکنند که هر چند خواهان بازگشت به آرمانهای امام نیستند اما " استراتژی" و "مصلحت" حکم میکند که عکس  خمینی را بالا ببرند،خود را عشق خمینی جا بزنند و یا تمنای دریافت مجوز برای اعتراض به توهین به ساحت خمینی کبیر را داشته باشند.اما باید گفت استراتژی به مثابه "نقشه ها و ابزارهایی  که برای رسیدن به یک هدف خاص " به کار میگیریم، نمیتواند خود دشمن آن هدف باشد و آن ابزارها و نقشه ها هم نمیتوانند هرچیزی ناصوابی باشند. استراتژی به کلی با دورویی متفاوت هست. استراتژی ارتباطی با روزمرگی و فرو کاستن خواسته های به حق مردم ندارد.&lt;br /&gt;نسبت دادان ادعاهای خود به موسوی و کروبی(نظیر اینکه آنها در واقع موافق امام و جمهوری اسلامی و خودی و غیر خودی و .. نیستند بلکه به عنوان بهانه  و سپر بلا از این موارد استفاده میکنند در حالی که این ادعاها هرگز و هرگز ما به ازای خارجی و واقعی ندارد)و تنیدن تاری از خیالات خود دور این اوهام و ساختن یک استراتژی بر اساس موارد بی اساسی چون این، سرانجام نامبارکی خواهد داشت که تنها یکی از آنها هدر دادان خونهای ریخته شده و دادان هزینه های پوچ بیشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;مگر به قدرت مردم،روشنی حقیقت و راه خود یقین ندارید؟ما در این کشور به اندازه کافی انسان سیاسی کار داریم و نیازی به تزریق این سیاه بازی به بدنه جامعه نیست . جمیعت ایران بسیار جوان است و به راحتی تحت تاثیر نوشته ها و احساسات قرار میگیرد. بپذیریم که اگر با نوشته های ما جوانی به خیابان بیاید و خونش چهره را بپوشاند و ندایش بخاموشی بگراید، مسول خواهید بود؛ اگر این دورویی ها که به اسم استراتژی که به خورد او داده ید سرانجام به جمهوری اسلامی ورژن ۱.۱ ختم گردد. &lt;br /&gt;شاید در قبال آتش زدن عکس  خمینی این استراتژی پذیرفته باشد که فعلا بر جایگاه ولایت فقیه،اندیشه خمینی  و شخص خامنه ای تمرکز کنیم و از کنار این قضیه بگذریم و به ان  دامن نزنیم و همزمان در چندین جبهه نجنگیم تا آنگاه که جنبشی مردم قوت یابد اما هرگز نباید از آتش زدن عکس خمینی ابراز ناخرسندی و شرمساری کرد یا تمنای مجوز اعتراض داشت یا "عشق منی خمینی" سر داد که اینها دیگر شرم یک آرمان و دورویی محض و استفاده از همان روشهای جمهوری اسلامی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ نیازی به این استراتژی نیست هر کس و هر گروه حرف خود را بزند تا مردم به دور از سرگردانی تصمیم بگیرند که کدام را میخواهند. به بهانه اتحاد نباید به هر چیزی تن داد.زیرا که اتحاد با هر چیزی و هر کسی سر انجامی نخواهد داشت و سر انجام این  اتحاد دروغین ما را مجبور به عبور از هدفها و تکرار تجربه های پیشین، البته با هزینه هایی صد چندان میکنند.این صدا همواره باید شفاف شنیده شود.باید روزی بیاید که در این مملکت بی دین و دیندار یا بلوچ و کرد و ترک و فارس و ترکمن و لر و ... همه و همه خودی باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;منابع و پا نوشته ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=76801&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 http://aftabnews.ir/vdcba5b9.rhbfapiuur.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3   http://www.autnews.es/node/108&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 http://www.noandish.com/com.php?id=36240&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097377.php&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6 http://baztabonline.com/Default,fa-IR,BaztabOnline,Content,NewsDetail,Key,32020.aspx&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7 به عنوان مثال آقای کروبی در نامه اخیرشان[3] میگویند:&lt;br /&gt;"اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال آن مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرد اهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند ."&lt;br /&gt;و نیز گفته اند:&lt;br /&gt;سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقيد به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند&lt;br /&gt;جريان اصلاحات خط خود را از مخالفان با اصل نظام جدا می‌داند&lt;br /&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096274.php&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و آقای موسوی روی جمله معروف "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر "پای فشردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیانیه دیروز مشارکت:&lt;br /&gt;تمامی آنانی که سر در گرو جنبش سبز دارند باید نسبت به جغرافیای سیاسی و شرایط حادث هشیار بوده و همچنان به مقاومت مسالمت آمیز و قانونی خود برای پیگیری خواست اصلی جنبش که همان تحقق آرمان امام و انقلاب اسلامی است، یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی و میزان بودن رای و نظر مردم در اداره امور کشور ادامه دهند. جبهه مشارکت ایران اسلامی بار دیگر بر هویت خط امامی خود تاکید کرده و اعلام می دارد که افتخار ما وفاداری به اندیشه و آرمانهای والای امام و انقلاب اسلامی است . http://norooznews.info/news/15557.php&lt;br /&gt;-&lt;br /&gt;زهرا رهنورد  نیز می گوید که جنبش سبز از دل اندیشه‌های امام بیرون آمده است. http://www.parlemannews.ir/?n=6231&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8 متاسفانه آقای موسوی در برابر این شعاربر روی جمله معروف "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر "پای فشردند و آقای کروبی در بیانیه تصویری که پس از ۱۳ آبان دادند بیان کردند که یکی از هدفهای ایشان برای همراهی مردم در قسمتی از مسیر این بود که مواظب باشند شعار انحرافی داده نشود(که منظورشان همان شعارهایی نظیر " استقلال آزادی جمهوری ایرانی" و یا "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" می باشد) http://www.youtube.com/watch?v=2lyPHipVKeQ&lt;br /&gt;افاضات افرادی نظیر مهاجرانی هم در این مورد جالب است http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096280.php&lt;br /&gt;بطور کلی با توجه شدت واکنشها به شعار " استقلال آزادی جمهوری ایرانی"  باید این شعار را باید ورای خطوط قرمز حرکت سبز دانست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9 http://www.youtube.com/watch?v=uaXpc6GMlD4&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10 http://www.iranianuk.com/article.php?id=44600&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7253756628075866537?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7253756628075866537/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7253756628075866537&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7253756628075866537'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7253756628075866537'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2009/12/blog-post_15.html' title='آتش زدن  عکس  خمینی؛ موجی که بسیاری را با خود برد.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-8670730089954897166</id><published>2009-12-09T10:24:00.000-08:00</published><updated>2009-12-09T10:36:53.366-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='apply،Technology Alert List،دانشجویان ایرانی،دانشگاه های آمریکا'/><title type='text'>لیستی از رشته ها و تکنولوژی های ممنوع برای دانشجویان ایرانی متقاضی ادامه تحصیل در آمریکا</title><content type='html'>لیستی از رشته ها و تکنولوژی های ممنوع برای دانشجویان ایرانی متقاضی ادامه تحصیل در آمریکا:&lt;br /&gt;http://www.bu.edu/isso/forms/tal.pdf&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این لیست که به Technology Alert List معروف است،در برگیرنده رشته های تحصیلی و تکنولوژی هایی است که برای دانشجویان ایرانی متقاضی تحصیل در دانشگاه های آمریکا ممنوع می باشد.این لیست اولین بار در نوامبر 2000 منتشر شده و پس از آن بروز(Update) شده است.توجه به مفاد این لیست برای دانشجویانی که در صدد اقدام برای PhD می باشند(apply) بسیار مفید می باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانشجویان ایرانی میتوانند ار آدرس زیر درباره ادامه تحصیل در آمریکا آشنا شوند.لینک زیر در مورد Visa Applicants from State Sponsors of Terrorism Countries میباشد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://travel.state.gov/visa/temp/info/info_4385.html&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این جا هم اطلاعات خوبی هست: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.applyabroad.org/wiki/index.php/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته نگران نباشید، پارامترهای زیادی در صدور ویزا نقش داره حتی شانس و اتفاق(گاهی).از اینجا هم میتونید نظرات پایه این لینک در بالاترین روببینید كه بیشتر درباره اینه كه این لیست اجرا و رعایت  میشه یا نه :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2009/3/3/1530469&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-8670730089954897166?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/8670730089954897166/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=8670730089954897166&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8670730089954897166'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/8670730089954897166'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2009/12/blog-post_3512.html' title='لیستی از رشته ها و تکنولوژی های ممنوع برای دانشجویان ایرانی متقاضی ادامه تحصیل در آمریکا'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-4779691618931141896</id><published>2009-12-09T09:34:00.000-08:00</published><updated>2009-12-09T14:52:36.993-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مجید توکلی'/><title type='text'>به کمک مجید توکلی بشتابیم.</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن از مجید توکلی دل هر انسان آزاده ای را به درد میآورد و دل و جان را به خروش.وقتی آخرین پیامهای مجید، دلیر مردی كه بارها به زندان خامنه ای گرفتار امده را  در Facebook خواندم[1]،آنجا كه از پدر و مادر وداع  می کند چیزی در من سر به جنون می گذارد.دلم میخواهد هرچند بسیار کوتاه اما چند خطی را برای احترام به خودمان هم كه شده بنویسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر دستگیری آقای توکلی به سرعت پخش شد و رسانه های کثیف جمهوری اسلامی بار دیگر بازی دیگری را آغاز کردند، رسانه هایی كه شرم قلم اند.هرچند برایم دیدن عکس آقای توکلی در لباس مادران و خواهرانمان هیچ نکته منفی  ندارد، اما نکاتی كه از این طرز عمل جمهوری اسلامی به دست می اید بسیار جالب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هنگامی كه بر خلاف تمامی کشورهای دنیا جمهوری اسلامی تنها حکومتی است كه اراذل و اوباش سپاهی،انتظامی و  بسیج را با لباس شخصی و با چوب و چماق و باتوم و اشک آور و هزار چیز دیگر به درون دانشگاه میفرستد تا عزیزترین جوانان این میهن را بزنند، از ساختمانها یا حسین گویان  به پایین پرت کنند و در صورت امکان بد تر از آن کنند، آیا نباید چاره ای  اندیشید؟وقتی آقای خامنه  ای سنگها را بسته و سگها را گشاده،آیا باید ایستاد تا ما را بدرند؟ به راستی  این شرمندگی برای کیست برای آقای توکلی یا آقای خامنه ای؟[2]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-دروغگویان ایدوئولوژی زده جمهوری اسلامی هرگاه كه نیاز بدانند،درونیات خود را بر زبان میآورند و  زن بودن  را شرم آور می دانند.آیا به راستی ما از از مادران و خواهرانمان شرم گین هستیم یا به "ندا"ها می بالیم؟جز این است كه امروز شیرزنان این کشور به  آزادیخواهی شهره شده اند؟جز این است كه كه جمهوری اسلامی چون سگی کتک خورده از این "ندا"ها به خود می پیچد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چگونه است كه جمهوری اسلامی كه ۳۰ سال به اجبار چادر سیاه بر سر مادران و خواهرانمان کرده و آن را "ارزنده ترین زینت زن"جا زده،اما به خیال خود،برای تخفیف و آزار افراد انها را مجبور به پوشیدن "بر ترین ارزش زن" کرده؟این دورویی نشانه چیست؟جز این است كه خود نیز در دل آن را زشت می دانید؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آیا تا کنون فرزندی چون مجید توکلی، از این  آب و خاک به زندان شما گرفتار امده كه او را شکنجه نکرده باشید؟جدای از فتوشاپتان ،آیا کم زیر شکنجه این و آن را از ما گرفته اید؟باور کنیم  كه اکنون  مجید در حال شکنجه نیست؟از شما ناپاکان بر نمی اید كه زیر شکنجه از کسی در آن هیات كه می خواهید عکسی بگیرید؟از جلاد های خامنه ای انتظاری جز این است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدوارم مجید را باز هم به زودی  در کنارمان ببینیم.&lt;br /&gt;مزدوران آقای خامنه ای ؛گمان نبرید كه تا ابد می توانید شکنجه کنید و تنها شاخه گلی بگیرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;منابع و پا نوشته ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱. http://www.madyariran.net/wp-content/uploads/2009/12/majid.JPG&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲.به قول آقای آرش سیگارچی جز این است كه به تروریستی ماند اندرزگو می بالید كه خوب از کلاه گیس و آرایش بهره می جست؟(لفظ تروریستی از من است) http://sigarchi.net/blog/?p=3911&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳. مطالب مربوط &lt;br /&gt;http://masihalinejad.com/?p=953&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://www.madyariran.net/?p=3069#comments&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-4779691618931141896?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/4779691618931141896/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=4779691618931141896&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4779691618931141896'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/4779691618931141896'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2009/12/blog-post_9216.html' title='به کمک مجید توکلی بشتابیم.'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-2288676449747866537</id><published>2009-12-09T08:15:00.000-08:00</published><updated>2009-12-09T17:27:05.423-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسن عباسی، لاست،تحلیل،سریال لاست'/><title type='text'>مروری کوتاه و گذرا بر "تحلیل سریال لاست توسط "دکتر" عباسی !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;مروری کوتاه و گذرا بر "تحلیل سریال لاست توسط "دکتر" عباسی ! "[1]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا تنها چند نکته کوتاه كه ازتحلیل سریال لاست توسط عباسی به ذهنم رسیده که با شما در میان گذاشته ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱-خوشحالم كه سریالی را دیدم كه اینقدرعمیق بود و جا برای تفکر داشت و مانند سریالهای "مجاز"تلویزیون جمهوری اسلامی كه مورد تایید امثال آقای عباسی است، نبوده.سریال هایی كه به معنای واقعی مبتذل،سطحی و پیش پا افتاده هستند.آنجا كه به سراغ ایدوئولوژی میروند شرم آور و کثیفند و آنجا كه از دردهای اجتماع می خواهند بگویند، همواره با دو کبوتر عاشق ریشو و چادری شروع می شوند و چون همیشه در انتها به هم میرسند و هیچ گاه در این هرزنامه های سریالی خبری از امثال من و شما و جوانهایی كه به برکت جمهوری اسلامی آقای "دکتر" عباسی مشغول کتک خوردن در خیابانها هستند، نیست.عباسی به این هم می تازد كه سریال حاوی پیام مورد نظر سازندگان آن هست.اصلا چرا باید تعجب کرد كه سریالی حاوی "پیام"باشد؟مگر جز این انتظار است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲- عباسی در اینجا کل تمدن غربی را به یک فیلم می کاهد و سپس به آن می تازد در حالی كه چند میلیارد انسان را با گفتن چند جمله یکسان و کلی نمیتوان بررسی کرد، مگر آنکه چیزی ناصواب در ذهن داشته باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳-عباسی میگوید "اگر ما بتوانیم فیلمی كه دیدگاههای جمهوری اسلامی را نشان بدهد بسازیم..." چنین  میشود و چنان  میشود.خوب او هم دنبال همان توانایی و دانشی هست كه برای مثال آمریکا به آن رسیده است پس از چه گله دارد؟خاصه با این همه ارج و قربی كه هنر و هنرمند در نزد امثال ایشان دارد.دریغا كه به زور سرنیزه بسیاری را از میهنمان رانده اند.اگر جمهوری اسلامی آن روز چنان نمی کرد،امروز مجبور نبود تا "سد میلیون تومان هزینه اصلاح لباس بازیگران سریال" را بپردازد.[2] همین امروز روز در گذشته استاد پایور است. استادانی كه در اثر افکار فاشیستی امثال عباسیها  مظلومانه خاموش شدند.کسی[3] نیکو گفت كه "یادش گرامی . زیر آوار سی سال گذشته مدفون بود ..رها شد ."این است حاصل اندیشه عباسی ها. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- در نظر عباسی ذره ای از حقیقت نزد دیگران نیست و یکسره هر چه او به عنوان یک مسلمان میاندیشد درست است.و این به تمامی یعنی فاشیسم .اندیشه این انسان و امثال او جهان را به جایی میبرد كه به گمان خودشان از همان نقطه انتقاد می کنند.خاصه آنکه در میهن ما این اندیشه خطرناک مجهز به نفت ،سلاح , باتوم , طناب دار و تجاوز اسلامی هم هست.اندیشه فاشیستی خودی و غیر خودی تا پنهان ترین لایه های تفکر و جان سخنرانان جمهوری اسلامی نفوذ کرده به گونه ای كه حتی انسانهای درون یک هواپیما را بر اساس رنگ پوست ،دین،کشور،قاره،نژاد و هزار چیز دیگر به جز انسانیت تقسیم میکند.آیا این یک تعریف روشن و کلاسیک برای فاشیسم و تفکر فاشیستی نیست؟  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵ -این شخص آمریکاییها و فرانسویها را "حرام زاده" مینامد و این امر را در این کشورها معمول و عادی می داند(در یک مورد به آمار ۹۲ در سد اشاره میکند) در حالیکه اگر ایشان همین سخنرانی را در آمریکا یا فرانسه کند و نسبت حرام زادگی به این او آن( از جمله اشخاص حقیقی و حقوقی) دهد،(یعنی همان سخنهایی كه از دهان این ناپاک در این سخنرانی در مورد خانوم فراهانی بیرون می اید )، دیگر امنیتی كه اکنون در سایه حکومت اسلامی به دست آورده نخواهد داشت.آنجایی كه به آن می تازد این بی ادبی را بر نمی تابد ولی تفکر فاشیستی و ایدوئولوژی زده در حکومت اسلامی به راحتی فحاشی می کند.این تناقض ناشی از چیست؟بله دروغگویی.به راحتی دروغ میگوید.ضمن آنکه به گمانم اسلام و از جمله ورژن جمهوری اسلامی آن،آنچنان کارنامه خرابی درباره تجاوز و حرامزادگی دارند كه نمی تواند در این مقولات ادعائی داشته باشند.[4]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶-عباسی میگوید چرا تنها مسلمان سریال یک شکنجه گر عراقی هست؟ خوب كه باشد؟ الگوی مورد نظر عباسی كه در این سخنرانی به آن شخص هم ایشاره می کند، "آقا" یا همان خامنه ای هست.به راستی خامنه ای بد تر از آن شکنجه گر  عراقی نیست؟به راستی بشریت به خاطر وجود خامنه ای شرم سارتر نیست؟اصلا به گمان شما اگر امروز سریال Lost فراخوانی دهد كه برای قسمت بعدی، مسلمانان یک نماینده انتخاب کنند، چند هزار نفر مسلمان  در اطراف و اکناف جهان یکدیگر را بر سر این انتخاب خواهند درید تا برتری اسلام گروه خودشان بر اسلام دیگران را نشان دهند ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷- قسمت دوم این سخنرانی به کلی نیازی به گفتگو ندارد و جفا به وقت و فکر است. چند نمونه کوچک ازسایر  بیانات گوهر بار این شخص هم در اینجا[5] امده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;منابع و پا نوشته ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1. http://4visit.com/play_audio.php?audio=320&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. http://www.cinemaema.com/index.php?module=pagesetter&amp;func=viewpub&amp;tid=26&amp;pid=2123&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. http://friendfeed.com/smto/a7d2b084 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. حرام زادگی:این تنفر تفکر مذهبی به خصوص اسلام از شخص "حرام زاده"برایم قابل درک نیست.آخر اگر تقصیری هم باشد، چگونه می تواند متوجه کودکی پاک باشد كه بی خبر از همه جا پا در این دنیا گذشته كه قوانین مذهبی پیش از آمدن او  همه جای آنرا به اشغال خود در آورده اند؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;5. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2009/12/4/1862463&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2009/12/5/1863012&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2009/12/8/1866681&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-2288676449747866537?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/2288676449747866537/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=2288676449747866537&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2288676449747866537'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/2288676449747866537'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2009/12/blog-post_09.html' title='مروری کوتاه و گذرا بر &quot;تحلیل سریال لاست توسط &quot;دکتر&quot; عباسی !'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-638972490558943087.post-7159696065287628994</id><published>2009-12-02T11:11:00.000-08:00</published><updated>2009-12-02T11:21:42.593-08:00</updated><title type='text'>نگاهی به نحوه اجرای تقلب پر هزینه ،وسیع و خشن انتخابات اخیر ایران و انگیزه ها و اهداف اجرای به ظاهر غیر هوشمندانه آن</title><content type='html'>همیشه نوشتن از سرنوشت ایران نفس قلمم را به شماره میاندازد وفوج فوج بیم است كه سینه امید را نشانه میرود و تو را خسته از مرور هزار باره بسیاری چیزها، از نوشتن پشیمان میکند. خاصه آنکه گمان هم نکنم سخنهای  ناگفته زیادی باقی باشد.یکی دو ماه مانده به انتصابات اخیر ایران،چیزی در من ندا میداد كه روزهایی بس سهمگین در پیش است و گاهی اینجا و آنجا چون همه نگران بودم[1]. نمیدانیم این چه حسی است اما ندایی از همان جنس این روزها دوباره با من نجوا میکند كه ایران ما با شتاب به چیزی نزدیک میشود چیزی كه به غایت ناخوشایند تر است و شگفت.&lt;br /&gt;بر سر چیزی بنام انتخابات در ایران كه همواره به تمامی انتصابات بود، بسیار به یکدیگر تاختیم. گروهی آن را آخرین کور سوی امید دیدیم و عده ای آنرا چرخه باطل و پوچ بی اخلاقی یافتیم.بحثها داغ بود و هیاهو فراوان آنچنان كه برخی شروع به رفت و آمد از این طرف به آنطرف کردند و بسیاری از تصمیمها در دقیقه نود قوام یافت.به هر روی مردم خسته دوباره آزمودند اما خیانت دیدند و بد دلی و خشونتی عیان و شگفت.آنقدر شگفت كه هیچ گاه نفهمیدم و این گوشم نیز از کسی نشنید كه هدف از اجرای پر سوز و  گداز چنین انتخاباتی آنهم در چنین رژیمی كه مست از نا آگاهی من و ما نیازی به دادن هزینه ای اضافه نمی بیند، چیست ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پیشگفتار: انتخابات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تقلب در انتخابات ایران همواره و همواره از اولین دوره تا این دوره اخیر پای ثابت بازی بوده چنان كه به درستی میتوان انتخابات مهندسی شده ایران را "انتصابات" نامید.حتی در دوره موسوم به "اصلاحات"تقلبی شکل گرفت كه سبب شکایت بردن رفسنجانی به "آقا امام زمان" از تریبون نماز جمعه و نخوابیدن بی فایده آقای کروبی در شب انتخابات این دوره شد، هرچند رئیس دولت اصلاحات آقای خاتمی آن انتخابات را از سالمترین انتخابات نظام نامید.هدف طعنه زدن به  این و آن نیست؛ اما تقلب این دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی تفاوتی ماهوی با تقلب های دوره های پیش دارد.این نوشته در حد بضاعت نویسنده آن ،در پی یافتن پاسخ این پرسش است كه هنگامی كه با تقلبی نرم تر و هوشمندانه تر رسیدن به همین هدف محقق شده کنونی (انتخاب دوباره احمدی نژاد)ممکن بود،چرا جمهوری اسلامی چنین هزینه گزافی را پرداخته است؟انگیزه ها،محرک ها و اهداف چنین تقلب عیان،خشن،غیر ضروری و ناکار آمد چه میتواند باشد؟ این نوشته در پی چرایی تقلب نیست(كه تقریبا آشکار است)بلکه در پی علت اجرای تقلب پر هزینه ،وسیع ،خشن وعیان آن است.&lt;br /&gt;چرا در رقابتی شانه به شانه،باور پذیرتر،با سناریویی مدون تر و واقعی تر این تقلب صورت نپذیرفت؟نظیر رفتن احمدی نژاد و موسوی به دور دوم  انتخابات  و سر انجام پیروزی نهایی احمدی نژاد با یک برتری شکننده  كه همراه با تخلیه هیجانات  شرکت کنندگان طی یک پروسه میان مدت -فاصله بین دور اول و دوم انتخابات-هم میتوانست باشد.یا در دور اول چرا احمدی نژاد باید  ۶۳ درصد بحث بر انگیز آرا را کسب کند و نه پنجاه و اندی درصد كه ضمن ملایم تر بودن همان هدف را تامین میکند؟&lt;br /&gt;شاید سؤال بی اهمیتی به نظر بیاید اما به نظر من چیزی باید در این سناریو نهفته باشد كه ارزش این مقدار هزینه سیل حوادث قابل پیشبینی پس از آن را داشته باشد.به گمان من تا کنون درباره اصل تقلب بسیار سخن گفته شده اما تحلیلی كه وسعت تقلب و نحوه اجرای آن به این شکل پرهزینه و غیرضروری را توضیح دهد، ندیده ام. ناگفته پیداست كه نگارنده اصراری بر درستی و خالی از خلل بودن تحلیل خود ندارد و تنها خواسته ام كه نظراتم را با شما به اشتراک بگذارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اجرای پر هزینه  و غیر ضروری تقلب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;جایی کم و بیش پرسیده بودم كه:چیزی که هر چه به عقل ناقصم بیشتر فشار میارم کمتر می فهمم علت وسعت این تقلب است.تقریبا همه می دانستند که تقلب خواهد شد.اما چرا اینطور؟میشد احمدی نژاد و موسوی بروند دور دوم(به عنوان مثال با سی و جهل درسد مجموع آرا) و سپس  احمدی نژاد با یک برتری شکننده پنجاه و اندی در مقابل چهل و خورده ای برنده می شد.چه نیازی به اینکار بود وقتی این حوادث قابل پیش بینی بود؟چیزی به من می گوید این سوال از خود تقلب هم مهمتر است[2].&lt;br /&gt; واقعا میشد بسیاری کارها کرد كه اینچنین نشود.به گمان من پیروزی خفیف ا.ن بر موسوی در دور دوم و کمی افزودن  تمهیدات همیشگی كه اینبار کمی ندیده گرفته شد، هرگز به وضیعت امروز نمی انجامید.تمهیداتی که تا کنون در همه دوره های انتخابات در جمهوری اسلامی معمول بوده.یا به قول دوستی[3] اگر خاتمی از حضور منع نمیشد بسی آسانتر شکست را می پذیرفت همچنان كه امروز نیز پس از سیل حوادثی  كه دیدیم نهایتا بر تغیر برخی از قوانین بازی پای می فشارد و نه تمامیت آن یا لااقل تغییر داور.محدودكردن”خودي”را بيانصافي میداند[4] ، اعتماد را هنوز باقی میداند[5] و خواهان کنترل جنبش "سبز" با همکاری جمهوری اسلامی هست  [6]و حد اکثر "گلایه"دارد[7] و به دور بعدی بازی انتخابات می اندیشد. در ادامه سعی کرده ام  تا پاسخهای احتمالی این پرسش را بررسی کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;فرضیه ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;- فرضیه اول:حماقت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;البته كه گاهی منطق جمهوری اسلامی برای ما قابل درک نیست.می پذیرم كه تئوریزه  کنندگان نادان خشونت  افزایش زیادی داشته اند، خاصه آنکه در طی این ۴ سال مجهز به منابع فراوان مالی هم شده اند و نفوذ بیشتری هم در دولت پیدا کرده اند.می دانم كه انتظار خرد ورزی از اوباشی تحت نام بسیج و یا سرداران جنایت کار سپاه عبث است، اما نباید فراموش کرد كه بزرگ ترین قید جمهوری اسلامی و مهم ترین "مصلحت"رهبران آن،حفظ نظام است؛ماندن در قدرت .از این رو هر چه كه آسیبی جدی برای این اصل باشد شایسته دوری است به خصوص اینکه آسیبی قابل اجتناب هم باشد .رعایت این اصل هوش زیادی طلب نمی کند.هرچند رگه هایی از حماقت در بسیجیان متوسط،سپاهیان رده میانی و آخوند های میانه حکومت مشهود است، اما باور ندارم كه سران این نظام چون بدنه آن باشند،هرچند كه متصف به صفت "نبوغ"هم نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;- فرضیه  دوم:ناهماهنگی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;کلیات این تقلب قبل از اجرا و قبل از به اصطلاح  انتخابات به تصویب رسیده بوده است به طوری كه شواهد این امر غیر قابل چشم پوشی است.پیش بینی آرای  احمدی نژاد پیش از انتخابات توسط خود او[8]،چراغ سبز خامنه ای به دولت مبنی بر آنکه برنامه های خود را برای ۵ سال آتی تنظیم کند(یک سال پیش از انتخابات جاری)،اشغال همه مناسب نظارتی در وزارت کشور و شورای نگهبان نظام اسلامی،تایید زود هنگام انتخابات توسط خامنه ای و موارد  بسیاری از این دست همگی نشانگر وجود طرح تقلب پیش از انتخابات بود.آیا میتوان گفت كه به هنگام پیاده کردن این طرح کلی تقلب،اشتباهاتی رخ داد و جزئیات آن درست پیاده نشد است ؟و اینکه  علارغم آنکه در کلیات تقلب قبل ازانتخابات تفاهم شده است ، اما در نهایت به علت نامشخص بودن جزئیات،عدم مدیریت، داشتن چندین متولی و نکاتی از این دست سبب شده كه این تقلب به  این شکل بد و بی قواره و عیان پیاده شود ؟ به طور  قطع و یقین نمی توان این ادعا را رد کرد اما تدارک وسیع نیروهای نظامی در شب انتخابات چنان كه چیزی شبیه حکومت نظامی را پدید آورد،تجهیز سریع اراذل و اوباش،بسیج ،سپاه و ...،مانورهای شهری زود هنگام پیش از انتخابات كه همگی نشان از پیش بینی درست و دقیق  این اعترضات وسیع را داشت،این نظریه را کم رنگ میکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;- فرضیه سوم:پول!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;یکی از شعارهای محسن رضایی قبل از انتخابات پیدا کردن یکسد میلیارد پول گم شده نفت مردم ایران در دوران ریاست جمهوری  احمدی نژاد  بود[9]،پولی كه قرار بود بر سر سفره ها بیاید.موسوی پا را فراتر گذشته و بیان میکند كه محل،نوع،نحوه و نتیجه هزینه 300 میلیارد دلار پول نفت در طول ۴ سال گذشته معلوم نیست[10] و کروبی هم به خصوص در دوران رقابت انتخاباتی با نمودارهایش در پی اثبات فساد گسترده دولت بود.جدا از این اشخاص و گروه ها  به گمانم  بیشتر مردم  هم به این باور رسیده اند.&lt;br /&gt;اما طبیعتا این پول گم نشده و از بین نرفته ،بلکه موجود در حسابهای داخلی و خارجی بسیج،سپاه،گروه های حامی دولت و طیفی از آخوندهای هماهنگ با دولت هست.صحبت بر سر ۱۰۰ میلیارد(یا بیشتر!) پول است.پولی كه حتی برای بزرگترین اقتصاد های دنیا به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نیست و اگر بپذیریم كه عده کوچکی(در قالب خطرناک ترین انواع افراد،سازمانها و گروه های موجود در درون جمهوری اسلامی )به این پول دسترسی دارند،آنگاه روشن خواهد بود كه این عده به هر طریقی خواهان حفظ این منبع بسیار بسیار عظیم مالی هستند.پس آیا نظریه ای دیگر می تواند "ترس از دست دادن" این منبع عظیم مالی باشد؟البته كه در کل بله اما باز به هیچ عنوان مشکل اجرای عیان و پرهزینه تقلب توجیه نمیشود.ضمن آنکه بر خلاف آنچه كه طیف موسوم به "اصلاح طلبان" تبلیغ میکنند،حتی در صورت پیروزی در انتخابات،نه توان مبارزه با این نهاد ها را دارند و نه نیروی نظارتی یا تهدید این گروه ها را و لذا هیچ گاه خطری بزرگ برای این گروه ها نبوده اند.&lt;br /&gt;بر خلاف واژه مصطلح این روزها، نهاد های فاسد و عظیم اینچنینی(نظیر بسیج،سپاه،گروه های حامی دولت،احزاب تا بن دندان فاسد و قدرتمند نظیر موتلفه و طیفی از آخوندهای هماهنگ با دولت و یا نظام)، "مافیایی"در درون نظام "تمیز و زیبای"جمهوری اسلامی نیستند بلکه خود جمهوری اسلامی به طور بنیادی متشکل از این نهاد ها می باشد و لذا اصلاح آن هم به همان نسبت بسیار سخت و در مواردی "غیر ممکن"می باشد.&lt;br /&gt;دیگر آنکه سابقه این نهاد های نظامی-مالی  جمهوری اسلامی نشانی از کاسته شدن قدرتشان نداده است حتی در دوره "اصلاحات"و ۸ سال ریاست جمهوری محمد خاتمی.خاصه آنکه در بخشی از نیروهای "اصلاح طلب" هم گذشته ای تاریک،فساد مالی و حتی پرونده های باز کم دیده نمی شود.این فرضیه کم رنگ تر میشود وقتی انتخابات ۴ سال پیش را نیز به یاد بیاوریم كه حتی با سر کار بودن "دولت اصلاحات"،این گروه ها و "این بخش" از نظام جمهوری اسلامی آنچنان قدرت مند بوده اند كه سرانجام باز هم "تقلب"در تعیین  سرنوشت انتخابات نقشی پر رنگ داشت. چنان كه اگر در آن زمان هم آرا به سلامت شمرده می شد، احمدی نژاد کسی نبود كه با رفسنجانی به دور دوم می بایست می رفت .در آنزمان هم هر چند رفسنجانی شکایت به امام زمان برد و کروبی قول داد شب انتخابت دور بعد نخوابد، اما با این همه ریس دولت اصلاحات آن انتخابات را از سالم ترین انتخابات نظام نامید و این نشان میدهد كه یا اصلاح طلبان خود نیز بخشی از این بازی هستند و یا آنکه بر خلاف آنچه كه می گویند انها هم هرگز نخواسته اند و یا حداقل نتوانسته اند كه تهدیدی برای این گروه ها باشند و لذا در هر ۲ صورت این فرضیه نیز کم رنگ می شود.به هر روی این همه نشان میدهد كه در صورت تغییر دولت باز هم این گروهها هرگز دچار مضیقه مالی نخواهند شد و پس گرفتن و پیدا کردن ۱۰۰ میلیارد منتفی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-style:italic;"&gt;- چند فرضیه دیگر!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;هرچند تمامی فرضیه های دیگر نظیر "پایان عصر گزینه انتخابات در جمهوری اسلامی"،"صدور انقلاب"،عدم تمایل برای تقسیم قدرت با سایر گروهها از طرف گروه حاکم"و در نهایت "ترکیبی از همه نظریات و فرضیه" های پیش گفته شده ,همگی توجیه کننده اصل تقلب در انتخابات اخیر هستند، اما هیچ یک توضیحی در مورد اجرای عیان،پر هزینه و خشن این تقلب نمیدهد و کماکان مشکلی كه در ابتدای این مطلب اشاره شد، بدون پاسخ میماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;یک احتمال باقیمانده:بمب اتم!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;تصور کنید مراحل زیادی از گامهای لازم برای دستیابی به بمب اتمی جمهوری اسلامی طی شده باشد و ناگهان با جابجایی دولت در عصر انتخابات ،قطع نامه های سازمان ملل و آژانس برای بازرسی های بیشتر پذیرفته شود،منابع مالی برای ادامه پروژه "دستیابی به بمب اتم"با تاخیر و یا سختی تامین شود، جابجاییهای وسیع در حوزه اختیارات دولت واقع شود كه سبب تاخیر یا به خطر افتادن کل برنامه شود مانند وزرا( نظیر وزرای  اطلاعات،نیروهای مسلح ، کشور و ... )،استانداران،مدیران،افراد و گروهها،رازها یکی پس از دیگری بخاطر ناهماهنگی ها آشکار گردد و سر انجام همه نقشه های بلند پروازانه کل نظام با تهدید جدی مواجه شود. نقشه هایی كه ابقا و حفظ نظام اسلامی و تضمین حیات بلند مدت آن را دنبال می کند و با تحلیل های جمهوری اسلامی،دستیابی به بمب اتمی نقشی پر رنگ و استراتژیک برای تامین این هدف را دارد. به گمان بنده این سناریو انگیزه و محرک بسیار خوبی نه تنها برای اصل تقلب بلکه حتی برای  اجرای وسیع ،عیان،بسیار بسیار پر هزینه(اما مقطعی )،ضربتی،سریع  ،قاطع  و خشن آن می باشد.اندیشه و نقشه شومی كه حتی رفتن بازی انتخابات به دور دوم و سر انجام پایان آن با یک "تقلب نرم" را نیز بر نمی تابد و حاضر به قبول ریسک و از دست دادن زمان نیست و لذا تقلبی اینچنین وسیع،قاطع  و تمام کننده را در همان دور اول و بدون هیچ پرده پوشی و شرمی شکل میدهد و به مقابله تمام عیار با مردم می رود.&lt;br /&gt;این تحلیل ضمنا میتواند بدون آنکه اصالت خود را از دست دهد و یا کم رنگ گردد، تمامی انگیزه ها و محرک های از پیش گفت شده(در فرضیه های قبل را)نیز شامل گردد. اگر این تحلیل را بپذیریم آنگاه باید گفت كه "به زودی"شاهد حوادث سخت تر و پیچیده تر و با پارامترهای گسترده تر خواهیم بود. به گمان من برخلاف مدل و الگوی کره شمالی ،پارامتر نفت باعث خواهد شد که نظام فاسد جمهوری اسلامی مجهز به بمب اتم،بتواند ضمن حفظ ارتباطات خارجی خود به سمت یک رژیم تمام عیار فاسیستی نظامی پیش برود والبته سرانجام این گره باز نخواهد شد جز با دندان.دریغ كه آنچنان شود.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;منابع و پا نوشته ها:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;http://balatarin.com/permlink/2009/6/5/1608957#c-1805714  1  &lt;br /&gt;http://vertigone.wordpress.com/2009/06/17/tiananmen/#comment-741  2 &lt;br /&gt;3 منظور ورتیگونه گرامی ذیل همان کامنت در منبع [2] می باشد. &lt;br /&gt;http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=73422 4&lt;br /&gt;http://aftabnews.ir/vdcewz8o.jh8x7i9bbj.html 5&lt;br /&gt; http://balatarin.com/permlink/2009/11/17/1842850 6&lt;br /&gt;http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=74650 7&lt;br /&gt;8 و حتی در یک مورد اشاره عجیب به عدد ۶۳ درصد پیش از انتخابات توسط یکی از حامیان دولت صورت گرفت    &lt;br /&gt;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=46622 9 &lt;br /&gt; http://qomsabz.persianblog.ir/ 10&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/638972490558943087-7159696065287628994?l=iranmehr-comrade.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/feeds/7159696065287628994/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=638972490558943087&amp;postID=7159696065287628994&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7159696065287628994'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/638972490558943087/posts/default/7159696065287628994'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://iranmehr-comrade.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='نگاهی به نحوه اجرای تقلب پر هزینه ،وسیع و خشن انتخابات اخیر ایران و انگیزه ها و اهداف اجرای به ظاهر غیر هوشمندانه آن'/><author><name>IranMehr</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04514674432067789490</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry></feed>
